سنتهای قبل از اسلام
در اثر حمله اعراب، دولت ساسانی از پای در آمد؛ ولی دهقانان و بزرگزادگان ایرانی که در ایران ساسانی قوام دولت و پشتیبان آن محسوب میشدند، همچنان بر جای ماندند و امتیازات خود را حفظ کردند و برجسته و سرشناس ماندند و تا قرنهای سوم و چهارم هم از آنها در جامعه اسلامی نشانهای مییابیم. پادشاهان ساسانی کارهای دیوانی خود را جز به دودمانهای برگزیده و اشراف واگذار نمیکردند و این کارها غالبا در آن دودمانها ارثی میشد. بعضی از این خاندانها در دوره فتوحات هم مانند دوره ساسانی کارهای دیوانی خود را در دست داشتهاند. ابن حوقل که در قرن چهارم میزیسته درباره فارس مینویسد: «در فارس سنتی نیکو و در میان مردم آنجا عادتی پسندیده است و آن گرامی داشتن خاندانهای قدیمی و بزرگ شمردن صاحبان نعمت ازلی است، در این ناحیه خاندانهایی هستند که کار دیوان را از روزگار باستان، تاکنون به ارث میبرند.»
سپس چند خاندان از ایشان را مانند خاندان «حبیب» و خاندان «صفیه» و خاندان «مرزبان» یاد کرده و درباره خاندان مرزبان گوید که این خاندان قدیمترین دودمانهای ایرانی فارس و از حیث شماره بزرگترین آنهاست و کارهای دیوانی از زمان بسیار قدیم در دست ایشان باقی است. استخری نیز به این مطلب اشاره کرده و دودمانهایی را توصیف کرده که غیر از این خاندانهای فارس، در بخشهای دیگر ایران نیز خاندانهای بسیاری برجای مانده که بعضی از آنها از دوران پیش از اسلام در آن جاها هم چنان به کارهای دیوانی اشتغال داشتهاند. این سنت منحصر به فارس نبوده و در همه جای ایران ریشه داشته است. بهطور کلی باید در نظر داشت، هر چند در دوره اموی چنانکه مقتضای تکامل است در طرز اداره کشور اسلامی پیشرفتهایی حاصل شد و خلفای اموی تشکیلات دیگری بر آنچه در گذشته بود افزودند، در این هنگام در اثر احتیاجی که خلفا یا کارگزاران ایشان پیدا کردند، برای رفع نیازمندیهای خود به آیین سلف و سنتهای پیشین مراجعه کرده و معمولا از دولت ساسانی سرمشق میگرفتهاند.