آخرین سنگر درآمدی IBM توسط هوش مصنوعی فتح شد؛
شوک آنتروپیک به والاستریت
نیرویی ساختارشکن
۲۳ فوریه ۲۰۲۶ را میتوان یکی از شفافترین لحظات بروز تخریب خلاق در صنعت فناوری دانست؛ لحظهای که هوش مصنوعی نه بهعنوان یک ابزار کمکی، بلکه بهعنوان نیرویی ساختارشکن، مستقیما به یکی از قدیمیترین و محافظتشدهترین لایههای اقتصاد دیجیتال حمله کرد. جرقه این اتفاق با انتشار یک پست وبلاگی از شرکت آنتروپیک و برجستهشدن قابلیت کلاود کد برای تحلیل و بازنویسی خودکار کدهای COBOL زده شد.
COBOL زبانی با بیش از ۶۵ سال قدمت است که همچنان ستون فقرات سیستمهای حیاتی در دولتها، بانکها، شرکتهای بیمه و خطوط هوایی محسوب میشود؛ بهویژه در ایالات متحده و بریتانیا. این سیستمها سالها بهدلیل پیچیدگی، حساسیت عملیاتی و ریسک بالای مهاجرت به نوعی منطقه ممنوعه تغییر تبدیل شده بودند. نگهداری و مدرنسازی آنها پروژههایی چندساله، پرهزینه و وابسته به نیروی انسانی کمیاب بود و دقیقا به همین دلیل منبع درآمدی پایدار و میلیارد دلاری برای شرکتهایی مانند IBM، Accenture، Cognizant و سایر غولهای مشاوره آیتی ایجاد کرده بود.
آنتروپیک در پست خود نشان داد که چگونه کلاود کد میتواند ساختار سیستمهای COBOL را تحلیل و بدهیهای فنی انباشته را مستندسازی کند، تشخیص دهد کدام بخشها برای مهاجرت ایمن هستند و کدام قسمتها نیاز به مداخله دقیق دارند. پیام اصلی این بود که فرآیندی که پیشتر سالها زمان میبرد، اکنون میتواند با کمک دستیارهای هوشمند به چند ماه یا حتی چند هفته کاهش یابد. همین پیام ساده اما عمیق، برای بازار کافی بود.
واکنش بازار سریع و بیرحمانه بود. روز دوشنبه، سهام IBM حدود ۱۳ درصد سقوط کرد و نزدیک به ۳۰میلیارد دلار از ارزش بازار این شرکت از بین رفت. بهصورت دومینویی سهام شرکتهایی مانند Accenture و Cognizant نیز بین ۵ تا ۶ درصد افت کرد. حساب تحلیلی Kobeissi Letter با انتشار نمودار سقوط IBM نوشت: «کاملا مشخص است که در چه دوران تعیینکنندهای ایستادهایم.» این واکنش بیش از آنکه ناشی از یک ابزار خاص باشد، بازتاب ترس سرمایهگذاران از یک تغییر پارادایم ساختاری بود.
نکته تناقضآمیز ماجرا اینجاست که IBM خود از سال ۲۰۱۳ تاکنون، استفاده از هوش مصنوعی برای بازنویسی COBOL به جاوا را تبلیغ کرده و در سالهای اخیر نیز محصولاتی مانند watsonx Code Assistant for Z را دقیقا با همین هدف توسعه داده است. حتی مدیرعامل IBM، آرویند کریشنا، اعلام کرده که این ابزارهای هوش مصنوعی نقش مهمی در ثبت بیشترین درآمد Mainframe در ۲۰ سال اخیر داشتهاند و برای برخی workloadها، Mainframe همچنان کمهزینهترین گزینه عملیاتی است. با این حال، بازار به این تمایزهای فنی توجهی نکرد و روی پیام بزرگتر متمرکز شد؛ اگر بازنویسی سیستمهای Legacy واقعا با هوش مصنوعی سریع، ارزان و قابل پیشبینی شود، کل منطق اقتصادی صنعت خدمات آیتی زیر سوال میرود.
کمبود شدید برنامهنویسان COBOL، در کنار هزینهها و ریسک بالای مهاجرت باعث شده بازنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی به گزینهای جذاب و عملی تبدیل شود. این تحول محدود به آنتروپیک یا IBM نیست. شرکتهایی مانند Infosys، AWS، Microsoft، Kyndryl و NTT نیز سالهاست در پروژههای مهاجرت Mainframe و مدرنسازی سیستمهای قدیمی فعالاند. حتی اخیرا رئیس هیاتمدیره Infosys اعلام کرده که رشد هوش مصنوعی باعث شده هزینه بازنویسی سیستمهای Legacy قابلتحمل شود و تعویق این مهاجرتها دیگر توجیهپذیر نباشد.
همزمانی سقوط سهام IBM با افت ارزش سهام شرکتهای بزرگ SaaS مانند Salesforce، Atlassian، Adobe، ServiceNow و HubSpot نیز اتفاقی نیست. نگرانی عمیقتری در حال شکلگیری است؛ اینکه هوش مصنوعیهای عاملمحور نهتنها بهرهوری را افزایش میدهند، بلکه مستقیما به حاشیه سود و حتی ضرورت وجود برخی مدلهای کسبوکار نرمافزاری و خدماتی حمله میکنند.
در نهایت آنچه در ۲۳ فوریه ۲۰۲۶ رخ داد، صرفا یک خبر تکنولوژی نبود. این اتفاق یک پیام شفاف برای کل بازار بود؛ هیچ صنعت قدیمی، هیچ سیستم پیچیده و هیچ مدل کسبوکاری آنقدر مقاوم نیست که از موج هوش مصنوعی عاممحور در امان بماند. برای IBM این رویداد ضربهای نمادین به یکی از آخرین سنگرهای درآمدی محسوب میشود و برای بازار تماشای زنده و بدون سانسور فرایندی است که در آن ارزشآفرینی برقآسای شرکتهای هوش مصنوعی محور همزمان با فرسایش سریع مدلهای کسبوکار سنتی پیش میرود.
ما بیتردید در یکی از هیجانانگیزترین و برای برخی، ترسناکترین مقاطع تاریخ فناوری ایستادهایم؛ دورانی که تخریب خلاق دیگر یک مفهوم نظری نیست، بلکه بهصورت روزانه روی نمودار سهام شرکتهای چنددهمیلیارد دلاری دیده میشود.