حباب سنج اقتصادی

در بیشتر مواقع تشخیص حباب‌ها دشوار است، درنتیجه اقتصاددانا‌ن برای شناسایی حباب از روش‌های آماری‌ای استفاده می‌کنند که رفتار انفجاری قیمت‌ها را بررسی می‌کند. درحال حاضر شواهد نشان می‌دهند که بازار سهام آمریکا و طلا به طور همزمان وارد ناحیه پرریسک شده‌اند. دراین میان افزایش نقش سرمایه‌گذاران خرد و رفتارهای هیجانی می‌تواند در آینده، ثبات بازارهای مالی را تهدید کند.

آیا بازارها دوباره در آستانه حباب قرار دارند؟

حباب‌های قیمتی معمولا با یک الگوی آشنا شناخته می‌شوند و آن جهش‌های سریع و فزاینده قیمت است که حالتی شبه‌انفجاری به خود می‌گیرند و در نهایت با اصلاح‌ها یا سقوط‌های شدید پایان می‌یابند. با این حال، تشخیص اینکه آیا یک بازار واقعا درگیر حباب شده یا صرفا به تحولات بنیادی واکنش نشان می‌دهد، همچنان یکی از پرسش‌های حل‌نشده در ادبیات دانشگاهی اقتصاد است.

مشکل اصلی این است که شواهد معتبری وجود ندارد که نشان دهد افت قیمت‌ها پس از رشدهای خیره کننده، قابل پیش‌بینی است. همین موضوع مرز میان رفتارهای غیرعقلانی بازار و واکنش‌های منطقی به عوامل بنیادی که گاه قابل مشاهده هم نیستند را مبهم می‌کند.

در چنین شرایطی، اقتصاددانان به جای تمرکز بر ارزش حقیقی دارایی‌ها، به سراغ ویژگی‌های آماری قیمت‌ها می‌روند. در این رویکرد فرض می‌شود که حباب‌ها معمولا با رفتار انفجاری همراه‌ هستند. به عبارتی قیمت‌ها نه‌تنها افزایش می‌یابند، بلکه با شتابی فزاینده رشد می‌کنند. از منظر آماری چنین رفتاری نشانه‌ای از ناپایداری سری‌های زمانی و انحراف مداوم آنها به سمت بالاست.

برای شناسایی این وضعیت، پژوهشگران از آزمون‌های آماری موسوم به ریشه واحد استفاده می‌کنند. اگر نتایج این آزمون‌ها نشان دهد که فرآیند قیمت‌گذاری دارای ریشه‌ای بزرگ‌تر از یک است، بازار وارد محدوده انفجاری شده و احتمال شکل‌گیری حباب مطرح می‌شود. با این حال این دسته از آزمون‌ها تنها قادر به شناسایی حباب‌های احتمالی هستند اما نمی‌توانند زمان ترکیدن حباب را مشخص کنند.

بر اساس یکی از پرکاربردترین آزمون‌های آماری، قیمت سهام آمریکا (شاخص S&P ۵۰۰ ) و قیمت طلا در ماه‌های اخیر وارد محدوده‌ای شده‌اند که از نظر آماری با رفتار انفجاری سازگار است. این همزمانی پدیده‌ای نادر به شمار می‌رود؛ چرا که در پنج دهه گذشته به‌ندرت پیش آمده که بازار سهام و طلا همزمان نشانه‌های حبابی از خود بروز دهند. برای نمونه در سال ۱۹۸۰ و همزمان با تورم شدید، قیمت طلا رشد بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد و همزمان در بازار سهام آمریکا نیز رالی دات کام درحال پیشتازی بود. در این میان حباب هردو دارایی پس از ورود به محدوده پرخطر ترکید. 

با این حال، باید توجه داشت که فاصله زمانی میان شناسایی حباب و اصلاح نهایی می‌تواند طولانی و متغیر باشد. به همین دلیل، سرمایه‌گذارانی که در مراحل اولیه سوار موج می‌شوند، ممکن است حتی پس از صدور هشدارهای آماری نیز مدتی از افزایش قیمت‌ها منتفع شوند.

سرمایه‌گذاران خرد در کانون توجه

فراتر از آمار و آزمون‌ها، نشانه‌های رفتاری نیز اهمیت دارند. یکی از علائم کلاسیک شکل‌گیری حباب، افزایش نقش سرمایه‌گذاران خرد است. این دسته از افراد در فضای هیجانی بازار، با ترس از جاماندن (FOMO) و تحت‌تاثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، به دنبال تعقیب روندهای قیمتی حرکت می‌کنند.

داده‌ها نشان می‌دهند که در دوره‌های اوج هیجان بازار، علاقه سرمایه‌گذاران خرد حتی در جست‌وجوهای اینترنتی نیز منعکس می‌شود. این بار، نکته قابل‌توجه آن است که این هیجان نه‌تنها به بازار سهام، بلکه به طلا که به طور سنتی به‌عنوان پناهگاه امن شناخته می‌شود، نیز سرایت کرده است.

از ابتدای سال ۲۰۲۵، قیمت صندوق‌های قابل معامله طلا (ETF) به‌طور مداوم بالاتر از ارزش خالص دارایی‌هایشان معامله شده‌اند که نشانه‌ای از فشار شدید تقاضا و اختلال در سازوکار آربیتراژ تلقی می‌شود. بررسی جریان وجوه نیز نشان می‌دهد که بخش عمده ورود سرمایه به بازار سهام آمریکا و صندوق‌های طلا از سوی سرمایه‌گذاران خرد بوده، در حالی که سرمایه‌گذاران نهادی یا از بازار خارج شده‌اند یا مواضع محتاطانه‌تری اتخاذ کرده‌اند.

ورود سرمایه‌گذاران خرد در کوتاه‌مدت می‌تواند اثر خروج سرمایه‌گذاران بزرگ را خنثی کند، اما افزایش وزن آنها در بازار خطرات بالقوه‌ای برای ثبات مالی به همراه دارد. رفتارهای توده‌وار و واکنش‌های هیجانی این گروه می‌تواند در صورت وقوع فروش‌های ناگهانی، نوسانات قیمتی را تشدید کرده و بازارها را با شوک‌های شدید مواجه کند.

در مجموع، هرچند ابزارهای آماری به‌تنهایی قادر به پیش‌بینی زمان ترکیدن حباب نیستند اما همزمانی رفتار انفجاری قیمت‌ها، رشد هیجان سرمایه‌گذاران خرد و فاصله گرفتن قیمت‌ها از ارزش‌های بنیادی، زنگ هشداری است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.