زنان عشایر در دوره قاجار
زنان عشایری ایران در دوره قاجار نسبت به زنان شهری در محیط زندگی خود، از آزادی بیشتری برخوردار بودهاند و به تبع آن فعالیت اقتصادی آنها بیشتر از زنان شهری بوده است. دیولافوا به مقایسه زنان شهری و عشایری پرداخته و مینویسد: «زنان ایل روی نمیپوشند و میتوان آزادانه به سیمای آنها نظر انداخت. زنان ایل بسی نیرومندتر و کارآمدتر از زنان شهری هستند. اینها در خانوادهای که در آن تعدد زوجات ناشناس است جایگاه با افتخاری را اشغال کردهاند و شایستگی آن آزادی را که به آنها داده شده، دارند. اگرچه اخلاق آنها بدوی است ولی بسیار پاک است. زنان چادرنشین ازدواجهای موقتی را قبول نمیکنند و طلاق هم به ندرت در میان آنها دیده میشود و به سهولت از شوهر اولی دست نمیکشند.» نوشتههای جان ملکم نیز بر این گفته نویسنده فرانسوی صحه میگذارد.
«زنان عشایری و روستایی در این دوره، همانند دورههای پیشین خواه از طریق تولید برای خانواده و خواه از راه فروش کالا در خارج از خانواده و کسب پول برای امرار معاش، نقش مهمی در اقتصاد جامعه ایفا کردهاند. در جوامع روستایی و قبیلهای، زنان دوشادوش مردان به کارهای کشاورزی و دامداری و صنایع جانبی آن میپرداختند و برخی از کارها عمدتا مخصوص زنان بوده است. از این میان میتوان فرشبافی، گلیمبافی و امثال آن را ذکر کرد. بیشتر مسافران اروپایی در دوره قاجار بر این باورند که بیشتر کارهای ایل را زنان انجام میدادند و وظیفه مردان ایل فعالیت نظامی و تفریح بوده است.
در بین ایلات لر اکثر کارها را زنان انجام میدهند. چنانکه آنها گلهها را به صحرا میبرند، امور کشاورزی و انبار کردن غلات و همچنین بافندگی و ریسندگی را بر عهده دارند.» زنان روستایی، علاوه بر کارهای خانگی، از گاو و گوسفند نگهداری میکردند. هنگام بیکاری نیز چرخریسی میکردند و با بافت پارچههای ضخیم برای ساختن خیمه مشغول میشدند و از فضولات چهارپایان تپاله میساختند و به سبب کمبود هیزم میسوزاندند. همچنین به صحرا میرفتند و در زراعت و کشاورزی و تهیه علوفه به شوهرانشان کمک میکردند.