جنبش حقرای زنان نداشتیم
بهنظر میرسد در ایران هیچگاه به شکل جدی بحث حقرای زنان بهصورت حق خواهی یا یک جنبش مطرح نشد. با این حال شاید پس از انقلاب سفید که به نظرم نه انقلاب بود و نه سفید، حقرای از سوی حاکمیت به زنان اعطا شد. بنابراین درخواست، نشست، تحصن یا بیانیهای رویت نشده که از سوی زنان خواهان پیگیری حقرای خود در ایران شده باشند که چنین درخواستی را دنبال کرده و آنرا به دست آورده باشند. البته با حقرایی که پس از انقلاب سفید به زنان اعطا شد، نه تنها از سوی روحانیون به رهبری امام خمینی(ره) مخالفت میشود، بلکه احزابی مانند حزب توده نیز به دلیل نوع مواجهه حکومت با این امر که یک مَفر و راه فراری برای تظاهر به دموکراتیک بودن و اعمال دموکراسی و شناختن حقوق آحاد جامعه بهشمار آید، مخالفت کردند.
اگرچه باید این مخالفت را در فضا و شرایط سیاسی زمان خودش، بررسی و تحلیل کرد. در رابطه با اعطای حقرای به زنان در آن زمان امام خمینی(ره) میفرمایند که در این جامعه مردان برای رای دادن آزادی ندارند، چه برسد به اینکه شما بخواهید به زنان به اصطلاح حقرای بدهید. با این حال، حقرای زنان، از مجلس شورای ملی بیست و یکم به زنان داده شد و بعد از آن وقتی ترکیب زنان در مجلس و حوزه انتخابیه آنها را نگاه میکنیم، حاکی از این است که حضور زنان در مجلس نه یک جریان طبیعی بلکه جریانی ساختگی و در واقع از بالا به پایین بود. برای درک بهتر ساختگی بودن مشارکت سیاسی زنان در عرصه حکومت در دوره پهلوی نخست به انتخاب نمایندگان زن باید اشاره کرد که مثلا وقتی در شهری مانند خواف، دورود، سرخس و شهرها و مناطق محروم و به اصطلاح توسعه نیافته کشور زنان به مجلس راه پیدا میکنند، اما آیا خاستگاه اجتماعی زنان آن جامعه که به مجلس راه پیدا کرده بودند، آنقدر توسعه یافته و مترقی بود که زنانی از پایینترین طبقه را در خود راه داده بودند یا اینکه این زنان بخشی از قشر مرفه یا وابسته به حاکمیت بودند که برای نشان دادن سطح دموکراسی در جامعه و تظاهر به اهمیت دادن به زنان وارد مجلس شده بودند؟
با بررسیهایی که بعدا صورت گرفت، مشخص شد که زنانی که در مجلس شورای ملی بهعنوان نماینده زن حضور پیدا کردند، به واسطه رابطه یا انتساب خانوادگی به هرم قدرت یا مقامات بالا توانستند بهعنوان زن نماینده ایفای نقش کنند برای مثال، نماینده شهرهای دور افتاده ، همسر، خواهر یا دختر استاندار یا جزو خاندانهای سرشناس و مرفه منطقه بوده و به همین دلیل برای حضور در مجلس شورای ملی انتخاب شده بود به عبارتی نوعی نفوذ قدرت در انتخاب زنان صورت گرفته بود. بنابراین چنین حرکتهایی مبنی بر یک حقرای طبیعی برای زنان نبود، هر چند که یک سیر یا روال طبیعی تاریخی را طی نکرده بود که بتوان نام آن را جنبش یا حرکت زنان گذاشت.