جنبشهای مشروطهخواهی ترکیه و ایران
اگرچه جنبشهای مشروطهخواهی ترکیه و ایران وجوه مشترک متعددی داشتند، از بسیاری جهات نیز با یکدیگر متفاوت بودند. نخستین جنبش مشروطه عثمانی در سال ۱۸۷۶ در ادامه تنظیمات شکل گرفت که توسط سران دولت رهبری شده بود و از تغییر جهت سیاستهای عثمانی در برخورد با غیرمسلمانان حکایت میکرد. مشروطهخواهی ایران حرکتی شهری و مردمی به حساب میآمد که با حضور فعال صنعتگران، تجار، علمای مترقی و بخش کوچک اما موثری از طبقه روشنفکر میسر شده بود.
ایران با مسائلی مشابه در زمینههای اختلافنظر دینی میان بابیها، سرکشی نیروهای مرکزگریز در شمال (آذربایجان و گیلان) و رقابت تنگاتنگ بر سر قدرت مواجه بود. از دست دادن خطه قفقاز و واگذاری آن به روسیه در نیمه اول قرن ۱۹ و اعطای امتیازات انحصاری فاجعهبار به اتباع روس و انگلیس، تجار، صنعتگران، علما و روشنفکران ایرانی را بسیج ساخت. اصلاحطلبان ایرانی همچون همتایان عثمانی خود، برای محدود کردن اقتدار مطلقه شاهان، بسیج ارتش، بازسازی حکومت مرکزی و نظام قضایی و اشاعه آموزههای سکولار غربی تلاش میکردند. پیامد ناخواسته این اصلاحات، شکلگیری جامعه مدنی و تلاشی برای احقاق حقوق کامل تابعیت به شهروندان بود. فارغالتحصیلان مدارس سکولار یا میسیونرها که به فعالان سیاسی تبدیل میشدند، سعی داشتند تا با محدود کردن اقتدار مطلقه شاه و وزرا که وظیفه پاسخگویی به نمایندگان منتخب مردم را داشتند، اصلاحات را رواج دهند. به علاوه، این نمایندگان اختیار داشتند که امتیازات انحصاری اتباع روسیه و بریتانیا را لغو کنند و حافظ منافع تجار و تولیدکنندگان داخلی باشند و در چارچوب سلطنت مشروطه، هرچند محدود، دولتی عادل برگزینند. تشابهات در هر دو جنبش، مسائل حاکمیت مردم، حوزه اقتدار اجرایی سلطان و شاه، قدرت قانونگذاری مجلس ملی و نقش اسلام، شریعت و علما در دو قوه مقننه و قضائیه بود. این مسائل در ابعاد مذهبی قانون اساسی و حقوق تابعیت اقلیتهای قومی و دینی تاثیر مستقیم داشتند. مشروطهخواهان عثمانی و ایرانی به پشتیبانی از یکدیگر برمیخاستند و در هر موقعیتی که بهدست میآمد، همچون جبههای واحد عمل میکردند. آنها از عناصر آزادیخواه غرب و به ویژه از سوسیالدموکراتهای روسیه و نمایندگان لیبرال پارلمان بریتانیا یاری خواستند؛ اما جنگ جهانی اول و اشغال نظامی مانع از موفقیت هر دو جنبش شد.
از مقالهای به قلم فریبا زرینهباف، استاد تاریخ دانشگاه یوسی ریورساید، ترجمه: سامان صفرزائی