حکمت خدا
دلارام حور مهر : روزهای یکشنبه برای من یه روز پر تنش بود روزی که نمیدونستم چی قراره بشه. چهار سال یکشنبه ها با رضا میرفتیم برای درمان و فرزندآوری. سریع آماده شدم رضا منتظرم بود توی ماشین ، توی مسیر سکوت کردم تا اینکه رضا سکوت رو شکست و گفت: به نظرت بهتر نیست تموم کنیم درمان رو ؟