دوران کودکی و نوجوانی

  • کارآفرینی از مکـتب بازار

    بنیامین نجفی روزنامه‌نگار
    حاج علی‌محمد رجالی دانشگاه خود را با کار کردن در بازار بزرگ اصفهان و رفت و آمد در میان کسبه و مشتریان گذرانده. از همان دوران کودکی و نوجوانی اشتیاق کار کردن داشت و چندان اهل درس خواندن نبود. اعتقادش این بود که راه و رسم زندگی و کاسبی در عرصه عمل به‌دست می‌آید و نه در کلاس و پشت نیمکت. او برای عملی کردن تصمیمش بر سر دو راهی سختی قرار داشت. پدرش اصرار به ادامه تحصیل علی محمد داشت؛ اما او مسیرش را جای دیگری جست‌وجو می‌کرد. به احترام پدرش نزد بزرگی در اصفهان رفتند تا او میان پدر و پسر در این اختلاف حکمیت کند. رای به نفع علی محمد داده شد؛ اما به دو شرط. اول آنکه هیچ زمان نماز اول وقتش ترک نشود و دوم آن‌که کتاب «مکاسب» را از بر کند. کتابی که در آن به انواع‌ کسب وکارها و اخلاق فروشندگی به تفضیل پرداخته شده است. حاج علی محمد هر دوی این شرط‌ها را عملی کرد. نماز اول وقتش هیچ‌گاه ترک نشد و «مکاسب» را پیش از آنکه کسب‌و‌کار مستقلش را آغاز کند تورق و مطالعه کرد تا پایه‌های کسب‌و‌کارش را بر مسوولیت‌پذیری و اخلاق استوار کند. «ارزان‌فروشی» و «برخورد خوش با مشتری» را از همان ابتدای کارش در حجره فروش پتو، سرلوحه خود قرار داد؛ معتقد است اینها مهم‌ترین شاخص‌هایی بود که او را از سایر رقبایش پیش انداخت. با وجود آنکه از پیش انقلاب جزو بزرگ‌ترین واردکنندگان فرش ماشینی و موکت بود و پول خوبی هم از این راه به‌دست می‌آورد، اما واردات راضی‌اش نمی‌کرد و می‌خواست وارد راه جدیدی شود. او از دهه ۶۰ قدم در راه تولید گذاشت و با سرعتی مثال‌زدنی واحد‌های تولید موکت «ظریف مصور» را یکی پس از دیگری و با بهره‌گیری از به‌روزترین تکنولوژی‌های روز تکمیل کرد. تلقی حاج علی محمد از کار تولیدی بسیار فراتر از کسب سود و پول درآوردن صرف است. او در کار تولیدی، حس رضایت از خود، خدمت به صنعت و به کمک به اشتغال‌زایی را دنبال می‌کند. طی سال‌ها و در گذر زمان ذره‌ای از انگیزه‌اش کاسته نشده و تکمیل زنجیره تولید و واحد‌هایش را متوقف نکرده است. پس از واحدهای «ظریف مصور»، در سال ۱۳۸۵ به‌طور رسمی اولین واحد پتروشیمی خصوصی کشور (پتروشیمی رجال) را تاسیس کرد تا ظرفیت عظیمی به تولیدات پتروشیمی کشور اضافه شود. «حاج علی محمد» می‌گوید: «پولی به درد می‌خورد که حق کسی در آن ضایع نشود و دیگران هم از آن متنعم شوند.»
  • داستان‌های تابلوهای نقاشی

    تهمینه میلانی کارگردان و نقاش
    از زمانی که به یاد دارم، شنیدن قصه، خواندن کتاب و کشیدن نقاشی حال مرا خوب می‌کرد. وقتی غمگین و دلشکسته بودم، وقتی حوصله آدم‌های اطرافم را نداشتم، حتی وقتی از شوق زندگی لبریز می‌شدم، نقاشی می‌کشیدم. در کنار خرید تمبر و کتاب، خرید وسایل نقاشی بخش عمده پول تو جیبی مرا از آن خود می‌کرد.
  • قاب هفته

    در ایران کمتر کسی است که حداقل یک بار «خودکار بیک» را در دستش نگرفته و با آن خاطره‌ای نداشته باشد. نام بیک برای همه ما به خصوص متولدین دهه شصت و پیش از آن نامی نوستالژیک و خاطره‌ انگیز است. یاد دوره دبستان می‌افتیم؛ درست وقتی که معلم‌مان می‌گفت: «بچه‌ها از این به بعد دیگر مداد را کنار بگذارید و مشق‌هایتان را با خودکار بنویسید.» هنوز هم خودکارهای بیک را در فروشگاه‌ها با همان شکل و شمایل قدیمی می‌بینیم و ما را به خاطره شیطنت‌های دوران کودکی و نوجوانی می‌برد. شیطنت‌هایی که دست اندرکاران آن شاگردانی بودند که می‌خواستند سرگرمی‌های مدرسه خود را فراهم کنند و به دلیل نداشتن ابزار کافی، ‌خودکار بیک را وارد ماجراهای کودکانه می‌کردند. اگر دهه شصتی یا پیش از آن هستید حتما شما هم این تجربه‌ها را داشته‌اید. بیک حتی گاهی به ابزاری در دست معلمان برای تنبیه شاگردان بازیگوش تبدیل می‌شد. به هر حال، بیک فقط یک خودکار نیست و یک دنیا خاطره به همراه دارد. خاطراتی تلخ و شیرین برای پدران و مادرانمان، خودمان و حال بچه‌هایمان و شاید برای نسل‌های بعد. بازدید از کارخانه بیک تجربه شخصی منحصربه‌فردی است. البته امروز برند بیک تنها منحصر به خودکار نیست و محصولات دیگری هم دارد که در بازار با همان برند عرضه می‌شود. یکی از این محصولات عطر بیک است.
  • بازیگر زنی که فکر می‌کرد پیش از ۳۰ سالگی می‌میرد

    خبر آنلاین: جین فوندا ستاره سینمای هالیوود که هفته گذشته پا به ۸۰ سالگی گذاشت، فکر می‌کرد که ۳۰ سال بیشتر عمر نخواهد کرد.

بیشتر