صنعت گیم ایران در دور باطل

این تنها مشکل بازی‌سازان ایرانی نیست. از آنجا که تحریم عامل بیرونی به شمار می‌رود، صنعت گیم ایرانی که حداقل در ۶ ماه اخیر دستخوش فیلترینگ و محدودیت گسترده شده است نقش بسیار موثری در شکل‌گیری این بحران دارد. صنعت گیم تنها یکی از صنایعی است که در اکوسیستم اقتصاد دیجیتال زیست می‌کند. در نتیجه اساسا زنده است و همان‌گونه که انسان به هوا احتیاج دارد، نیاز به اینترنت دارد. بنابراین اتصال ضرورت پیدا می‌کند.

شرایط حال حاضر صنعت گیم ایران را می‌توان بحرانی توصیف کرد. با گذر از عوامل بحران، باید دید که هر کدام از اجزای این صنعت چه وضعیتی را تجربه می‌کند. گزارش تاب‌آوری صنعت بازی‌سازی ایرانی در شرایط پسابحران که توسط بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای اخیرا منتشر شده است شرایط کنونی اجزای مورد نظر را به خوبی شرح می‌دهد. بعد از ترسیم یک تصویر عمومی از وضع موجود، نقش دولت به مثابه تنظیم‌گر را مورد بررسی قرار می‌دهیم و در جست‌وجوی پاسخ به این پرسش خواهیم رفت که آیا می‌توان امیدی به حال و روز وخیم این صنعت داشت و اگر کمک‌های لازم به داد کارآفرینان و بازی‌سازان ایرانی نرسد، سناریو بدبینانه چه خواهد بود؟ به عبارت دیگر، چقدر دیگر می‌توان در این دور باطل تاب آورد؟

از ۱۰۰ شرکت بازی‌سازی، کمتر از ۱۰ شرکت سودده‌ هستند

طولانی‌ترین قطعی اینترنت در تاریخ، در سطح کلان طبق برآوردهای انجام شده به کل اقتصاد ایران بیش از ۲.۶‌میلیارد دلار هزینه وارد کرده است. وزارت ارتباطات ایران نیز در پی شفاف‌سازی میزان خسارت وارده ناشی از قطعی اینترنت را روزانه ۳۵.۷‌میلیون دلار تخمین می‌زند. ناگفته نماند که تخمین خسارت غیرمستقیم قطعی اینترنت هم حائز اهمیت است.

صنعت گیم ایرانی در دوران قطعی اینترنت به کما رفت. بخش قابل‌اهمیتی از شرکت‌های بازی‌سازی در اسفندماه و فروردین‌ماه تعطیل یا نیمه‌تعطیل شدند. آنان که باقی ماندند، رشد خود را فدای بقا کرده و ناچار بین تعدیل نیرو و خرید اینترنت گران‌قیمت مجبور به انتخاب شدند. طبق اعلام معاونت حمایت بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، خسارت مادی یک‌ماهه را بیش از ۶۰‌میلیارد تومان ارزیابی کرد. از طرف دیگر محمد زهتابی، رئیس کمیسیون بازی‌های رایانه‌ای سازمان نصر استان تهران، خسارت کل صنعت را حدود ۵۰۰‌میلیارد تومان اعلام کرد.

در نتیجه خاموشی دیجیتال، شکل آفلاین به چرخه توزیع و پرداخت به صنعت گیم ایران تحمیل شد. ناشران ایرانی زیر فشار دوگانه تحریم و فیلترینگ کمر خم کرده و در دور باطل قرار گرفته‌اند. بنابر داده‌های برآوردهای انجام شده از سوی فعالان این صنعت، از حدود ۱۰۰ شرکت بازی‌سازی ایرانی کمتر از ۱۰ شرکت در حال حاضر سودده هستند. از سوی دیگر استریم در ایران تا زمانی که شروط سه‌گانه اتصال پایدار، سرعت مناسب و پینگ پایین برقرار نباشد معنایی ندارد. ناگفته نماند که پلتفرم‌های مرتبط با این موضوع درگیر اختلالات گسترده بودند و مسیر درآمدی استریمرها مسدود شده بود.

Untitled-1 copy

شاخص‌های کمی بحران، وضعیت را فاجعه‌بار توصیف می‌کنند

با استناد به گزارش بنیاد ملی، 96 درصد از گیمرهای فعال ایرانی موبایل‌بازند و به‌طور متوسط روزانه 95 دقیقه در روز بازی می‌کنند. البته میزان تحت‌تاثیر پینگ بالا و سرعت پایین دانلود آپدیت دست‌خوش تغییر اساسی شد. شاخص‌های کمی بحران در این گزارش فاجعه‌بار توصیف شدند.

تضمین دسترسی به اینترنت به عنوان یک ضرورت

ترسیم یک تصویر کلی از صنعت گیم در ایران، نیازمند درک بهتر جایگاه رگولاتور در این حوزه است. تنظیم‌گران اقتصاد دیجیتال طی سال‌های گذشته نوعی سیاست متناقض را در دستور کار خود قرار داده‌اند. در توضیح این موضوع باید توجه داشت که حتی پیش از وقوع جنگ، فاصله قابل‌توجهی بین وضع موجود و هدف‌گذاری‌های انجام شده در حوزه اقتصاد دیجیتال و برنامه هفتم توسعه وجود داشت. پس از به بار نشستن خسارات وارده از جنگ و قطعی اینترنت و موارد دیگر، رسیدن به اهداف گذشته دیگر در این بحث موضوعیت ندارد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی نه درباره وجود بحران، بلکه درباره کیفیت تنظیم‌گری است. 

در این میان صنعت بازی، به‌عنوان بخشی از اقتصاد دیجیتال، بیش از هر چیز به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد. سیاستی که از یک‌سو بر توسعه اقتصاد دیجیتال تاکید می‌کند و از سوی دیگر زیرساخت حیاتی آن را با اختلال مواجه می‌سازد، ناگزیر با نوعی تناقض در اجرا روبه‌رو خواهد شد.

گزارش بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در این گزارش، بسته پیشنهادی خود را که سازگار بر منطق سیاستگذار است طرح می‌کند. بر اساس مفصل‌بندی همین گزارش، صنعت گیم ایران نیاز به حمایت‌های مقطعی ندارد. یکی از نخستین گام‌ها می‌تواند شفاف‌سازی و تثبیت معافیت‌های مالیاتی موجود باشد. در حال حاضر بخشی از شرکت‌های بازی‌سازی در قالب شرکت‌های دانش‌بنیان یا فعالیت‌های فرهنگی از برخی معافیت‌ها برخوردارند، اما پراکندگی قوانین و دشواری احراز این عناوین باعث شده بسیاری از استودیوها عملا نتوانند از این مزایا استفاده کنند. در کنار آن، ایجاد سازوکاری برای دریافت و تبدیل درآمد ارزی نیز از مطالبات مهم فعالان این حوزه است؛ زیرا استودیوهای صادرات‌محور در شرایط تحریم برای بازگرداندن درآمدهای ارزی خود با هزینه و واسطه‌گری قابل‌توجهی روبه‌رو هستند. ایجاد یک مسیر نهادی برای مدیریت این درآمدها می‌تواند بخشی از فشار مالی وارد بر شرکت‌های بازی‌سازی را کاهش دهد.

در سطح زیرساختی نیز تقویت تاب‌آوری صنعت، از طریق تضمین دسترسی پایدار به اینترنت و استفاده از ظرفیت‌های موجود نهادی، به‌عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود. در کنار آن، تدوین چارچوبی جامع برای صنعت بازی و حرکت از مدل‌های حمایتی مبتنی بر یارانه به سمت ابزارهای توانمندساز و مشارکتی، می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری یک اکوسیستم پایدارتر فراهم کند.

شرط بقا و تضمین زیستی شمار بسیاری از کسب‌وکارهای فعال در صنعت گیم ایران، اصلاح فوری زیرساخت‌های اساسی لازم است. کارشناسان می‌گویند که باید به این نکته توجه داشت، پنجره فرصت بسیار کوتاه است. اگر این فرصت از دست برود باید منتظر خروج بیشتر نیروی متخصص، توقف درصد قابل‌توجهی از کسب‌وکارها و استودیوهای بازی‌سازی یا ناشران آنها باشیم. در این سناریو بدبینانه ایران هیچ سهمی در بازار بین‌المللی و حتی داخلی خود نخواهد داشت. شغل از بین خواهد رفت و فرصت طلایی برای همیشه از بین خواهد رفت. در پایان پرسشی که همچنان بی‌پاسخ ماند، این است که صنعت گیم ایرانی چقدر دیگر می‌تواند در چنین وضعیتی باقی بماند.