نقش اتاقهای بازرگانی درتوسعه خدمات بیمه
<p> دنیای اقتصاد، لیلا اکبرپور: بسیاری از فعالان اقتصادی میگویند: «صنعت بیمه کشور توان عرضه پوششهای جدید به بازار را ندارد. بیمههای اعتبار، پوشش نوسانات نرخ ارز و نوسانات ارزش سهام دربورس طرحهایی است که بازارتشنه آن است اما صنعت بیمه میگوید: «ازلحاظ فنی این ریسکها قابلیت بیمه شدن را ندارد. » این درحالی است که به برگزاری هشتمین دوره انتخابات اتاقهای بازرگانی نزدیک میشویم، مسعود حجاریان به نمایندگی از بازار سرمایه و صنعت بیمه درانتخابات شرکت میکند. با توجه به نقش بیمه درتوسعه بازار سرمایه و پاسخگویی صنعت بیمه به نیازهای بیمهای اقتصاد گفتوگویی را با او انجام دادهایم که درادامه میآید: </p> <p> هدف شما از ورود به انتخابات هشتمین دوره اتاقهای بازرگانی چیست و در کدام ائتلاف فعال هستید؟ </p> <p> از زمانی که بیمهها به بازار سرمایه ورود پیدا کردند فعالان بازار سرمایه نگرش جدیدی به صنعت بیمه پیدا کرده و فکر میکنند ورود صنعت بیمه به این بازار تحول قابل قبولی به همراه داشته باشد. </p>
دنیای اقتصاد، لیلا اکبرپور: بسیاری از فعالان اقتصادی میگویند: «صنعت بیمه کشور توان عرضه پوششهای جدید به بازار را ندارد. بیمههای اعتبار، پوشش نوسانات نرخ ارز و نوسانات ارزش سهام دربورس طرحهایی است که بازارتشنه آن است اما صنعت بیمه میگوید: «ازلحاظ فنی این ریسکها قابلیت بیمه شدن را ندارد.» این درحالی است که به برگزاری هشتمین دوره انتخابات اتاقهای بازرگانی نزدیک میشویم، مسعود حجاریان به نمایندگی از بازار سرمایه و صنعت بیمه درانتخابات شرکت میکند. با توجه به نقش بیمه درتوسعه بازار سرمایه و پاسخگویی صنعت بیمه به نیازهای بیمهای اقتصاد گفتوگویی را با او انجام دادهایم که درادامه میآید:
هدف شما از ورود به انتخابات هشتمین دوره اتاقهای بازرگانی چیست و در کدام ائتلاف فعال هستید؟
از زمانی که بیمهها به بازار سرمایه ورود پیدا کردند فعالان بازار سرمایه نگرش جدیدی به صنعت بیمه پیدا کرده و فکر میکنند ورود صنعت بیمه به این بازار تحول قابل قبولی به همراه داشته باشد. از سوی دیگر آشنایی من با بازار سرمایه و فعالیت در این حوزه در سالهای قبل موجب شد تا ائتلاف بازار سرمایه برای کاندیدایی از من دعوت کنند و من نیز بر حسب وظیفه و اینکه برای کشورم مفید باشم، این دعوت را قبول کردم. البته در کنار این ائتلاف از تعداد دیگری از گروهها دعوت کردهاند؛ اما در نهایت من تفکر خاص خودم و دارم و ممکن است دیدگاه من با برخی از نظرات گروهها و ائتلافها همسو و با برخی دیگر همسو نباشد. همانطور که میدانید اتاق بازرگانی مکانی برای تقویت حاکمیت اقتصادی کشور است، حاکمیت اقتصادی کشور تا قبل از حضور بخش خصوصی در اقتصاد بهصورت دولتی اداره میشد. از وقتی که بخش خصوصی در اجرای قانون اصل ۴۴ فعال شد نمادهای مربوط به بخش خصوصی که بزرگترین آن اتاق بازرگانی است جایگاه جدیدی پیدا کردند. قوانین مختلفی جایگاه اتاق در حاکمیت، تنظیم مقررات و نظارت بر امور اجرایی را حاصل کرده است.
همکاران در بازار سرمایه بر این ماجرا تمرکز کرده و کانون نهادهای بازار سرمایه تصمیم گرفت اعضایی را به اتاق پیشنهاد دهد.
چه ضعفهایی هماکنون در نحوه مدیریت اتاق و ایفای نقش این اتاق بهعنوان پارلمان بخشخصوصی در بعد ملی و بینالمللی وجود دارد که باید بهبود پیدا کند؟
اتاق در دوره قبل از نهاوندیان نقشی در اقتصاد کشور نداشت و دلیل اصلی آن این بود که نقش بخشخصوصی در اقتصاد کشور کمرنگ بود. با تدوین قانون اصل ۴۴ و حضور نهاوندیان در راس مدیریت اتاق تغییرات زیادی صورت گرفت و نقش زیادی صورت گرفت و نقش اتاق در حوزه ملی و بینالمللی جدیتر شد. در دوره گذشته حرکت مثبتی انجام شد؛ اما دهها حرکت مثبت دیگر میتوان انجام داد تا شاهد موفقیت بیشتر و چشمگیرتری در اقتصاد باشیم. برای مثال تشکلهای اتاق الان جایگاهی در حاکمیت ندارند، حتی در نظارت، تدوین قوانین و مقررات، اصلاح ساختار جایگاهی ندارند، که ضعف موجود اتاق است و باید اقدامی کرد تا تشکلها مثل یک زیرمجموعه اتاق در سطح تخصص خود در حاکمیت امور اجرایی در تنظیم امور کسبوکار فعال باشند. تشکلها باید محیط کسبوکار و اصلاح، ریسک کسبوکار را کاهش و موجب پایداری سودآورتر کسبوکار شوند و در نهایت امکان جهانیشدن و توسعه صادرات را افزایش دهند. این موضوع که امروز در دنیا بهعنوان حاکمیت اقتصادی و مشارکت بخشخصوصی در حاکمیت اقتصادی مطرح است باید توسط اتاق محقق شود. مسوولان اتاق بازرگانی باید این تحول بزرگ را به وجود آورده و حاکمیت اقتصادی از دولت شما را به مشارکت دولت و بخش خصوصی ارتقا دهند.
اتفاقات گذشته در اتاق چه نتیجهای برای بخشخصوصی داشت؟
نتیجه اینکه بخشخصوصی در حاکمیت مشارکت نداشته، ضعف سرمایهگذاری در بخشخصوصی است، ضعف سرمایهگذاری در حوزه تولید، شبکههای فروش و ساختارهای کسبوکار بلندمدت است. اگر حاکمیت نتواند در اقتصاد ثبات و پایداری کافی برقرار کند سرمایهها به طرف جاهایی که امنیت وجود دارد، میروند. اساسا سرمایه ترسو است و از محیطهای پرریسک خارج میشود. بسیاری از سرمایهها به خارج از کشور رفت و بخشی از سرمایهها در داخل کشور صرف فعالیتهایی شد که پایدار و ارزش آفرین نیست، سود کوتاهمدت و سفتهبازی در آنها است. خرید و فروش و بازرگانی کوتاهمدت ساختوساز مسکن و نگهداری آپارتمانهای خالی به امید اینکه تورم قیمت آنها را افزایش دهد در واقع یک نوع سرمایهگذاری است. سرمایههای مردم به جای اینکه کارخانه تولیدی و رشد صادرات را تامین کند به سمت ساخت و ساز آپارتمان رفته است که به معنای ناکارآمدی اقتصاد و ناتوانی اقتصاد در ایجاد شغل است، باید اشتغال را پاس بداریم. باید سیاستها به سمت اشتغالزایی، رشد تولید و صادرات باشد. تمام این اتفاقات حاصل ضعف عدم حضور بخش خصوصی در حاکمیت است. حاکمیتی که در دولت تنظیم میشود؛ چون بین دولت و بخشخصوصی فاصله هست و متاسفانه زیادتر هم میشود باعث شده تا کارآمدی لازم از بخش خصوصی گرفته شده و نتواند حرکت کند.
آقای حجاریان، بسیاری از فعالان اقتصادی صنعت بیمه را به ناتوانی متهم میکنند و اعتقاد دارند صنعت بیمه کشور توان پوشش ریسکهای اقتصادی را ندارد. نظر شما چیست؟
کسبوکار کشور خیلی مشکل بیمه ندارد. صنعت بیمه بهرغم همه مشکلات و محدودیتها پاسخگوی نیاز کسبوکارها بوده و ریسکهای آنها را پوشش داده است. حتی ریسک پروژههای بزرگ هم توسط صنعت بیمه داخلی تامین شده است. صنعت بیمه در سالهای گذشته در تحریم بود و بیمهگران خارجی ریسکی را نپذیرفتند؛ اما در صنعت بیمه کشور تدابیری اتخاذ شد که همه ریسکهای داخلی در بازار بیمه کشور نگهداری و مدیریت شد. اتفاقا در صنعت بیمه نوآوریهای زیادی صورت گرفت و محصولات جدیدی به بازار عرضه شد.
اما بیمههای اعتباری در صنعت بیمه بایگانی شدهاند؟
در مورد بیمه اعتباری بیمهگران حق دارند مقابل صدور آن را بگیرند. بیمه اعتباری پوشش ریسک مطالبات است، عمدتا در کالاهایی که بهصورت اقساط فروخته میشوند یا بانکها به مشتریان تسهیلات میدهند. ریسک عدم پرداخت اقساط وجود دارد که تحت پوشش قرار میگیرد اما متاسفانه نظام بانکی یا لیزینگها از این نوع بیمهنامه شناخت کافی ندارند. آنها در بسیاری از مواقع اطلاعات درستی حتی از مشتریان و تسهیلات گیرندگان خودشان هم ندارند و میخواهند این ریسک را به صنعت بیمه منتقل کنند. بانکها یا اطلاعات کاملی از مشتریان ندارند یا تمایلی به افشای آن ندارند بنابراین در زمان تنظیم قرارداد و صدور بیمهنامه دست صنعت بیمه کاملا خالی است. شرکت تحت مدیریت من در زمانی که بیمه اعتباری برای مشتریان بانک صادرات ایران توسط کنسرسیومی صادر میشد مسوول اطلاعات کنسرسیوم بود. وقتی از سوی بانک هیچگونه اطلاعاتی از تسهیلات گیرندگان ارائه نشد از کنسرسیوم انصراف دادیم؛ هرچند بیمهنامه صادر شد، اما امروز پرونده آن در محاکم قضایی است. باید منصف بود. این موضوع که صنعت بیمه کشور ناتوان است درست نیست و صنعت بیمه برای بیمههای اعتباری مشکلی ندارد.
چگونه میتوان از راه ورود به اتاق بازرگانی بیمه را رشد داد؟
میتوان از طریق سازماندهی بخشخصوصی در حاکمیت بیمه تاثیرگذار بوده، در تدوین مقررات بیمه، نظارت بر صنعت بیمه و اصلاح ساختار کسبوکار موثر باشیم.
بخش خصوصی ایدههای بسیاری دارد که این ایدهها باید جامه عمل بپوشد و به فرآیند تغییر ساختار تبدیل شود. اگر ایدهها در قالب استاندارد خودش به تغییر تبدیل شود، موثر خواهد بود. یکی از مشکلات اصلی صنعت بیمه میزان سرمایه بالا برای تاسیس آن است. وقتی سرمایه تاسیس یک شرکت بیمه ۲۵۰ میلیارد تومان باشد، بخشخصوصی نمیتواند وارد عرصه بیمهگری شود. الان سالهاست بخش خصوصی وارد نشده و چند مجوز تاسیس بیمههای خصوصی که اخیرا صادر شد مجوزهایی است که بانکها گرفتند، هر چند سیاست دولت دوری بانکها از بنگاهداری است، اما به دلیل میل شدیدی که شرکتداری دارند مجوز تاسیس شرکت بیمه گرفتند. وقتی مردم و بخشخصوصی قادر به این کار نیستند. انحصار در صنعت بیمه افزایش مییابد. شاخصهای تمرکز در صنعت بیمه هم افزایش مییابد. بنابراین صدای قوی صنعت بیمه در اتاق بازرگانی و نهادهای تصمیمساز میتواند باعث بهبود وضعیت بیمه باشد.
معاون اول رئیسجمهور خواستار پوشش نوسانات نرخ ارز شد که بسیاری از بازرگانان کشور از این موضوع آسیب دیدند؛ اما صنعت بیمه به جز بیمه ایران در این خصوص کار نمیکند؟
آقای جهانگیری از صنعت بیمه خواستند برای نوسانات نرخ ارز اقدامی انجام دهد؛ اما پوشش نرخ ارز به لحاظ فنی قابل بیمهشدن نیست. هرچند شورای عالی بیمه در اجرای قانون این خدمت را تصویب کرد و بیمه ایران در اجرای قانون این پوشش را ارائه میکند؛ اما در حقیقت این پوشش قابل قبول صنعت بیمه در دنیا نیست. راهکارهای دیگری به غیر از بیمه در دنیا وجود دارد بهعنوان مثال هجینگ تا به امروز در کشور ما جایگاهی پیدا نکرده و ساختاری برای هجینگ نیست. آقای جهانگیری گفتند: اگر به لحاظ فنی صنعت بیمه نمیتواند کاری در این خصوص انجام دهد، آنچه امکانپذیر است ارائه شود؛ اما راهاندازی خدمت هجینگ با بیمه مرکزی با سایر شرکتهای بیمه نیست، بلکه باید در سندیکای بیمهگران سندیکایی که یک تشکل بیمهای در اتاق بازرگانی دارد، انجام شود. اتاق بازرگانی با سازماندهی کسبوکارها میتواند فضای جدیدی ایجاد کند. تشکل بیمه در اتاق فقط ثبت شده و تاکنون فعالیتی جدی نداشته است که میتوان برای پاسخگویی به نیاز بیمهای اقتصاد کشور از این نقطه آغاز کرد.
الان اتاق بازرگانی کمیسیون بیمه ندارد، آیا این تشکل میتواند جای خالی کمیسیون بیمه را پر کند؟
تشکل باید فعال باشد تا کمیسیون را راهاندازی و هدایت کند. کمیسیون اتاق مسائل ملی و خود اتاق مسائل ملی و اقتصادی را رسیدگی میکند؛ اما مسائل صنفی و بخشهای حرفهای در تشکلها دنبال میشود که باید برنامه جدید اتاق در دوره جدید استقلال و کارآمدی تشکلها باشد.