بررسی کارنامه پیشگام رمزارزها
آیا بیتکوین موفق شده است؟
بااینحال، توسعهدهندگان بیتکوین، بهویژه ساتوشی ناکاموتو و بنیاد بیتکوین، گفتهاند که قصد دارند جایگزینی خصوصی و پرکاربرد برای پول فیات دولتی ایجاد کنند. آنها هنوز در دستیابی به این هدف موفق نشدهاند. بیتکوین واسطه مبادلهای نیست که بهطور عمومی پذیرفته شده باشد. حتی یکی از حوزههای محدودی را که در آن زمانی وسیله مبادله غالب بود، یعنی بازارهای داراییهای رمزارزی، نیز از دست داده است. استفاده از بیتکوین برای خریدوفروش «آلتکوینها» که ۳۵درصد باقیمانده از کل بازار داراییهای رمزارزی را تشکیل میدهند، در سالهای اخیر در واقع کاهش یافته است. این نقش را تتر و سایر استیبلکوینهای مبتنی بر دلار آمریکا بر عهده گرفتهاند.
مفسران مدتهاست که موفقیت بیتکوین بهعنوان یک دارایی را با موفقیت آن بهعنوان یک وسیله مبادلهای که بهطور عمومی پذیرفته شده باشد، اشتباه میگیرند. ادواردهاداس، مفسر اقتصادی، در نوامبر ۲۰۱۳ مقالهای با عنوان «یک پیشبینی: بیتکوین محکوم به شکست است» منتشر کرد. دو ماه بعد نیز مقالهای با عنوان «یک یادبود زودهنگام برای بیتکوین» نوشت. علاقهمندان به بیتکوین، بهدرستی، این نوشتهها را به سخره گرفتهاند. اما بازبینی آنها ارزشمند است، زیرا بسیاری از ادعاهای مطرحشده در آنها هنوز هم امروزه شنیده میشوند.
هاداس از استدلالی آغاز کرد که البته بیش از حد اغراقآمیز بود: بیتکوین به واسطه مبادلهای که بهطور عمومی پذیرفته شده باشد تبدیل نخواهد شد. اما سپس از این مقدمه به پیشبینی این نتیجه جهش کرد که بیتکوین هیچ استفادهای نخواهد داشت و ارزش بازاری آن صفر خواهد بود. بیتکوین امروز در واقع در جایگاهی میان این دو قرار دارد: وسیله مبادلهای غیرمتداول یا خاص و محدود است.
بیتکوین برای انجام برخی پرداختها از سایر وسایل مبادله بهتر است؛ پرداختهایی که حتی اگر برای اهداف مشروع انجام شوند، ممکن است در صورت عبور از نظامهای پرداخت تحت کنترل دولتهای ملی و بانکهای مرکزی، سانسور یا متوقف شوند. الکس گلادستین، فعال حقوق بشر، اخیرا فهرستی همراه با توضیحات درباره موارد استفاده از بیتکوین منتشر کرده است که با این مورد آغاز میشود: BYSOL، یک سازمان حقوق بشری مردمی در بلاروس، بیش از ۵۰۰هزار دلار ارزش را بهصورت همتابههمتا به کارگران اعتصابی داخل بلاروس منتقل کرده است، بهگونهای که رژیم نمیتواند مانع آن شود. معمولا حسابهای بانکی فعالان یا معترضان مسدود میشود.»
سایر نمونههای او شامل جمعآوری کمک مالی توسط فعالان در نیجریه، هنگکنگ و روسیه؛ انتقال پسانداز به خارج از کشور توسط افرادی که از ونزوئلا فرار میکنند؛ ارسال حواله به ایران؛ و انتقالهای همتابههمتا در داخل چین توسط افرادی است که میکوشند از نظارت مالی دولت اجتناب کنند. چنین کاربردهایی، همراه با پیشبینیهایی درباره استفاده گستردهتر از بیتکوین در آینده، برای حفظ ارزش مثبت بازاری آن کافی است.
از سوی دیگر، بیتکوین هنوز فاصله زیادی با تبدیل شدن به وسیله مبادلهای دارد که در زندگی روزمره بهطور عمومی پذیرفته شده باشد. بیتکوین در بسیاری از معاملات کالاها و خدمات در یکی از دو سوی معامله حضور ندارد. جیل کارلسون، ستوننویس Coindesk، اخیرا خاطرنشان کرده است که، جدا از افرادی که بیتکوین را با انگیزه سفتهبازی نگهداری میکنند: «استفاده واقعی از محصولات و کاربردهای رمزارزی همچنان محدود است.... تنها حدود ۲۵۰۰ فروشنده در ایالات متحده بیتکوین را میپذیرند. روند پذیرش در مسیر درستی قرار دارد، اما هنوز در مراحل ابتدایی است.»
بنابراین، در ایالات متحده و سایر اقتصادها بهطور کلی، بیتکوین هنوز به پذیرش گسترده بهعنوان وسیله مبادله دست نیافته است. پیتر کی.هازلت و ویلیام جی. لوتر نیز در مقالهای که اخیرا منتشر کردهاند، همین نکته را به شکل دیگری بیان میکنند. آنها خاطرنشان میکنند که تنها «گوشه کوچکی از اینترنت وجود دارد که در آن معاملات بهطور معمول با استفاده از بیتکوین بهعنوان وسیله مبادله انجام میشود».
من میگویم استدلال هاداس نهتنها به این دلیل اغراقآمیز بود که امکان وجود تقاضای معاملاتی محدود برای بیتکوین را نادیده گرفت، بلکه به این دلیل نیز که در مقاله نخست خود نوشته بود: «توسعهدهندگان بیتکوین میکوشند نشان دهند که پول میتواند با موفقیت خصوصیسازی شود. آنها شکست خواهند خورد، زیرا پولی که توسط دولتها منتشر نشود، همواره محکوم به شکست است. پول ناگزیر ابزاری در خدمت دولت است.»
این جملات سرشار از سوءبرداشتاند. امروزه هیچکس نیازی ندارد ثابت کند که پول میتواند بهصورت خصوصی منتشر شود، زیرا تاریخ مملو از نمونههای آن است. ضرابخانههای خصوصی طلا در ایالات متحده سابقهای موفق داشتهاند. در بیشتر کشورهای توسعهیافته، پول کاغذی قابل بازخرید پیش از جنگ جهانی اول عمدتا بهصورت خصوصی منتشر میشد. در ایالات متحده، اسکناسهای خصوصی بانکها در کنار اسکناسهای فدرالرزرو به گردش خود ادامه دادند تا اینکه دولت حق بانکها برای انتشار آنها را لغو کرد. در اسکاتلند، ایرلند شمالی و هنگکنگ، اسکناسهای خصوصی همچنان تا امروز منتشر میشوند. در ایالات متحده امروزی نیز بخش عمده پول را بانکهای تجاری، در قالب مانده حسابهای جاری، منتشر میکنند - در حال حاضر ۶۶ درصد از معیار محدود M۱ حجم پول ایالات متحده - نه دولت.
صرفنظر از اینکه بیتکوین یا هر دارایی رمزارزی دیگری بتواند در آینده استفاده پولی گستردهتری بهعنوان وسیله مبادله پیدا کند یا نه، پول منتشرشده بهصورت خصوصی به این شکل محدود نمیشود. پولی که نه دولتها، بلکه بانکهای خصوصی منتشر میکردند، در قالب حسابهای قابل برداشت و اسکناسهای قابل بازخرید با نقره و طلا، در قرنهای پس از سال ۱۲۰۰میلادی در سراسر جهان گسترش یافت و بنابراین نمیتوان گفت که «محکوم به شکست» است. وقتی پول خصوصی در طول تاریخ بارها با موفقیت مورد استفاده قرار گرفته است، نمیتوان گفت پول «ناگزیر ابزاری در خدمت دولت» است. پول از دل نوآوریهای خصوصی در عرصه پرداخت تکامل یافته است؛ نوآوریهایی که در تلاش برای پاسخگویی به نیاز و آسایش بازرگانان و خانوارها بودهاند، نه از تلاشهای یک دولت کارآفرینِ افسانهای. بیتکوین و رقبای آن نیز همچنان در حال تکاملاند.
به نظر میرسدهاداس، مانند برخی منتقدان دیگر، میخواست بیتکوین شکست بخورد، زیرا بیتکوین تجسم نوعی ایدئولوژی بازار آزاد است که او از آن حمایت نمیکند. اما این دلیل مناسبی برای تصور اینکه بیتکوین باید شکست بخورد نیست؛ چه بهعنوان یک دارایی سرمایهای و چه بهعنوان یک وسیله مبادلهای که بهطور عمومی پذیرفته شده باشد. او نوشته بود: «بیتکوین برخی از مشکلات پول خصوصی را آشکار میکند. ارزش آن نامطمئن است، وضعیت حقوقی آن روشن نیست و اگر کاربران اعتماد خود را از دست بدهند، ارزش آن بهراحتی میتواند به صفر برسد.»
باید توجه داشت که عدمقطعیت ارزش، یعنی قدرت خرید بسیار پرنوسان و احتمال کاهش ارزش در اثر از دست رفتن اعتماد، مشکلاتی هستند که بسیاری از پولهای فیات دولتی نیز با آنها مشترکاند. اما پولهای کالایی خصوصی در طول تاریخ چنین مشکلاتی نداشتهاند. هرگونه ابهام در وضعیت حقوقی بیتکوین ناشی از قوانین و مقررات بوروکراتیک است، نه خود بیتکوین؛ و مسوولیت رفع این ابهام نیز بر عهده دولت است.
هاداس ادامه داده بود: «علاوه بر این، اگر بیتکوین واقعا روزی شروع به رشد چشمگیر کند، دولتها یا آن را ممنوع خواهند کرد یا کنترل نظام را در دست خواهند گرفت.» این آسیبپذیری یک مشکل است، اما عجیب است که آن را نقص پول خصوصی بدانیم، نه مشکلی ناشی از ناکافی بودن محدودیتهای اعمالشده بر قدرت دولت.
هاداس در پایان مقاله سال ۲۰۱۳ خود، کاربران بیتکوین را مجرمان، گیکها و سفتهبازان مینامید. اما سپس - و بار دیگر در مقاله سال ۲۰۱۴ خود - با وجود آنکه شکست بیتکوین را از هر دو جنبه پیشبینی کرده بود، انگیزه دیگری را نیز شناسایی کرد که به بیتکوین آیندهای میبخشد:
«مردم را میتوان بخشید اگر تصور کنند دولتها، از جمله بانکهای مرکزی، نظام پولی را چنان بد اداره کردهاند که ممکن است پول غیردولتی بهتر باشد... بیتکوین جذاب است، زیرا دولتها بهطور کامل به مسوولیتی که پول تحت حمایت دولت بر دوش آنها میگذارد عمل نمیکنند. بیتکوین، یا چیزی شبیه آن، تا زمانی رونق خواهد داشت که مقامات در مدیریت بهتر عمل کنند»
هاداس در سال ۲۰۱۷، پس از آنکه قیمت بیتکوین از ۱۰هزار دلار عبور کرد، در مقالهای با عنوان «بازنگری در بیتکوین» اذعان کرد: «در حال حاضر، بیتکوین برای سفتهبازان خوب عمل میکند، اگرچه نه برای جامعه.»
مردم واقعا میتوانند بانکهای مرکزی را به این دلیل که در حفظ قدرت خرید پول و حفظ حریم خصوصی مالی عملکرد ضعیفی داشتهاند، مقصر بدانند. همچنین میتوانند بر این باور باشند که بیتکوین، در جهانی که دولتها اجازه یافتهاند نظامهای پرداخت مبتنی بر پول کالایی را سرکوب کنند، بالقوه پولی بادوامتر از یک نظام پولی کالاییِ غیردولتی است. بیتکوین در برابر نظارت و ممنوعیتهای دولتی آسیبپذیر است؛ ممنوعیتهایی که میتوانند صرافیهای رمزارزی را از فعالیت بازدارند و معاملات را به زیرزمین سوق دهند.
بااینحال، میتوان استدلال کرد که بیتکوین در فعالیت زیرزمینی بهتر از یک نظام بانکی مبتنی بر قابلیت بازخرید پول کالایی دوام خواهد آورد؛ زیرا چنین نظام بانکیای برای برخورداری از اعتماد، ناگزیر باید بهصورت علنی و در دسترس فعالیت کند. اگر بیتکوین بهعنوان یک سرمایهگذاری و یک وسیله مبادله در انتظارِ تبدیل شدن به پول، تا زمانی که مقامات در مدیریت بهتر پول فیات و فراهم کردن امکان حفظ حریم خصوصی مالی «بهتر عمل کنند» به رونق خود ادامه دهد، ممکن است برای مدت بسیار طولانی همچنان به حیات و رونق خود ادامه دهد.
* اقتصاددان