سیزده به در در عهد قاجار
از صبح روز سیزدهم فروردین، خانوادههای شهری با سماور و بقچه بستههایی که در آن خوراکیهای روزانه را بسته بودند، خیابانهایی را که به بیرون شهر میرفت پر میکردند، دسته دیگر که سیزده بهدر را فقط برای عصر گذاشته بودند، از دو سه ساعت بعد از ظهر به این خیابانها روی میآوردند. هر دستهای کنار نهر و سبزهزاری مینشستند، ناهار را در زیر طاق آسمان و اگر چند درختی گیر آورده بودند، در زیر سایه کم آن صرف میکردند، آجیل و شیرینی هم داشتند، بهعلاوه عصری کاهو با سرکه یا سکنجبین یا سرکه شیره حتما باید میخوردند، بعضی خانوادهها آش رشته را هم ضمیمه میکردند. خانوادههای اعیان اکثر به باغهای داخل یا خارج شهر میرفتند و در آنجا سیزده بهدر را باتمام لوازم و جزئیات برگزار میکردند.
منظره بیرون شهر بسیار جالب بود، بچهها، جوانها و کامل مردها دسته دسته به بازیهای ورزشی از قبیل الک دولک، توپ بازی، بل بگیر بالا و گرگم به هوا، قایمباشک و... مشغول بودند. میمونبازها و خرسبازها و بزبازها و غول بیابانی و دورهگردها با تنبک و تصنیف خواندن میآمدند و با ده شاهی، پنج شاهی اسباب سرگرمی میشدند. دستههای مطربی که تارزن و آوازهخوان هم داشتند زیاد بودند. طبقهای آجیل و شیرینی و بالاختصاص کاهو، فراوان، بر روی چهارپایههای چوبی گذاشته شده و فروشندگان آنها مشتری میطلبیدند. داشمشدیها با خواندن یکی از تصنیفهای متداول جلب توجه میکردند، این داشها بازی خاصی داشتند که به آن خر پشته میگفتند... بساط حقهبازی و پهلوان کچل و خیمه شببازی هم این سر و آن سر پهن بود که وقتی مردم از ورزش خسته میشدند، دور بساط این آقایان جمع شده خستگی در میکردند. در این روز دخترهای دم بخت، سبزه گره میزدند و معتقد بودند که سیزده آینده، حاجت آنها روا خواهد شد، ولی گره زدن سبزه اختصاص به این حاجت نداشت و زنها برای نیتهای دیگر از قبیل رفتن به زیارت کربلا و مشهد هم این کار را میکردند. وقت عصر مراجعت مردم از زن و مرد و بچه و سواره و پیاده بهخصوص در خیابانهای نزدیک به دروازهها که پر از جمعیت بود، واقعا تماشا داشت.