وقتی انتظارات،دلار و قیمت‌ها همسو می‌چرخند؛

تورم چرخ‌دنده‌ای در اقتصاد ایران

شماره روزنامه: ۶۶۸۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۶۲۵ اندیشه

سجاد شهری‌زاده*

در اقتصاد ایران، پرسش درباره چرایی شتابان و ناهمگن بودن افزایش تورم، ابعادی ویژه و درخور توجه دارد. چرا یک جهش در نرخ ارز به‌سرعت به تورم عمومی تبدیل می‌شود، اما کاهش تورم پس از ثبات نسبی ارز، کند و پلکانی است؟ پاسخ در ترکیب دو مفهوم «تورم چرخ‌دنده‌ای» و نقش محوری «کانال انتظارات» در اقتصاد ایران نهفته است؛ جایی که نرخ ارز، انتظارات تورمی و قیمت‌ها مانند چرخ‌دنده‌های به‌هم‌پیوسته‌ای عمل می‌کنند که یک‌بار به حرکت درآیند، به‌سختی متوقف می‌شوند.

تورم  چرخ‌دنده‌ای در اقتصاد  ایران

تورم چرخ‌دنده‌ای در ایران ناهمگونی در واکنش قیمت‌ها به شوک‌های تورمی، به‌ویژه شوک‌های ارزی، را توصیف می‌کند. برخی قیمت‌ها (مانند کالاهای وارداتی، انرژی، و مواد غذایی) به سرعت و با شدت زیاد به افزایش نرخ ارز واکنش نشان می‌دهند و موج تورمی اولیه را منتقل می‌کنند. برخی دیگر (مانند خدمات، دستمزدها، و اجاره‌بها) با تاخیر وارد چرخه می‌شوند، اما وقتی وارد شوند، تورم را در اقتصاد تثبیت و پایدار می‌کنند. مطالعات داخلی نشان می‌دهد که عبور نرخ ارز به قیمت‌های داخلی در ایران غیرخطی و آستانه‌ای است: وقتی رشد ماهانه نرخ ارز از حدود ۵ تا ۹درصد فراتر رود، اثر آن بر تورم به‌طور معناداری تشدید می‌شود و اقتصاد وارد رژیم تورم بالا می‌شود. در این رژیم، ضریب عبور نرخ ارز به تورم از حدود ۰.۰۹ به ۰.۲۸ افزایش می‌یابد و انتظارات تورمی نیز نقش پیشتاز در شکل‌دهی به تورم ایفا می‌کنند.

کانال انتظارات در ایران یکی از مهم‌ترین مسیرهای اثرگذاری شوک‌های ارزی و تورمی بر کل اقتصاد است. بنگاه‌ها و خانوارها در ایران، با تجربه دهه‌ها تورم بالا و نوسانات مکرر نرخ ارز، انتظارات تطبیقی شکل داده‌اند: تورم گذشته و نرخ ارز، مبنای اصلی پیش‌بینی تورم آینده است. طبق یک بررسی از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۸۵، سهم تورم انتظاری در بروز تورم ۴۴درصد بوده است؛ یعنی مسوول ۴۴درصد از تورم ایجادشده طی این سال‌ها، تورم انتظاری بوده است. وقتی عاملان اقتصادی انتظار تورم بالاتر دارند، افزایش‌های هزینه مورد انتظار (به‌ویژه از محل افزایش نرخ ارز) را پیش‌خور کرده و قیمت‌ها را همین امروز بالا می‌برند، حتی قبل از اینکه هزینه‌ها واقعا افزایش یابد. از سوی دیگر، انتظارات تورمی بالاتر در ایران به کاهش تقاضا برای پول ملی و تمایل به تبدیل ریال به دلار، طلا، یا کالا منجر می‌شود که خود تقاضا برای ارز و کالاها را افزایش داده و تورم را بیشتر بالا می‌برد.

در ایران، تفاوت سرعت واکنش قیمت‌ها به شوک‌های تورمی بسیار مشهود است. بخش‌هایی مانند کالاهای وارداتی، انرژی، مواد غذایی، و خودرو که قیمت‌ها را مکرر تنظیم می‌کنند، به سرعت و با شدت زیاد به افزایش نرخ ارز واکنش نشان می‌دهند و به‌عنوان چرخ‌دنده‌های سریع، موج تورمی اولیه را منتقل می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهد افزایش ۱۰درصدی نرخ ارز به افزایش حدود ۱.۲درصدی تورم در کوتاه‌مدت و افزایش ۳ تا ۴درصدی تورم در بلندمدت ختم می‌شود. 

در مقابل، بخش‌هایی مانند خدمات، دستمزدها، اجاره‌بها، و قراردادهای بلندمدت که قیمت‌ها را کمتر تغییر می‌دهند، با تاخیر وارد چرخه می‌شوند اما به‌عنوان چرخ‌دنده‌های کند، تورم را در اقتصاد تثبیت و پایدار می‌کنند. نکته نگران‌کننده این است که وقتی تورم سالانه از حد نرمال مورد انتظار فراتر رود، اثرات سیاست پولی بر تورم بزرگ‌تر و طولانی‌مدت‌تر می‌شود و کنترل تورم دشوارتر می‌گردد. در ایران، با تورم نقطه به نقطه فعلی حدود ۸۹درصد، اقتصاد در رژیم تورم بالا قرار دارد و هر شوک ارزی جدید می‌تواند اثرات تقویت‌شده‌ای بر تورم داشته باشد.

کانال انتظارات در افزایش تورم در ایران از چند مکانیسم خودتقویت‌کننده عمل می‌کند. وقتی بنگاه‌ها انتظار تورم بالاتر دارند (که در ایران اغلب با انتظارات درباره افزایش نرخ ارز گره خورده است)، افزایش‌های هزینه مورد انتظار را پیش‌خور کرده و قیمت‌ها را همین امروز بالا می‌برند و این رفتار جمعی، خود باعث تحقق انتظارات تورمی می‌شود. کارگران با مشاهده افزایش تورم و کاهش قدرت خرید، دستمزدهای بالاتری مطالبه می‌کنند و بنگاه‌ها نیز این افزایش هزینه نیروی کار را به قیمت‌ها منتقل می‌کنند که خود تورم را بیشتر بالا می‌برد و چرخه تکرار می‌شود. 

انتظارات تورمی بالاتر به کاهش تقاضا برای ریال و تضعیف بیشتر نرخ ارز منجر می‌شود که خود از طریق کانال عبور نرخ ارز، تورم کالاهای وارداتی را افزایش می‌دهد. همچنین وقتی عاملان اقتصادی انتظار تورم و افزایش نرخ ارز بالاتر داشته باشند، ترجیح می‌دهند پول خود را به دلار، طلا، مسکن، یا کالا تبدیل کنند و این رفتار جمعی، تقاضا برای ارز و کالاها را افزایش داده و تورم را بیشتر بالا می‌برد.

پژوهش‌های داخلی نشان می‌دهد که کاهش نرخ ارز سطح قیمت‌های انتظاری را کاهش داده، درحالی‌که افزایش نرخ ارز آن را افزایش می‌دهد و تورم خود تاثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر انتظارات تورمی دارد، به این معنی که دوره‌های ثبات قیمت می‌تواند به تثبیت و کاهش انتظارات تورمی کمک کند.

شواهد تجربی در ایران تایید می‌کنند که انتظارات تورمی نقش محوری در دینامیک تورم ایفا می‌کنند. مطالعات داخلی تاکید می‌کنند که یک راهکار عملی برای کنترل انتظارات تورمی، ارتقای شفافیت در سیاستگذاری پولی است. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که در رژیم تورم بالا، انتظارات تورمی نقش پیشتاز در شکل‌دهی به تورم ایفا می‌کنند و اثر عبور نرخ ارز به قیمت‌ها تشدید می‌شود. در برخی گزارش­‌های تحلیلی، سناریوهای بدبینانه­ قابل‌توجهی از اثر انتظارات تورمی وجود دارند که نشان می­‌دهند چگونه تشدید انتظارات تورمی می­‌تواند اقتصاد ایران را در یک چرخه معیوب تورم-ارز-انتظارات گرفتار کند. 

درک نقش کانال انتظارات در افزایش تورم برای سیاستگذار پولی در ایران چند پیامد مهم دارد. اگر عاملان اقتصادی به توانایی و تعهد بانک مرکزی و دولت در حفظ ثبات قیمت‌ها و نرخ ارز باور نداشته باشند، انتظارات بلندمدت لنگر خود را از دست می‌دهند و یک شوک ارزی اولیه می‌تواند به سرعت به یک فرآیند تورمی پایدار و خودتقویت‌کننده تبدیل شود. بازگرداندن اعتبار از دست‌رفته، هزینه‌مند و زمان‌بر است. از آنجا که انتظارات نزدیک‌مدت اثر قوی‌تری بر تورم جاری دارند و می‌توانند خودتقویت‌کننده باشند، سیاستگذار باید به شوک‌های ارزی و تورمی اولیه به سرعت و قاطعانه واکنش نشان دهد و از شکل‌گیری انتظارات تورمی بالاتر جلوگیری کند. تاخیر در واکنش، هزینه مهار تورم را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. 

بانک مرکزی باید به‌طور مستمر و شفاف درباره تعهد خود به ثبات قیمت‌ها و مسیر سیاست پولی ارتباط برقرار کند تا از شکل‌گیری انتظارات تورمی ناهمگن و خودتقویت‌کننده جلوگیری شود. با توجه به اینکه بخش‌های مختلف اقتصاد انتظارات متفاوتی دارند و با سرعت‌های متفاوت واکنش نشان می‌دهند، سیاست انقباضی باید با تداوم کافی اجرا شود تا هم انتظارات نزدیک‌مدت و هم بلندمدت تعدیل شوند. مطالعات داخلی نشان می‌دهد که اگر تورم در اقتصاد به زیر ۵ درصد برسد، اثر تورمی نرخ ارز نیز به کمترین مقدار ممکن خواهد رسید، اما رسیدن به این هدف نیازمند تداوم و ثبات در سیاستگذاری است.

فرض کنید اقتصاد ایران با یک شوک ارزی اولیه (مانند افزایش ناگهانی نرخ دلار) مواجه می‌شود: بخش‌هایی که قیمت‌ها را مکرر تنظیم می‌کنند (کالاهای وارداتی، انرژی، مواد غذایی، خودرو)، به سرعت انتظارات خود را تعدیل کرده و قیمت‌ها را بالا می‌برند (چرخ‌دنده سریع). این افزایش قیمت‌ها، انتظارات تورمی را در کل اقتصاد بالاتر می‌برد و تقاضا برای دلار و کالا را افزایش می‌دهد که خود نرخ ارز را بیشتر بالا می‌برد. 

سپس بخش‌هایی که قراردادهای بلندمدت دارند یا قیمت‌ها را کمتر تغییر می‌دهند (خدمات، دستمزدها، اجاره‌بها)، با مشاهده افزایش تورم جاری و تعدیل انتظارات بلندمدت‌شان، قیمت‌ها را بالا می‌برند (چرخ‌دنده کند). نتیجه این است که تورم کلی با الگویی ناهمگن، شتابان و خودتقویت‌کننده افزایش می‌یابد که بازتاب‌دهنده تفاوت در سرعت تعدیل انتظارات بین بخش‌ها، مکانیسم‌های خودتقویت‌کننده کانال انتظارات، و اثر تشدیدشده عبور نرخ ارز در رژیم تورم بالا است.

تورم چرخ‌دنده‌ای و نقش کانال انتظارات در ایران توضیح می‌دهد که چرا افزایش تورم اغلب شتابان، ناهمگن و خودتقویت‌کننده است. تفاوت در سرعت تعدیل انتظارات بین بخش‌های مختلف اقتصاد، همراه با مکانیسم‌های خودتقویت‌کننده مانند پیش‌خور کردن قیمت‌ها، چرخه دستمزد-قیمت، فرار از ریال به دلار و کالا، و اثر تشدیدشده عبور نرخ ارز در رژیم تورم بالا، هسته اصلی پدیده تورم چرخ‌دنده‌ای در اقتصاد ایران است. برای سیاستگذار در ایران، پیام روشن است: پیشگیری از شکل‌گیری انتظارات تورمی ناهمگن و خودتقویت‌کننده، بسیار کم‌هزینه‌تر از مهار تورمی است که در اقتصاد ریشه دوانده است. اعتبار بانک مرکزی و دولت، واکنش سریع به شوک‌های ارزی اولیه، ارتباطات شفاف، و تداوم در سیاستگذاری برای رسیدن به تورم تک‌رقمی، کلید موفقیت در شکستن چرخه معیوب تورم-ارز-انتظارات در اقتصاد ایران است.

* پژوهشگر اقتصاد سیاسی

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن