تعدیل سیاسی قیمت نفت

حمید ملازاده:  توافق اولیه ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز تنها بازار فیزیکی نفت را تحت تاثیر قرار نداده، بلکه موجی از بازنگری در پیش‌بینی‌های معتبرترین موسسات مالی و انرژی جهان را نیز به همراه داشته است. درحالی‌که تنها چند هفته پیش بسیاری از تحلیلگران از احتمال تداوم قیمت‌های بالای نفت در نتیجه اختلال عرضه از خلیج فارس سخن می‌گفتند، اکنون با کاهش ریسک ژئوپلیتیک و چشم‌انداز بازگشت صادرات نفت منطقه، سناریوی غالب بازار به سمت نفت ارزان‌تر در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ تغییر کرده است.

بازار نفت در جریان جنگ آمریکا با ایران یکی از شدیدترین شوک‌های عرضه دهه‌های اخیر را تجربه کرد. بسته شدن عملی تنگه هرمز باعث شد نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و بخش قابل‌توجهی از صادرات LNG جهان با اختلال روبه‌رو شود. در اوج بحران، قیمت نفت برنت تا محدوده ۱۲۲دلار برای هر بشکه افزایش یافت و نگرانی‌ها درباره تکرار شوک‌های انرژی مشابه بحران اوکراین شدت گرفت. با این حال، اعلام دستیابی تهران و واشنگتن به یک چارچوب اولیه برای پایان درگیری‌ها و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی، روند بازار را به‌طور کامل تغییر داد. اکنون نفت برنت به محدوده کمتر از ۸۰دلار بازگشته و بخش عمده پریمیوم جنگی که طی ماه‌های گذشته وارد بازار شده بود، تخلیه شده است. همین تغییر فضای روانی موجب شده بانک‌ها و موسسات بین‌المللی برآوردهای خود از قیمت نفت در سال‌های آینده را مورد بازنگری قرار دهند.

در میان موسسات مالی، سیتی‌بانک یکی از نخستین نهادهایی بود که پس از اعلام توافق اولیه ایران و آمریکا، پیش‌بینی‌های خود را به شکل محسوسی کاهش داد. این بانک آمریکایی میانگین قیمت نفت برنت در سه‌ماه سوم سال۲۰۲۶ را ۷۵دلار و در سه‌ماه چهارم همان سال ۷۰دلار برآورد کرده است. مهم‌تر آنکه سیتی‌بانک پیش‌بینی قیمت نفت برای سال۲۰۲۷ را از ۸۰دلار به ۶۵دلار در هر بشکه کاهش داده است؛ تعدیلی چشم‌گیر که نشان می‌دهد این بانک انتظار دارد بازگشت نفت خاورمیانه و عادی شدن جریان عرضه از هرمز، فشار نزولی پایداری بر بازار وارد کند. تحلیلگران سیتی‌بانک معتقدند حتی خود توافق سیاسی نیز به اندازه بازگشایی کامل هرمز بر بازار اثرگذار است. به باور آنها، صرف کاهش احتمال جنگ و بازگشت ریسک‌پذیری به بازار موجب شده معامله‌گران بخش مهمی از ریسک ژئوپلیتیک را از قیمت نفت حذف کنند.

کاهش تمایل واشنگتن به ادامه جنگ

 سیتی‌بانک همچنین تاکید کرده که تمایل واشنگتن برای ورود مجدد به یک درگیری گسترده به شکل محسوسی کاهش یافته و همین موضوع از دید فعالان بازار اهمیت زیادی دارد. همزمان، آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نیز چشم‌انداز متفاوتی را ترسیم می‌کند؛ چشم‌اندازی که بیش از آنکه بر ریسک کمبود عرضه متمرکز باشد، از احتمال مازاد عرضه در سال‌های آینده سخن می‌گوید. این نهاد بین‌المللی هشدار داده که جنگ اخیر ممکن است آثار منفی عمیق‌تری بر رشد اقتصاد جهانی و تقاضای انرژی برجای گذاشته باشد. به عبارت دیگر، حتی اگر عرضه به سرعت به بازار بازگردد، تقاضا ممکن است آن سرعت لازم برای جذب این بشکه‌ها را نداشته باشد. همین مساله احتمال شکل‌گیری مازاد عرضه جهانی را افزایش داده؛ موضوعی که از مدت‌ها قبل در گزارش‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نیز مورد اشاره قرار گرفته بود. پیش از توافق ایران و آمریکا، بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند اختلال در هرمز می‌تواند مازاد عرضه پیش‌بینی‌شده برای سال‌های آینده را از بین ببرد و بازار را دوباره با کمبود روبه‌رو کند. اما اکنون با بازگشت تدریجی صادرات منطقه، سناریوی مازاد عرضه بار دیگر به مرکز توجه بازار بازگشته است.

بر اساس برآوردهای EIA، رشد تولید کشورهای خارج از اوپک به‌ویژه آمریکا، برزیل، گویان و کانادا همچنان ادامه خواهد داشت. در مقابل، رشد تقاضای جهانی نسبت به دهه‌های گذشته آهسته‌تر شده است. این نهاد پیش‌تر هشدار داده بود که بازار جهانی نفت در نیمه دوم ۲۰۲۶ و به‌ویژه در سال ۲۰۲۷ با مازاد عرضه قابل‌توجهی روبه‌رو خواهد شد. جنگ آمریکا علیه ایران برای مدتی این سناریو را به حاشیه برد؛ اما اکنون توافق اولیه میان دو کشور دوباره آن را احیا کرده است. گلدمن ساکس نیز اگرچه نسبت به برخی موسسات دیگر دیدگاه محتاطانه‌تری دارد، اما جهت‌گیری مشابهی را دنبال می‌کند. این بانک سرمایه‌گذاری اخیرا پیش‌بینی قیمت نفت برنت در سال۲۰۲۷ را به حدود ۸۰دلار کاهش داده و علت آن را افزایش تولید جهانی و تغییرات ساختاری در تقاضا، به‌ویژه در چین، عنوان کرده است.

گسترش خودروهای برقی

به اعتقاد تحلیلگران این بانک، گسترش خودروهای برقی و جایگزین‌های انرژی در اقتصاد چین به تدریج بخشی از رشد سنتی تقاضای نفت را محدود خواهد کرد. نکته قابل‌توجه این است که تفاوت اصلی میان پیش‌بینی‌های قبل و بعد از توافق، نه فقط در ارقام، بلکه در نوع نگاه به بازار است. پیش از اعلام تفاهم اولیه تهران و واشنگتن، تمرکز موسسات مالی عمدتا بر ریسک کمبود عرضه، اختلال کشتیرانی و احتمال جهش دوباره قیمت‌ها بود. اما اکنون محور تحلیل‌ها به سمت سرعت بازگشت عرضه، آزاد شدن نفتکش‌های متوقف‌شده در خلیج‌فارس و احتمال اشباع دوباره بازار تغییر کرده است. برخی برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۱۰۰نفتکش حامل نفت که در ماه‌های گذشته در خلیج‌فارس متوقف شده بودند، در صورت اجرایی شدن توافق می‌توانند ظرف چند هفته وارد چرخه صادرات شوند. علاوه بر آن، از سر گیری صادرات نفت ایران و بازگشت ظرفیت‌های بلااستفاده کشورهای منطقه می‌تواند‌ میلیون‌ها بشکه نفت اضافی را روانه بازار کند. با این حال، همه تحلیلگران نسبت به سقوط پایدار قیمت‌ها اطمینان ندارند.

بسیاری معتقدند مسیر بازگشت کامل بازار به شرایط عادی همچنان با ابهام همراه است. پاک‌سازی مسیرهای دریایی، بازگشت کامل اعتماد شرکت‌های کشتیرانی و اجرای عملی مفاد توافق زمان‌بر خواهد بود. همچنین هرگونه شکست در مذاکرات نهایی یا بازگشت تنش‌های سیاسی می‌تواند بار دیگر ریسک ژئوپلیتیک را به بازار بازگرداند. در مجموع، اگر در ماه‌های گذشته هرمز نماد کمبود عرضه و جهش قیمت‌ها بود، اکنون به نماد بازگشت مازاد عرضه تبدیل شده است. کاهش پیش‌بینی‌های سیتی‌بانک، هشدارهای آژانس بین‌المللی انرژی درباره اشباع بازار و تداوم برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا از مازاد عرضه جهانی، همگی نشان می‌دهد نگاه غالب بازار از «ترس کمبود نفت» به «نگرانی از وفور نفت» تغییر کرده است. به همین دلیل، سرنوشت قیمت نفت در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ بیش از هر زمان دیگری به سرعت بازگشت بشکه‌های خاورمیانه و توان اقتصاد جهانی برای جذب این عرضه اضافی وابسته خواهد بود.