ایران و انگلیس و عهدنامه مُجمل
گروه تاریخ : در دوره فتحعلیشاه اختلاف میان ایران و انگلیس و روسیه به اوج خود رسیده بود که موافقتنامه همکاری با فرانسه (عهدنامه فینکنشتاین)، نیز ناکام ماند. سرانجام مذاکرات بین «سر هارفورد جونز» از طرف انگلیس و «میرزا شفیع خان» و «حاجی محمدحسین نظامالدوله» به تاریخ ۲۱ اسفند ۱۱۸۷ یا ۱۲ مارس ۱۸۰۹ م امضا شد که در آن انگلیس تعهد کرد سالانه ۱۲ هزار لیره (۱۶۰ هزار تومان) برای مخارج سپاه آذربایجان تا مدتی که آن سپاه به جنگ با روسیه مشغول باشد، بپردازد و تدارک توپ و تفنگ به حد کافی برای ایران و تربیت و تعلیم سربازان ایران به وسیله افسران انگلیسی و... را فراهم کند.
در فصل چهارم این عهدنامه آمده بود: در این صورت که لشکری از طوایف فرنگ به مملکت ایران آمده باشد یا بیاید، پادشاه والاجاه انگلستان قشون و تدارک و اسباب یا در عوض آن وجه نقد و توپ و تفنگ و معلم و عمله به قدری که صلاح دولتین باشد به خدمت شهریار سپهر اقتدار ایران فرستد و در دفع و رفع ایشان با پول کمال اعانت و امداد نمایند.
بعد از این، قشون یا مبلغ وجه و مقدار تدارکات و اسباب به قراری است که در عهدنامه مفصل مشخص و معین خواهد شد. اگر احیانا بنای مصالحه فیمابین آن طایفه فرنگ که با دولت علیه ایران نزاع و جنگ دارند و اولیای دولت بهیه انگلیس اتفاق افتد، پادشاه والاجاه ممالک انگلستان کمال سعی و دقت و اهتمام نماید که فیمابین ایران و آن طایفه نیز رفع نزاع و دشمنی شده و صلح واقع شود و اگر خدا نخواسته این سعی به جایی نرسد، شاه والاجاه انگلستان به طریقی که مرقوم شده و در عهدنامه مفصل مشخص و معین داده خواهد شد، قشون و لشکر یا وجه نقد و اسباب به کمک ایران بدهد و این اعانت و کمک را مادام که جنگ فیمابین ایران و آن طایفه باشد داده، تا هنگامی که رفع جدال نشود و آن طایفه با اولیای دولت ایران صلح ننماید مضایقه در دادن کمک ننماید. هرگاه افاغنه هندوستان را با اولیای دولت انگلیس نزاع و جدالی باشد اولیای دولت ایران از این طرف لشکر تعیین کرده، به قسمی که مصلحت دولتین باشد به دولت انگلیس اعانت و امداد نماید از قراری که در عهدنامه مشخص و معین خواهد شد.
در فصل پنجم و ششم و هفتم عهدنامه نیز بریتانیا حاکمیت ایران را بر کل خلیج فارس به رسمیت شناخت و متعهد شد کشتیهای انگلیس فقط از نقاطی که دولت ایران اجازه میدهد، حق عبور داشته باشند:
اگر از سواحل هندوستان قشون و لشکر وارد بحرالعجم شده باشد و قبل از اذن و رخصت (مجوز) اولیای دولت علیه ایران در جزیره خارک یا جای دیگر از سواحل عمان نزول کرده باشند، به هیچوجه منالوجوه دخل و تصرفی در آنجا نکرده و از تاریخ عهدنامه میمونه قشون مذکوره در تحت اختیار اولیای دولت ایران باشد، اگر دستگاه فرمانفرمای هندوستان قشون مزبوره را برای حراست حدود هندوستان ضرور نداشته باشد و اولیای دولت ایران خواهند برای امداد خود همان قشون را نگاه دارند و اگر بخواهند روانه هندوستان نمایند و در عوض قشون به طریقی که سبق ذکر شد و در عهدنامه مفصل مشخص خواهد شد وجه نقد برای اخراجات و تدارکات بازیافت نمایند.
فصل ششم- اگر قشون مذکوره به خواهش اولیای دولت ایران در جزیره خارک یا جای دیگر از سواحل عمان توقف نمایند، باید از جانب کارگزاران دولت ایران کمال شفقت و مهربانی نسبت به ایشان به عمل آید و به حکام و مباشرین بنادر (خلیج) فارس قدغن نمایند که هر قدر سیورسات آذوقه برای قشون مذکور ضرور و درکار باشد به نرخ و تسعیر عادله وقت به ایشان فروخته قیمت بازیافت نمایند.
فصل هفتم- اگر جنگ و نزاعی فیمابین دولت ایران و افغان اتفاق افتد، اولیای دولت انگلیس را در آن میانه کاری نیست و به هیچ طرف اعانت و امداد نخواهد کرد، مگر آنکه به خواهش طرفین واسطه صلح شود.