تطبیق‌پذیری؛ کلید آرامش بازار

 اما آیا کاهش قیمت نفت واقعا به معنای کاهش ریسک عرضه است؟ بسیاری از تحلیلگران پاسخ منفی می‌دهند. به اعتقاد آنها، آنچه امروز در بازار نفت مشاهده می‌شود، نه پایان تنش، بلکه تغییر نگاه معامله‌گران به نحوه مدیریت بحران و تکیه آنها بر انعطاف‌پذیری بازار، سازگاری با شرایط موجود و مسیرهای جایگزین انتقال نفت است؛ به این معنا که بازار بیش از آنکه روی فروکش کردن بحران حساب باز کند، به توانایی خود برای تطبیق با بحران تکیه کرده و بازار به این جمع‌بندی رسیده که حتی در صورت تداوم اختلال در مسیرهای اصلی، جریان عرضه جهانی هرچند با هزینه و زمان بیشتر، همچنان ادامه خواهد یافت. به اعتقاد تحلیلگران، بازار جهانی نفت دیگر مانند گذشته به هر بحران ژئوپلیتیک واکنش هیجانی نشان نمی‌دهد.

 راهی برای دور زدن بحران

حمله مسکو به کی‌یف، تحریم‌های روسیه و سال‌ها اختلال در زنجیره‌های تامین باعث شده معامله‌گران به این نتیجه برسند که بازار معمولا راهی برای دور زدن بحران پیدا می‌کند. به همین دلیل کاهش اخیر قیمت نفت بیش از آنکه ناشی از خوش‌بینی به صلح باشد، ناشی از این باور است که عرضه جهانی هرچند دشوارتر، اما همچنان امکان‌پذیر است. عربستان نمونه روشن این وضعیت است. پس از کاهش تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز و ناامن شدن مسیر باب‌المندب، صادرات نفت این کشور به آسیا با چالش جدی روبه‌رو شده است. با این حال بازار معتقد است ریاض همچنان قادر است نفت خود را از مسیرهای جایگزین، هرچند طولانی‌تر و گران‌تر، به مشتریان آسیایی برساند. استفاده از کانال سوئز، انتقال بخشی از محموله‌ها از طریق خط لوله سومد مصر، تغییر مسیر نفتکش‌ها و استفاده از ظرفیت سایر تولیدکنندگان، همگی بخشی از راهکارهایی هستند که بازار روی آنها حساب باز کرده است. همزمان عراق نیز صادرات بخشی از فرآورده‌های نفتی خود را از مسیر زمینی به ترکیه افزایش داده است. چین نیز با کاهش واردات نفت و اتکا به ذخایر عظیم استراتژیک خود، فشار تقاضا را کاهش داده است. تمام این اقدامات در کنار یکدیگر باعث شده  است بازار تصور کند حتی اگر حدود ۱۰‌میلیون بشکه در روز از عرضه خاورمیانه دچار اختلال شود، هنوز امکان جبران بخش مهمی از آن وجود دارد.

بازار فیزیکی چیز دیگری می‌گوید

مشکل اینجاست که انعطاف‌پذیری به معنای نبود بحران نیست. واقعیت این است که نفت همچنان با هزینه بیشتر، زمان طولانی‌تر و ریسک بالاتر جابه‌جا می‌شود. داده‌های موسسه Kpler نشان می‌دهد عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز همچنان بسیار پایین‌تر از شرایط عادی است و بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی حاضر نیستند نفتکش‌های خود را وارد خلیج‌فارس کنند. در دریای سرخ نیز وضعیت بهتر نیست. حملات حوثی‌ها به تاسیسات آرامکو در جیزان و ینبع نشان داد حتی مسیر جایگزین عربستان نیز دیگر امنیت سابق را ندارد.

در نتیجه امروز هر دو شاهراه اصلی انتقال انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز و باب‌المندب، همزمان با نااطمینانی امنیتی روبه‌رو هستند؛ وضعیتی که هزینه حمل‌ونقل، نرخ بیمه و زمان تحویل محموله‌ها را افزایش داده است. به همین دلیل بسیاری از پالایشگاه‌ها حاضرند برای دریافت محموله‌های واقعی نفت، نسبت به قیمت شاخص‌ها حق بیمه بیشتری پرداخت کنند؛ نشانه‌ای که از تداوم فشار در بازار فیزیکی حکایت دارد.

تجربه جنگ اوکراین

یکی از دلایل اصلی آرامش نسبی بازار، تجربه جنگ اوکراین است. در سال۲۰۲۲ زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد، نفت برنت تا بیش از ۱۳۹دلار در هر بشکه صعود کرد؛ زیرا بازار تصور می‌کرد صادرات روسیه به طور کامل متوقف خواهد شد؛ اما چنین اتفاقی رخ نداد. نفت روسیه به چین و هند رفت، اروپا واردات خود را از آمریکا، آفریقا و آمریکای لاتین افزایش داد و بازار در مدت کوتاهی خود را با شرایط جدید تطبیق داد. اکنون نیز بسیاری از معامله‌گران انتظار دارند همین الگو در خاورمیانه تکرار شود.

این انعطاف تا چه زمانی دوام دارد؟

اما پرسش اصلی اینجاست که بازار تا چه زمانی می‌تواند روی این انعطاف حساب کند؟

بسیاری از موسسات مالی معتقدند این وضعیت ظرفیت محدودی دارد. بانک سوسیته‌ژنرال برآورد کرده که هر ماه تداوم اختلال در دریای سرخ می‌تواند دست‌کم ۱۰دلار به قیمت هر بشکه نفت اضافه کند. به بیان دیگر، هرچه بحران طولانی‌تر شود، هزینه مسیرهای جایگزین، کمبود نفتکش، افزایش حق بیمه و کاهش موجودی انبارها به تدریج در قیمت نفت منعکس خواهد شد. تحلیلگران موسسه مالی UOB در آسیا نیز هشدار داده‌اند که اگر ناامنی در دریای سرخ با ادامه جنگ اوکراین و حملات به زیرساخت‌های نفتی روسیه همزمان شود، بازار با فشار مضاعفی بر عرضه روبه‌رو خواهد شد؛ شرایطی که نه تنها قیمت نفت را در سطوح بالا نگه می‌دارد، بلکه می‌تواند موج تازه‌ای از تورم جهانی را رقم بزند. از سوی دیگر، تحلیلگران موسسه MST Marquee معتقدند بازگشت تردد نفتکش‌ها به تنگه هرمز بسیار کند خواهد بود؛ زیرا مالکان کشتی‌ها تا زمانی که از امنیت کامل این مسیر اطمینان پیدا نکنند، حاضر به پذیرش ریسک نخواهند شد.

آرامش واقعی یا خوش‌بینی؟

به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند افت اخیر قیمت نفت نباید به‌عنوان پایان بحران تعبیر شود. بازار امروز بیش از آنکه روی صلح حساب کند، روی توانایی خود برای سازگار شدن با بحران شرط بسته است. اما اگر اختلال در هرمز و باب‌المندب ادامه یابد یا مسیرهای جایگزین نیز با محدودیت روبه‌رو شوند، همین انعطاف‌پذیری به تدریج فرسوده خواهد شد و قیمت نفت ناگزیر بار دیگر به ریسک‌های واقعی عرضه واکنش نشان خواهد داد. پیام بازار در شرایط کنونی روشن است: بحران هنوز تمام نشده؛ تنها شیوه مواجهه بازار با آن تغییر کرده است.