عزیمت رینولدز به ایران
<b>گروه تاریخ و اقتصاد:</b> جورج رینولدز چند هفته بعد از استخدام در شرکت دارسی، در مرداد سال ۱۲۸۰ش(اوت ۱۹۰۱م) به ایران عزیمت کرد و در ۱۹ شهریور ماه (دهم سپتامبر) به تهران رسید او قبل از آنکه به چیاسرخ در (نزدیک قصرشیرین و نخستین محل حفاری) عزیمت کند مدت دو هفته در پایتخت ماند.<br> <br> حفاری اولین چاه نفت در چیاسرخ در ۱۷ آبان سال ۱۲۸۱ ش(۸ نوامبر ۱۹۰۲م) آغاز شد و رینولدز ۵ ماه بعد در بهمن ۱۲۸۲ ش (فوریه ۱۹۰۳م) به لندن بازگشت. در آن هنگام، مشکلات زیادی در چیاسرخ پیش آمده بود: حمله انبوهی از ملخها آب آشامیدنی را آلوده کرده بود.
جورج رینولدز چند هفته بعد از استخدام در شرکت دارسی، در مرداد سال ۱۲۸۰ش(اوت ۱۹۰۱م) به ایران عزیمت کرد و در ۱۹ شهریور ماه (دهم سپتامبر) به تهران رسید او قبل از آنکه به چیاسرخ در (نزدیک قصرشیرین و نخستین محل حفاری) عزیمت کند مدت دو هفته در پایتخت ماند.
حفاری اولین چاه نفت در چیاسرخ در ۱۷ آبان سال ۱۲۸۱ ش(۸ نوامبر ۱۹۰۲م) آغاز شد و رینولدز ۵ ماه بعد در بهمن ۱۲۸۲ ش (فوریه ۱۹۰۳م) به لندن بازگشت. در آن هنگام، مشکلات زیادی در چیاسرخ پیش آمده بود: حمله انبوهی از ملخها آب آشامیدنی را آلوده کرده بود. لولههای دیگهای بخار به علت استفاده از آبهای معدنی دچار زنگزدگی شده بود. ماشینآلات مورد نیاز حفاری، پشت دروازههای ایران در بصره تعمدا متوقف مانده بود و تدارکات مورد دستبرد و چپاول یاغیان و سارقان قرار میگرفت. شیوع بیماریهای واگیردار نیز مشکل بزرگی بود. از این رو عوامل حفاری به هیچوجه از وضعیت موجود راضی و دلخوش نبودند. علاوهبر اینها، برای کارکنان مشکلات عمومی حفاری در زمینهای ناشناخته نیز وجود داشت.
با بروز چنین مشکلاتی تمام تلاشها و زحمات بیثمر ماند. اگر چه دو حلقه چاه اکتشافی، بهخصوص چاه شماره یک چیاسرخ، در سوم اسفند ۱۲۸۲ش (۲۲ فوریه ۱۹۰۴م) به نفت رسیده بود، اما محصول آن به قدری ناچیز بود که بعدها این حوزه نفتی برای تمرکز دادن به عملیات مخازن جنوب، متروک ماند. رینولدز برای پایان دادن به چنین مشکلاتی به لندن رفت. او در پایان سال ۱۲۸۲ش (اوایل سال ۱۹۰۴م)، پس از تجدید قرارداد خود در لندن به ایران مراجعت کرد و دست به کاوش مناطق مناسبی که در لندن پیشنهاد شده بود، زد.در آن هنگام به رینولدز دستور داده شد قبل از پایان فروردین ۱۲۸۳ ش (ماه آوریل ۱۹۰۴م) ۶ منطقه را برای حفاری انتخاب کند. رینولدز برای انجام این ماموریت از راه بوشهر یک سفر نسبتا طولانی به مناطق دور و احتمالا خطرناکی چون بهبهان، شاردین، کنداک، مسجد سلیمان، شوشتر، قلعه دتل و اهواز را آغاز کرد. در این سفر بود که رینولدز برای اولین بار با بعضی از خانهای بختیاری، همچنین با شیخ خزعل ملاقات کرد.
رینولدز در خرداد ۱۲۸۳ش (ژوئن ۱۹۰۴ م)، مجددا به لندن بازگشت. بازگشت او مقارن با زمانی بود که دارسی به مشکلات سرمایهگذاری اکتشاف نفت وقوف بیشتری یافته بود. سرانجام، مذاکرات با «شرکت نفت برمه» در مرداد ۱۲۸۳ ش (اوت ۱۹۰۴ م) شروع شد، اما تصویب نهایی آن تا ۳۰ اردیبهشت ۱۲۸۴ش (بیستم ماه می۱۹۰۵ م) به طول انجامید. چنانچه اشاره شد، رینولدز در آن موقع در لندن اقامت داشت، اما مدیران شرکت نفت برمه برای مذاکره با او درباره اکتشاف و بهرهبرداری نفت ایران رغبتی نشان نمیدادند. احتمالا این بیاعتنایی اولیه بود که در مخالفتهای بعدی رینولدز بروز کرد.در ۱۰ تیر ۱۲۸۴ ش (اول ژوئیه سال ۱۹۰۵ م)، رینولدز به ایران بازگشت. وی در بدو ورود عملیات حفاری را در چیاسرخ تعطیل کرد. ولی میدانست که بدون جلب موافقت و همکاری خانهای بختیاری آن زمان منطقه شاردین و مسجد سلیمان کاری از پیش نخواهد برد.
سرانجام، مشکلات موجود تا حدودی حل شد و با ورود ملزومات و مایحتاج به اهواز در اواخر آذر ۱۲۹۶ ش (اواسط دسامبر سال ۱۹۱۷م) کار حفاری مجددا امکانپذیر شد. در پایان آن ماه، اولین محموله کاروان با مشقت و زحمت زیاد و پس از ۱۰ روز و درست قبل از شروع بارانهای تند و سیلآسایی که منجر به شسته شدن جاده و مسیر راه شده بود، به شاردین رسید. گرچه مهندسان زمینشناسی از نظر امکان حفاری تحتتاثیر موقعیت خوب شاردین قرار گرفته بودند، رینولدز اشتیاقی در این زمینه از خود نشان نمیداد و ترجیح میداد کار حفاری فقط در منطقه نفتون مسجد سلیمان انجام گیرد. نامه زیر که در بهمن ماه ۱۲۹۵ ش (ژانویه سال ۱۹۱۶م)، خطاب به دارسی نوشته شده است، موید این دیدگاه رینولدز است.
«در مورد این که آیا در مسجدسلیمان باید حفاری ادامه یابد یا خیر، باید با صراحت متذکر شوم که به هیچوجه تصمیم شما مبنی بر عدم حفاری در این منطقه را صحیح و عادلانه نمیبینم. شما باید بدانید چنانچه ما هر دو نقطه موردنظر (شاردین و مسجد سلیمان) را حفاری کنیم، تکلیف شاقی خواهد بود و مسوولیت من مضاعف خواهد شد، زیرا ناگزیر باید پیوسته بین دو منطقه، با توجه به نبودن جاده هموار، در تردد باشیم. ولی باید در نظر داشته باشید که من به این منظور به اینجا آمدهام که کار خود را تکمیل کنم. اگر شما نخواهید یا نگذارید که در اینجا حفاری شود، نقض غرض شده است...»به هر حال، مشکلات حفاری در شاردین به مراتب بیشتر بود. در عین حال، برای حملونقل ابزار و ادوات حفاری به مسجد سلیمان، ارزیابی و مساحی و تقویم اراضی آن منطقه، حراست اموال، جلب رضایت حفاران که از زندگی یکنواخت به ستوه آمده بودند و از عدم تنوع غذاها نیز شکایت داشتند و مرتب گله میکردند، تامین آب آشامیدنی، مراقبت در جهت حفظ سلامت مهندسان و کارکنان با توجه به هوای توانفرسای محل، نیز مشکلات زیادی وجود داشت که هر یک انجام کارها را دشوارتر میساخت.
رینولدز به زیر دستان خود میگفت: «اگر شما به جای بیحوصلگیهای بیفایده به کارهای خود بیشتر برسید، مطمئنا پیشرفتهای بیشتری خواهیم داشت و نگرانیها پایان خواهد پذیرفت.»او قلب سازمان خود بود و از این رو توجه و اتکای همه کارکنان به او بود. غیر از معاون رینولدز که در چیاسرخ به او کمک میکرد، در مرداد ۱۲۸۵ ش (اوت ۱۹۰۶ م)، دو نفر دیگر نیز به عنوان معاونان جدید او اعزام شدند که به محض ورود به ایران بیمار شدند.در آن هنگام، کار حفاری با کندی پیش میرفت. چاه شماره یک شاردین تا تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۸۵ش (۱۸ سپتامبر ۱۹۰۶ م) فقط به عمق ۱۲۰ فوتی رسیده بود. آب برای مصرف در دیگ بخار دستگاه حفاری با دست تلمبه میشد و سوخت دستگاه از قیرآلوده به بوتههای خشک بیابان تامین میگردید و این سوخت نامطلوب و کثیف انجام کار را دشوارتر میکرد.
در مهر (اکتبر آن سال)، حفاری چاه دیگری نیز در شاردین آغاز شد و در طول سال ۱۲۸۶ ش (سال ۱۹۰۷ م)، حفاری در شاردین ادامه یافت. در این سال ساختن جاده تا مسجد سلیمان نیز با وجود دشواریهای بزرگی که از لحاظ کمبود کارگر و غذا و آب و گرمای طاقتفرسا وجود داشت، به پایان رسید.رینولدز برخلاف نظر سرپرستان خود در لندن با ادامه حفاری در شاردین موافق نبود و میگفت:«در اینجا زمینهای گچی و شواهد وجود نفت نایاب است». او سرانجام، حفاری در شاردین را با موافقت مقامات مربوط در عمق ۲۱۷۲ و ۱۹۴۲ فوتی تعطیل و در ۲ بهمن ۱۲۸۶ ش (۲۲ ژانویه ۱۹۰۸ م) حفاری در مسجدسلیمان را آغاز کرد. رینولدز علاوهبر مسوولیت حفاری، ریاست مناطق نفتخیز را نیز برعهده داشت. با فراهم شدن وسایل کار رینولدز فعالیت شدیدی در مسجد سلیمان (میدان نفتون) آغاز شد. سندیکای لندن و گلاسکو هم که تا آن زمان، ۲۵۰ هزار لیره برای عملیات اکتشافی نافرجام او خرج کرده بود، به مسجدسلیمان چشم امید داشت، چندی بعد جیمز هامیلتون، مدیر شرکت نفت برمه و شریک دارسی، اعلام کرد که پولهای او ته کشیده و در صورتی که اعتبار بیشتری از طرف دارسی داده نشود، کار حفاری باید متوقف شود.
دارسی با عقیده محکمی که به کار رینولدز داشت، اعضای هیاتمدیره شرکت را راضی کرد که با تامین وجوه موردنیاز پشتیبانی خود را یک سال دیگر ادامه دهند. اما مدیران شرکت با حفظ جانب حزم و دوراندیشی در نامهای به رینولدز چنین نوشتند:« پیرو نامههای متعدد اخیر شرکت درباره تعطیل کار حفاری در صورت با شکست مواجه شدن اقدامات و بازگشت کارکنان به انگلستان، یادآور میشود که هیاتمدیره علاقهمند است در صورت امکان عملیات به حفاری دو حلقه چاهی که هم اکنون در آن مشغولید تا اعماق ۱۵۰۰ و ۱۶۰۰ فوتی ادامه یابد و اگر آثاری از نفت تا آن عمق ظاهر نشد، عملیات به کلی متوقف شود و حتیالامکان آلات و ادوات موجود برای بازگرداندن آنها به انگلستان به محمره (خرمشهر) ارسال گردد.»این نامه در تاریخ ۲۵ اریبهشت (۱۵ می)، به رینولدز رسید و او در پاسخ، طی نامهای به ایجاز نوشت:«تصور میکنم سرانجام در نحوه قضاوت و دیدگاههای شما تغییراتی حاصل شود و با عقایدی مغایر با آنچه در ذهن دارید، جایگزین شود.»
فوران نفت
روز ۲۶ اردیبهشت ۱۲۸۷ ش (۱۶ ماه می۱۹۰۸ م)، بوی گاز استشمام شد. درست ده روز بعد یعنی (۲۶ ماه می۱۹۰۸ م) در ساعت ۴ بامداد، نفت از عمق ۱۱۸۰ فوتی چاه شماره یک مسجد سلیمان فوران کرد. رینولدز در مورد این روز تاریخی چنین مینویسد:«همانگونه که مته حفاری با قدرت ولی به کندی در گردش بود، در یک طبقه سخت سنگی، به طبقه و لایه آنچنان سختی رسیدیم که هرگز قبلا به مانند آن برخورد نکرده بودیم، طبقهای که میتوانست دستگاه حفاری را منهدم کند که ناگهان نفت فواره زد. بلافاصله و با سرعت، گودالی عمیق و بزرگ کنده شده تا نفت چاه دیوانه در آنجای داده شود.»بوی گازی بسیار زننده و نفرتانگیز در یک لحظه فضا را از بوی تند خود پر کرده بود. بیگمان تماشای کشف نفت برای گروه حفاری منظرهای دیدنی و حادثهای استثنایی بود. آن گروه فعال بعد از مدتها تلاش، در سحرگاه آن روز و در حالی که هنوز هوا تاریک بود و ستارگانی در آسمان میدرخشیدند، برای نخستین بار شاهد چنین منظرهای بودند. نفت با صدایی مهیب و باشکوهی خاص تا ارتفاع یک صد فوتی رو به بالا فواره میزد. بوی تند و شدید گاز همه جا را گرفته بود. سیل تبریکات، بهویژه از جانب دوستان مقیم اهواز
رینولدز به سوی او جاری شده بود. در یکی از تلگرافهای مخابره شده، آمده بود: «با تقدیم بهترین تبریکات، خوشحالم که عاقبت سوراخ دعا را پیدا کردی.»
روز چهارشنبه پنجم خرداد (۲۶ ماه می)، برای رینولدز روز بزرگی بود او نخستین کسی بود که به کشف نفت در ایران توفیق یافته بود. بقیه روزگاری که او در ایران گذراند، در واقع با سیر قهقرایی شهرت او همراه بود؛ زیرا او با هیاتمدیره جدید شرکت نفت ایران و انگلیس که از فروردین ۱۲۸۸ ش (آوریل ۱۹۰۹ م) روی کار آمدند، اختلافنظر داشت؛ در دو سال آخر نیز مسوولیت اداره امور مربوط به او به دست مقاماتی در خرمشهر سپرده شد و او از دخالت آنها در امور فنی که به اعتقاد او به خود وی مربوط میشد ابراز انزجار میکرد. او در مقابل این دخالتها به عدم همکاری متوسل شد و از اجرای دستورهای مسوولان رده بالای اداری خود که اغلب مبهم و غیرعملی بود لجوجانه خودداری میکرد. او تا سال ۱۹۱۰ م نیز همچنان با سمت رئیس مناطق نفتخیز به انجام وظیفه مشغول بود. او سرانجام به لندن احضار شد و در سال ۱۲۹۰ ش (سال ۱۹۱۱م) با توافق متقابل، شرکت نفت انگلیس و ایران را ترک کرد و به امور اکتشاف نفت در ونزوئلا ماموریت یافت.
رینولدز تا آخرین روزهای اقامت خود در ایران، با وجود مخالفتهای هامیلتون مدیرعامل شرکت نفت انگلیس و ایران، اقدامات زیادی را برای بنیانگذاری و راهاندازی صنعت نفت ایران انجام داد، از آنجمله میتوان به آغاز استفاده از وسایل حمل و نقل موتوری، به کار بردن اولین دستگاه مولد برق و طرحریزی اولین خطوط لوله حمل و جمعآوری نفت اشاره کرد. اقدام برای واگذاری محلی برای احداث پالایشگاه در جنوب خرمشهر و در مردابهای جزیره آبادان از جانب شیخ خزعل از دیگر موارد مربوط به او بود. این کار که در آذر سال ۱۲۸۷ ش (دسامبر ۱۹۰۸م) انجام شد. به وسیله اندروکمبل مدیر پالایشگاه رانگون برمه پیشنهاد شده بود. ایجاد جادهای از در خزینه به مسجد سلیمان و احداث اولین منازل مسکونی در مسجد سلیمان نیز با تلاشهای رینولدز انجام شد.
منبع: سایت جامعه مهندسین نفت