تاریخ و علوم دیگر عبدالرحیم قنوات
<p> در سالهای اخیر در کشور ما توجه به تحقیقات بین رشتهای افزایش یافته است. بر این اساس، از ارتباط علومی مانند جامعهشناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و حتی روانشناسی با تاریخ سخن به میان آمده است. در مفید بودن ارتباطات و تحقیقات بین رشتهای تردیدی نیست، اما به نظر میرسد در برقراری چنین ارتباطات و انجام چنین تحقیقاتی باید نکاتی را در نظر داشت: </p> <p> الف. هم تاریخ و هم دیگر رشتههای علوم، هریک موضوع، روش و ادبیاتی مخصوص به خود دارند. بر این اساس، مورخ باید پیش از هر چیز به شناختی نسبی از هریک از این علوم دست یابد و اینگونه، علاوه بر اشتراکات و ارتباطات، به تمایزات تاریخ و علوم دیگر توجه کند. </p>
در سالهای اخیر در کشور ما توجه به تحقیقات بین رشتهای افزایش یافته است. بر این اساس، از ارتباط علومی مانند جامعهشناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و حتی روانشناسی با تاریخ سخن به میان آمده است. در مفید بودن ارتباطات و تحقیقات بین رشتهای تردیدی نیست، اما به نظر میرسد در برقراری چنین ارتباطات و انجام چنین تحقیقاتی باید نکاتی را در نظر داشت:
الف. هم تاریخ و هم دیگر رشتههای علوم، هریک موضوع، روش و ادبیاتی مخصوص به خود دارند. بر این اساس، مورخ باید پیش از هر چیز به شناختی نسبی از هریک از این علوم دست یابد و اینگونه، علاوه بر اشتراکات و ارتباطات، به تمایزات تاریخ و علوم دیگر توجه کند. عدم توجه به این نکته مهم، آفاتزیانباری در پژوهشهای تاریخی بر جای میگذارد.
ب. ارتباط میان تاریخ و دیگر علوم و انجام تحقیقات بین رشتهای نباید منجر به قلب ماهیت علم تاریخ شود. بهعنوان مثال باید اشاره کرد که جامعهشناسی، علمی فرضیه محور است، ولی در پژوهشهای تاریخی، تعریف فرضیه نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه گاه میتواند مضر باشد. ولی عجیب اینکه در حال حاضر در اکثر طرحها و پژوهشهای تاریخی، بر ارائه فرضیه و سامان دادن تحقیق حول آن اصرار میشود.
ج. بر همین اساس باید مراقب بود که در پژوهشهای تاریخی، از ادبیات این علم استفاده شود. تلاش برای بیان یافتههای تاریخی با استفاده از زبان و ادبیات علوم دیگرمعمولا منجر به ایجاد ابهام و سوءتفاهم میشود.
د. اطلاعات مربوط به هر علمی را باید از متخصصان آن علم گرفت. تنها علاقهمندی به یک علم و مطالعه چند کتاب و جزوه در آن رشته، نمیتواند مجوزی برای اظهارنظر در آن حوزه و به دنبال آن، در هم آمیختن موضوع و روش آن با علمی دیگر باشد.
ه. بنابراین به نظر میرسد، مورخان باید ضمن آشنایی با موضوعات، مفاهیم و روشهای علوم دیگر، بیش از اینکه از موضوع و روش سایر علوم تاثیر پذیرند، از بینش و زاویه نگاه عالمان دیگرعلوم متاثر شوند و به این وسیله نگاه خود را وسعت بخشند. محصول این تاثیر که عبارت است از: گسترش نگاه مورخ ضمن حفظ اصالت موضوعات و روشهای علم تاریخ، محصولی مفید و سودمند خواهد بود.
دکترای تاریخ اسلام، عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد و عضو پیوسته انجمن ایرانی تاریخ