انرژی؛ قربانی مصرف یا سیاستگذاری؟

اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، معتقد است کشور در نقطه‌ای قرار گرفته که ادامه روند فعلی مصرف، هزینه‌های اقتصادی سنگینی به همراه خواهد داشت. به گفته وی، سیاست افزایش قیمت حامل‌های انرژی به‌دلیل ملاحظات اقتصادی و اجتماعی در دستور کار دولت نیست و راهبرد جدید بر ایجاد انگیزه اقتصادی برای کاهش مصرف استوار خواهد بود. بر اساس این رویکرد، خانوارها و مشترکانی که مصرف انرژی خود را کاهش دهند، متناسب با میزان صرفه‌جویی، پاداش نقدی دریافت خواهند کرد. این تغییر رویکرد در شرایطی مطرح می‌شود که ابعاد ناترازی انرژی در کشور فراتر از بنزین رفته و به یکی از چالش‌های اصلی بخش گاز نیز تبدیل شده است.

طبق آمار ارائه‌شده از سوی رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، تولید سالانه گاز ایران در شرایط عادی حدود ۲۹۷میلیارد مترمکعب بوده است. از این میزان، حدود ۱۳میلیارد مترمکعب صادر و نزدیک به ۴۰میلیارد مترمکعب نیز در فرآیندهای عملیاتی و تاسیسات صنعت گاز مصرف می‌شود. در نتیجه سالانه حدود ۲۴۳میلیارد مترمکعب گاز در اختیار شبکه مصرف داخلی قرار می‌گیرد؛ رقمی که حتی در شرایط عادی نیز از نیاز واقعی کشور که حدود ۲۸۵میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود، کمتر است. اما شرایط پس از جنگ، این شکاف را به شکل قابل‌توجهی عمیق‌تر کرده است. بر اساس این آمارها، زیرساخت‌های گازی کشور بعد از جنگ با کاهش سالانه حدود ۵۵‌میلیارد مترمکعبی ظرفیت مواجه شده و تولید واقعی گاز از ۲۹۷میلیارد مترمکعب به حدود ۲۴۲‌میلیارد مترمکعب سقوط کرده است.

اگر کسری تامین برق و گاز صنایع در سال گذشته که حدود ۴۵میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود نیز به این ارقام اضافه شود، ناترازی گاز کشور اکنون به حدود ۱۰۰میلیارد مترمکعب رسیده است؛ رقمی که نشان می‌دهد بحران انرژی در ایران دیگر صرفا یک مساله فصلی یا مقطعی نیست، بلکه به یک چالش ساختاری تبدیل شده است. در بخش بنزین نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. آمارهای رسمی نشان می‌دهد تولید روزانه بنزین کشور که سال گذشته حدود ۱۱۵میلیون لیتر بود، به‌دلیل حمله آمریکا به زیرساخت‌ها به ۱۱۰میلیون لیتر در روز کاهش یافته است. این در حالی است که مصرف روزانه بنزین به ۱۴۰میلیون لیتر رسیده و شکاف میان عرضه و تقاضا تقریبا ۳۰‌میلیون لیتر در روز شده است.

پیامد مستقیم این ناترازی، افزایش وابستگی به واردات سوخت است. سال گذشته حدود ۵.۵میلیارد دلار از منابع ارزی کشور صرف واردات بنزین شد و برآوردهای جدید نشان می‌دهد با کسری فعلی، نیاز وارداتی می‌تواند هزینه‌ای نزدیک به ۸‌میلیارد دلار در سال بر اقتصاد کشور تحمیل کند. به عبارت دیگر، بخشی از منابعی که می‌تواند صرف توسعه زیرساخت‌ها، واردات دارو یا تامین کالاهای اساسی شود، ناچار است برای جبران شکاف مصرف سوخت هزینه شود. در چنین فضایی، دولت تلاش می‌کند به جای استفاده از ابزار افزایش قیمت، مسیر دیگری را برای کنترل مصرف انتخاب کند.

سقاب‌اصفهانی می‌گوید فلسفه اصلی طرح جدید (پاداش صرفه‌جویی)این است که منافع اقتصادی مردم مستقیما با صرفه‌جویی انرژی گره بخورد. از نگاه دولت، زمانی که خانوارها کاهش مصرف را به شکل ملموس در درآمد خود مشاهده کنند، انگیزه بیشتری برای اصلاح الگوی مصرف خواهند داشت. این رویکرد در واقع نوعی تغییر پارادایم در سیاستگذاری انرژی محسوب می‌شود. در دهه‌های گذشته، هرگاه بحث ناترازی انرژی مطرح می‌شد، توجه‌ها عمدتا به اصلاح قیمت‌ها معطوف بود. اما اکنون دولت تلاش می‌کند به جای افزایش هزینه مصرف، کاهش مصرف را به یک فعالیت درآمدزا برای خانوارها تبدیل کند.

با این حال، کارشناسان معتقدند موفقیت این مدل به عوامل متعددی وابسته است. نخست آنکه نظام اندازه‌گیری و پایش مصرف باید از دقت کافی برخوردار باشد تا میزان صرفه‌جویی واقعی هر خانوار قابل محاسبه باشد. دوم آنکه منابع مالی لازم برای پرداخت پاداش‌ها باید پایدار و قابل اتکا باشد. در غیر این صورت، طرح ممکن است در میان‌مدت با چالش‌های اجرایی مواجه شود. در کنار سیاست‌های تشویقی، کارشناسان بر ضرورت اجرای مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری نیز تاکید دارند. از جمله مهم‌ترین این راهکارها می‌توان به ارتقای بهره‌وری انرژی در ساختمان‌ها، نوسازی تجهیزات گرمایشی، کاهش شدت مصرف انرژی در صنایع، توسعه حمل‌ونقل عمومی و کاهش اتلاف انرژی در شبکه‌های توزیع اشاره کرد. در بخش بنزین نیز همچنان احیای ظرفیت CNG یکی از مهم‌ترین گزینه‌های مدیریت مصرف محسوب می‌شود.

عباس ملکی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، معتقد است ایران ظرفیت استفاده روزانه حدود ۲۰میلیون مترمکعب CNG را در اختیار دارد و فعال‌سازی این ظرفیت می‌تواند بخشی از فشار وارد بر بازار بنزین را کاهش دهد. به گفته او، تمرکز بر خودروهای برقی بدون توسعه زیرساخت‌های لازم، راهکار کوتاه‌مدت ایران نیست و استفاده از ظرفیت‌های موجود گاز طبیعی می‌تواند نتایج سریع‌تری به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، مساله بهره‌وری در مصرف گاز نیز اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. ایران در حال حاضر یکی از بالاترین شاخص‌های شدت مصرف انرژی در جهان را دارد؛ به این معنا که برای تولید هر واحد محصول یا خدمات، انرژی بیشتری نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر مصرف می‌کند. کاهش این شاخص می‌تواند تاثیر مستقیمی بر کاهش ناترازی گاز و برق داشته باشد.