تپه آزمایش و آرزوی گواهینامه پایه یکم
داریوش شهبازی/ مورخ و پژوهشگر
اراضی داخل حصار ناصری تا اوایل سلطنت رضاشاه، تمامی مساحت شهر تهران را تشکیل میداد. جمعیت تهران با ظهور سلطنت پهلوی، اندکاندک رو به افزایش نهاد و پیامد آن تخریب حصار و گسترش اراضی شهر بود که از اراضی مظفری (محدوده سلسبیل) و شمال محله دولت شروع شد و رفتهرفته به دیگر نقاط سرایت کرد. اراضی شمالغربی تهران آن روز، جایی که امروز محله گیشا و شهرکهای فرهنگیان، پاس و ژاندارمری است، تا اواخر دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بیابان و تپهماهور و در اختیار ارتش و شهربانی بود که برای میدان تیر و دیگر مقاصد سازمانی استفاده میشد. شهربانی در بخشی از اراضی مورد تملک خود، تپه آزمایش را برای داوطلبان گواهینامه پایهیک و دیگر وظایف تعیینشده دایر کرده بود. گواهینامه پایهیک، از اهمیت حیاتی و اقتصادی فراوانی در کشور برخوردار بوده و هست؛ زیرا جان و مال مردم به لحاظ تامین سلامت و حفظ اموال آنها در دست همین رانندگان بود که اتوبوسها و کامیونها را در جادهها میراندند.
بنابراین صاحب گواهینامه پایهیک شدن، امتیازی مهم برای رانندگان به شمار میرفت و اغلب میگفتند برای رانندگان مانند مدرک فوقلیسانس است. این شرح را به این جهت متذکر شدم که اهمیت پاکدستی افسران ممتحن گواهینامه پایهیک را نشان دهم. افسرانی که در داشتن این صفت ممتاز نهتنها در سراسر پایتخت بلکه در تمام کشور زبانزد همگان بودند. نسل بازنشسته این رانندگان گواه این مدعاست. افسرانی مانند سرهنگ امین و سرهنگ سید حسین مکی در آغاز مرحله آزمایش روزانه، داوطلبان را گرد آورده و برایشان از اهمیت این گواهینامه و التزام قانونی و شرافتمندانه راننده پایهیک سخن میگفتند و از آنها حفظ آرامش و افزایش مهارت در راندن خودروهای سنگین را تقاضا داشتند و شرط قبولی آزمایش میدانستند. آنان میافزودند هرگز به فکر سفارش نباشید که امری بیحاصل است. آزمایش اگرچه ناممکن نبود، ولی برای بسیاری از رانندگان که همگی حرفهای بودند، سخت مینمود؛ به طوری که اغلب رانندگان غیرحرفهای هرگز در آن دوران نتوانستند از میدان آزمایش به سلامت بگذرند. به همین دلیل، افسران وقتی با اعتراض مردودین آزمایش مواجه میشدند که مثلا دنده کامیون یا کلاچ و... خراب است یا موارد دیگر، گهگاه افسران چیرهدست خود پشت فرمان مینشستند و در سرازیری تپه، هنگامی که کامیون سرعت گرفته بود، بهراحتی و بدون صدا دنده معکوس را عوض میکردند و به این ترتیب پاسخ دندانشکنی به معترضان میدادند. امیرخان نامی، صاحب چند کامیون بود که به متقاضیان آزمایش کرایه میداد. در مجاورت تپه آزمایش، چشمهای بود که چند درخت بید از آبش بهرهمند بودند. درختانی که سایهسارشان محل اتراق امیرخان و متقاضیان مضطرب و قبولشدگان شادمان هر روز و قهوهچی مجاور چشمه بود.
در آن روزگار در آن گستره، از بزرگراههای چمران، شیخ فضلالله، آلاحمد و حکیم خبری نبود و تنها جادهای باریک و خاکی، مسافران آرزومند این مقصد را همراهی میکرد.