حمله متفقین و غفلت دیکتاتور
در زمان حمله متفقین ساعد مراغهای سفیر ایران در مسکو بود، او که از مردان پخته بود گزارش بسیار مهمی به دفتر مخصوص رضاشاه، ارسال میکند، اما یکدندگی دیکتاتور مانع شنیدن حقیقت میشود چرا که دیکتاتور اصلا به مشورت اعتقادی نداشت و در آخرین دیدار با کابینهاش، گفته بود که راز موفقیتش در این بوده که هرگز با کسی مشورت نکرده است! ساعد از زبان سفیر ترکیه نوشته بود«که اولیای ترکیه یقین و اطمینان کامل دارند که فتح و ظفر بالاخره نصیب انگلیسیها و متفقین خواهد بود» اما رضاشاه بلافاصله خشمگین شده و رئیس دفترش به ساعد پاسخ میدهد «بر حسب فرمان مبارک تذکراتی ابلاغ مینماید... این حرفها، تبلیغاتی بیش نیست اگر قضایا روشن شود از اینجا به جنابعالی دستور لازم داده میشود»(اسناد نقص بی طرفی ایران، محمد ترکمان...ص ۷) این کلمه«از اینجا» جالب است!
هنگامی که متفقین راههای کمک به روسیه را بررسی کردند امنترین راه، دو کشور ترکیه و ایران بود که هر دو هم اعلام بیطرفی کرده بودند، اما چون ترکیه دارای ارتشی قوی بود و امکان مقاومت مخصوصا در تنگه بسفر و داردانل در مقابل قوای انگلیسی داشت در نتیجه ایران بهعنوان پل پیروزی انتخاب شد، چون متفقین میدانستند که ارتش ایران قدرت مقاومت ندارد. در آستانه اشغال ایران، جاسوسان شوروی چنان اطلاعات دقیقی از ارتش ایران و تجهیزات آن گردآوری کرده بودند که حتی در آن زمان برای خود مورخان ایرانی چنان دقیق شناخته شده نبود!
این اطلاعات از میزان عمق رودخانهها تا ارتفاعات کوهها را شامل میشد، در گزارشی دیگر که جاسوسان شوروی بعدا در ۲۳۶برگ از وضعیت ارتش ایران تهیه کردهاند چنین آمده بود:
«تعداد کل ارتش ایران ۱۲۳هزار نفر و تعداد افسران ۹هزار نفر هستند وزیر جنگ دو نفر معاون، دو نفر ژنرال ستاد، ۱۷نفر ژنرال عملیات، ۳۴نفر سرتیپ، ۳۳۸نفر سرهنگ، ۲۳۹نفر سرهنگ دوم،۳۲۰نفر سرگرد،۱۴۷۰سروان،۱۹۶۰نفر ستوان یکم، ۱۲۴۷نفر ستوان دوم و ۸۷۰ نفر ستوان سوم ارتش را اداره میکنند.»
از مقالهای به قلم علی مرادی مراغهای