تاریخ شفاهی (۲۲۵)
روزنامه شماره ۵۷۶۲ساواکیها دور من را خط کشیدند
رضا نيازمند:
به هر صورت، آنها [پاکروان و عالیخانی] هر هفته راس ساعت میآمدند به مس سرچشمه. من اتاق جلسات هیاتمدیره را برای این کار اختصاص دادم و با یک موسسهای به نام موبیدیک که در نزدیکی اداره ما بود، قرارداد بستم که غذای خوب با خدمتگزار و لوازم برای ما بیاورد. ساواکیها وقتی دیدند من با پاکروان و معاونش و عالیخانی هفتهای یک روز با هم غذا میخوریم. دور من را خط کشیدند. من هم آسوده به کار فنی خودم میرسیدم. اگر این ترفند نبود مس سرچشمه پر از ساواکی میشد. مثل ذوبآهن که شیبانی مدیرعامل آنجا بود و تعریف…