آینده مذاکرات هسته‌ای و توافق‌نامه جامع در گفت‌وگو با ابراهیم متقی

ایـران و ۱+۵ از نقطه توافق دور شده‌اند

شماره روزنامه: ۳۲۲۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۸۰۸۹۳۶ گفت-و-گو

<p> ابراهیم متقی از استادان نئورئالیست روابط بین‌الملل در دانشگاه تهران است. او به همین دلیل معادله قدرت و توازن قدرت را در مرکز ثقل تحلیل‌های خود قرار می‌دهد. ابراهیم متقی در چارچوب همین رهیافت نیز به بررسی و تبیین فرآیند و نتایج مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ می‌پردازد. از نگاه او چنین مذاکراتی با توجه به فقدان توازن قدرت نمی‌تواند مطلوبیت‌های مورد نظر ایران را فراهم کند. او در عین حال بر این نکته پای می‌فشارد که مصالحه در مذاکرات تنها در شرایط توازن و اعتمادسازی دوجانبه امکان شکل‌گیری پیدا می‌کند. </p>

ایـران و 1+5  از نقطه توافق دور شده‌اند

ابراهیم متقی از استادان نئورئالیست روابط بین‌الملل در دانشگاه تهران است. او به همین دلیل معادله قدرت و توازن قدرت را در مرکز ثقل تحلیل‌های خود قرار می‌دهد. ابراهیم متقی در چارچوب همین رهیافت نیز به بررسی و تبیین فرآیند و نتایج مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ می‌پردازد. از نگاه او چنین مذاکراتی با توجه به فقدان توازن قدرت نمی‌تواند مطلوبیت‌های مورد نظر ایران را فراهم کند. او در عین حال بر این نکته پای می‌فشارد که مصالحه در مذاکرات تنها در شرایط توازن و اعتمادسازی دوجانبه امکان شکل‌گیری پیدا می‌کند. این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» می‌گوید که ادراکات متفاوت ایران و غرب در مذاکرات هسته‌ای در عمل باعث می‌شود که نقاط ابهام و اختلافات با تداوم گفت‌وگوها بیشتر شود و همین مساله چشم‌انداز امضای توافق‌نامه جامع و نهایی میان ایران و گروه ۱+۵ را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد. گفت‌وگوهای وین ۴ نشان داد که میان غرب و ایران هنوز اختلافات جدی وجود دارد، این اختلافات را می‌توان درمورد جدول زمان‌بندی لغو تحریم‌ها، توسعه و تحقیقات هسته‌ای، تعداد سانتریفیوژها و میزان غنی‌سازی اورانیوم مورد بررسی قرار داد. به نظر شما با توجه به ابعاد اختلافات تا چه حد می‌توان نسبت به آینده این گفت‌وگوها امیدوار بود؟

آنچه به‌عنوان برنامه اقدام مشترک در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ تنظیم شد، دارای ابهامات زیادی بود. این نشانه‌های ابهام را می‌توان در ارتباط با حوزه‌های هسته‌ای، اقتصادی و نظامی مورد توجه قرار داد. به همین دلیل هم به هر میزان که فرآیند مذاکرات به جلو حرکت می‌کند، نقاط ابهام جدیدی به‌وجود می‌آید. نباید این نکته را فراموش کرد که این نقاط ابهام می‌تواند اختلافات میان ایران و گروه ۱+۵ را تشدید کند. شاید در وضعیت موجود مهم‌ترین اختلاف در ارتباط با چگونگی رعایت قواعد حقوق بین‌الملل در برنامه اقدام مشترک باشد، موضوع مورد اختلاف دیگر در مورد پروتکل الحاقی است. به عبارت دیگر در توافق‌نامه جامع به‌طور قطع بر پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران تاکید خواهد شد. در حالی‌که هیچ‌کدام از مولفه‌ها امکان اجرایی کردن پروتکل الحاقی را در زمان محدود باقی نمی‌گذارد. به‌طور طبیعی در این فرآیند آمریکا از دیپلماسی اجبار بهره می‌گیرد. در حالی‌که ایران از الگوی چانه‌زنی مرحله‌ای استفاده می‌کند. شاید بتوانیم این الگو را در چارچوب دو نگاه متفاوت نسبت به مذاکرات هسته‌ای مورد ارزیابی قرار دهیم. به هر حال تفاوتی‌های ادراکی تاثیر خود را بر مذاکرات بر جای خواهد گذاشت.

به‌عبارت بهتر این تفاوت‌ها تاثیر خود را بر آینده روابط ایران و غرب و همچنین مذاکرات می‌گذارد. در این چارچوب غربی‌ها به‌طور قطع بحث مربوط به فیوزهای انفجاری، پارچین، فعالیت‌های غنی‌سازی و توسعه موشکی ایران را در دستور کار قرار خواهند داد.

دیپلماسی اجبار آمریکایی‌ها مبتنی بر قدرت ایالات متحده و همچنین سامان جهانی در مورد تحریم‌ها علیه ایران است، ولی چانه‌زنی مرحله‌ای ایران متکی بر چه مولفه‌ها و عناصری است؟

چانه‌زنی مرحله‌ای ایران مبتنی بر نوعی اعتمادسازی است، ولی این اعتمادسازی با نشانه‌هایی از الگوی مماشات همراه است. تاریخ نشان داده است هر کشوری که از الگوی مماشات استفاده کند، در نهایت در وضعیت دشواری‌های راهبردی قرار می‌گیرد. چمبرلن در سال ۱۹۳۸ با چنین وضعیتی مواجه شد. بنابراین موافقتنامه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ را با کنفرانس مونیخ ۱۹۳۸ مقایسه می‌کنم.

الگوی اعتمادسازی با غرب و آمریکا در شرایطی که در درون ایران و ایالات متحده شاهد مقاومت‌های درون‌ساختاری هستیم، چگونه قابل پیگیری است؟

برخی در داخل ایران اعتقاد دارند که سیاست مماشات نمی‌تواند ما را به مطلوبیت‌های نهایی برساند.

ولی آقای دکتر روحانی اعتقاد دارند که این سیاست ما را به سمت مطلوبیت‌های راهبردی حرکت خواهد داد؟

خیر، به نظر من سیاست مماشات انتظارات طرف مقابل را در نهایت افزایش می‌دهد، البته نگرش تیم وزارت خارجه معطوف بر این مساله است که ما توانسته‌ایم از تشدید فشارها جلوگیری به عمل آوریم، اما در چارچوب نئورئالیسم تهاجمی و تدافعی میرشایمر و استفان والت باید به این جمع‌بندی رسید که هر کشوری از سیاست مماشات استفاده کند، در نهایت با انتظارات فزاینده طرف مقابل روبه‌رو می‌شود، چرا که طرف مقابل احساس نمی‌کند که کشور مورد مذاکره در حال اعتمادسازی است، بلکه به‌صورت برعکس این نکته در ذهن تداعی می‌شود که این کشور در موقعیت ضعف قرار دارد. هر بازیگری که در سیاست بین‌الملل در شرایط ضعف قرار بگیرد، با فشارهای فزاینده‌تری روبه‌رو می‌شود، البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اگر تحریم‌های اقتصادی کاهش پیدا کند یا به‌صورت تدریجی لغو شود، آن‌گونه که آقای روحانی و تیم وزارت خارجه امیدوارند، آن زمان می‌توان به چارچوبی از مصالحه دست پیدا کرد. در غیر این صورت ایران با انتظارات و فشارهای فزاینده آمریکا و غرب مواجه خواهد شد.

در شرایط موجود و با توجه به مقدوراتمان ما چه آلترناتیو دیگری برای پیگیری الگوهای اعتمادسازی در مواجهه با غرب داریم؟

هر کشوری باید براساس مقدورات و توانمندی‌هایش مواضع و دیپلماسی خود را تنظیم کند، شاید به خاطر عدم توجه به مساله هزینه- فایده و مقدورات بود که ما در وضعیت کنونی قرار گرفته‌ایم. ولی واقعیت این است که هرگاه کشوری در شرایط مذاکره قرار می‌گیرد، باید برای چانه‌زنی آماده باشد. چانه‌زنی به این مفهوم است که شما برخی مطلوبیت‌های طرف مقابل را در ازای بخشی از مطلوبیت‌های خود واگذار می‌کنید.

اگر توازن میان دو طرف وجود نداشته باشد، در آن شرایط مشکلات و ابهامات افزایش پیدا می‌کند. به‌طور مثال ما امروز در شرایط ضعف بیشتر در مقایسه با سال گذشته قرار داریم، چراکه ما تمام UF۶ خود را پودر کرده‌ایم، اکسید UF۶ به معنای اکسید قابلیت‌های خودمان است. در چنین شرایطی به‌طور طبیعی امکان اعمال فشارهای بیشتری از طرف آمریکا به‌وجود می‌آید.

ولی آقای دکتر متقی، ما به لحاظ قدرت نرم و اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به سال گذشته داریم، چراکه هم شاهد حضور بیشتر سرمایه‌گذاران خارجی در ایران هستیم و هم درآمدهای نفتی‌مان افزایش پیدا کرده است.

قدرت نرم مربوط به چگونگی متقاعدسازی است. اگرچه سرمایه‌گذاران در طیف گسترده‌تری وارد ایران شده‌اند و امیدوارند ایران در وضعیت همکاری موثرتری با ‌آنها قرار گیرد، ولی واقعیت این است که آمریکا با انجام این سرمایه‌گذاری‌ها مخالف است. پرسش مهم این است که در این شرایط ما باید چه کاری انجام دهیم. وقتی آمریکایی‌ها تهدید می‌کنند که اگر با روسیه به‌صورت تهاتری کار کنید، ‌فشارهای بیشتری بر شما و روس‌ها اعمال می‌شود، شرایط برای ایران دشوارتر می‌شود. در این شرایط ما نمی‌توانیم چندان امیدوار باشیم که مطلوبیت‌هایمان تامین شود. یکی از ویژگی‌های قدرت نرم این است که اعتبار و عنصر تکرار در آن وجود داشته باشد. در بحث‌های مربوط به سرمایه‌گذاری نفت و گاز و نیرو هنوز مشکلات ایران پابرجا است.

یکی از موارد دیگر مورد بحث در گفت‌وگوهای وین ۴ به موشک‌های دوربرد ایران بازمی‌گشت، این موضوع به صراحت در قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت آمده است، در حالی که ایران از انعطاف‌پذیری در این حوزه برخوردار نیست. به نظر شما آیا غرب از این انعطاف‌پذیری برخوردار است که در مذاکرات از این موضوع عقب‌نشینی کند یا دو طرف به راه‌حل میانه‌ای در این حوزه دست پیدا می‌کنند؟

واقعیت این است که راه میانه در ارتباط با موضوعات ژئوپلیتیک وجود ندارد. بسیاری از فرآیندها از این جهت اهمیت پیدا می‌کنند که بر معادله قدرت تاثیر گذارند. بر این اساس این بحث مطرح می‌شود که چگونه کشورها معادله قدرت را کنترل یا سازماندهی می‌کنند. فرآیندی که در روابط ایران و گروه ۱+۵ به چشم می‌خورد، مبتنی بر این واقعیت است که محدودسازی ایران باید ماهیت راهبردی پیدا کند. بنابراین الگوی رفتاری نسبت به ایران در وضعیت کنونی در یک شرایط گازانبری قرار دارد. از یکسو آژانس بحث مربوط به فیوزهای انفجاری را در چارچوب گزارش نوامبر ۲۰۱۱ آمانو پیگیری می‌کند و از طرف دیگر ایران با گروه ۱+۵ و بحث موشکی مواجه است.

باید بر این مساله نیز تاکید کنم که در گزارش اخیر، آژانس مدعی شده است که ایران در زمینه فیوزهای انفجاری وارد مذاکرات جهت تبادل اطلاعات شده است. در چنین شرایطی شاهد هستیم که معادله قدرت روز به روز پیچیده‌تر و پرجدال‌تر می‌شود.

شما اشاره کردید که در مباحث ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک راه‌حل میانه‌ای وجود ندارد، ولی اخیرا در برخی محافل بین‌المللی این شایعه به‌طور جدی مطرح است که ایران در قبال توافق‌نامه نهایی این امتیاز را می‌گیرد که تحریم‌ها به‌صورت ۶ ماهه به حالت تعلیق دربیاید. نگاه شما به این راه‌حل میانه چیست؟

از نظر من این راه، راه‌حل میانه نیست. زمانی که تحریم‌ها وجود داشته باشد، به نوعی نشان‌دهنده دیپلماسی اجباری است. زمانی که تحریم تعلیق شود، بخشی از محدودیت‌ها برداشته می‌شود ولی نکته مهم این است که جایگاه منطقه‌ای ایران به چه حالتی درمی‌آید و ایران با چه تهدیداتی مواجه است. به‌طور مثال بحث مربوط به سوریه هیچ ارتباطی با تحریم ندارد، ولی به هر حال نوعی مقابله پرشدت علیه ایران محسوب می‌شود. به هر حال قدرت‌های بزرگ جهانی درصددند که نوعی محدودسازی راهبردی را علیه ایران عملیاتی کنند و گفت‌وگوهای وین ۴ نیز نشان‌دهنده همین سیاست بود، البته غربی‌ها برای تحقق چنین هدفی ابتدا از دیپلماسی اجبار استفاده می‌کنند و در مرحله بعد مذاکره می‌کنند. در مرحله سوم نیز کار به نتیجه نمی‌رسد، لذا مذاکرات مجدد در مرحله چهارم مورد پیگیری قرار می‌گیرد و سپس در مرحله پنجم به یک نوع توافقی می‌رسند که در مرحله دوم سبب واگرایی و عدم توافق شده بود. به این ترتیب فرآیند مذاکرات نشان نمی‌دهد که راه‌حل میانه در دستور کار قرار گرفته باشد و معادله برد- برد به‌وجود آمده باشد.

با این اوصاف امکان توافق در مرحله آخر براساس معادله برد - برد وجود دارد؟

امکان توافق براساس معادله برد-برد وجود نخواهد داشت چرا که نگاه غرب معطوف به چنین فضایی نیست. در چارچوب معادله برد-برد باید نگرانی غرب از غنی‌سازی ایران پایان پیدا کند و البته بنا به اعتراف خودشان در این حوزه به بزرگ‌ترین دستاورد هم رسیده‌اند، از طرف دیگر ایران نیز به مطلوبیت‌های لازم دست یابد. باید تاکید کنم دیگر در ایران UF۶ وجود ندارد که منشأ نگرانی باشد.

غربی‌ها از امضای توافقنامه‌هایی نهایی و جامع با ایران چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟

نکته مهم این است که ایران در حوزه‌ هسته‌ای به دانش دست پیدا کرده است. بنابراین غربی‌ها می‌گویند چه تضمینی وجود دارد که ازاین دانش در حوزه‌های دیگر استفاده نکنید. به همین دلیل برتداوم بازرسی‌ها تاکید می‌کنند. از طرف دیگر، هدف‌ نهایی غربی‌ها غیرکاربردی کردن این دانش است. تصور ما این است که غربی‌ها صرفا درصدد حل حوزه بحرانی مساله هستند؛ در حالی که هدف آنها فراتر از این مساله است.

در واقع غرب به دنبال تکرار مدل عراق و لیبی درمورد ایران است؟

ما هنوز در وضعیت آنکسام قرار نگرفته‌ایم. اگر چه آمانو بسیار تلاش می‌کرد که ما را در چنین وضعیتی قرار دهد و از ایران بازرسی‌های سازمان ملل انجام گیرد. ولی به هر حال بازرسی‌ها براساس توافق‌نامه دوجانبه و به گونه‌ای متفاوت انجام خواهد شد. بحث دیگر درمورد دورنمای تثبیت غنی‌سازی اورانیوم است که چندان مثبت و روشن نیست.

برخی اعتقاد دارند که پس از توافق‌نامه ژنو بر دیواره تحریم‌ها ترکی ایجاد شد، بر این اساس و با امضای توافق‌نامه جامع، دیوار تحریم‌ها به طور کلی ویران می‌شود. این تعبیر و تفسیر تا چه حد با واقعیت‌ها همخوانی دارد؟

واقعیت‌ این است که توافق‌نامه نوامبر ۲۰۱۳ در چارچوب برنامه اقدام مشترک این ترک را در نظام تحریم‌ها ایجاد کرد اما این اتفاق در زمره ترک‌ها یا شکاف‌های متراکم محسوب نمی‌شود و بیشتر شبیه شکاف‌های متقاطع است.

اگر چه پس از توافق‌نامه ژنو بخشی از تحریم‌ها برداشته شد، اما بسیاری از تحریم‌ها هنوز باقی است و حتی این امکان وجود دارد که تحریم‌های جدیدی اعمال شود. فراموش نکنیم که حتی پس از توافق ژنو خیلی از اشخاص حقیقی و حقوقی بار دیگر با تحریم‌ها مواجه شدند و این مساله نشان می‌دهد که شکاف در تحریم‌ها به گونه‌ای نیست که روز‌به‌روز فضا را به سود ایران بازتر کند. سامان تحریم‌ها هنوز از این قابلیت برخوردار است که بتواند خود را در فضای دیگری ترمیم و بازسازی کند.

یکی از ویژگی‌ها و مختصات سیاست خارجی دولت روحانی این است که تمرکز ویژه‌ای بر پرونده هسته‌ای دارد تا گشایشی در حوزه اقتصادی ایجاد شود. شاید این نوع سیاست شباهت‌هایی با سیاست تنش‌زدایی در دوران سازندگی با هدف جلب سرمایه‌گذاری خارجی داشته باشد. به نظر شما آیا دولت روحانی در تحقق این سیاست می‌تواند به موفقیت‌های لازم برسد؟

شرایط ۲۰۱۴ با سال ۱۹۹۱ کاملا متفاوت است. در آن مقطع زمانی ایران از ساختار قدرت برخوردار نبود. چرا که در یک جنگ منطقه‌ای نابرابر درگیر شده بود و شرایط اقتصادی، نظامی و ابزارها و ادوات جنگی‌اش برای رویارویی کاهش یافته بود. از طرف دیگر در آن زمان ایران، با تهدیدات منطقه‌ای عراق مواجه بود.

اما ایران در سال ۲۰۱۴ به لحاظ قابلیت‌های تجهیزاتی حوزه نفوذ و اثرگذاری منطقه‌ای‌اش در وضعیت خوبی قرار دارد. بنابراین تصور اینکه جهان غرب توجه محدودی به ایران دارد، مبتنی بر واقعیت نیست. در گزارش‌ کیو.دی. آر ایران و کره‌شمالی به عنوان اصلی‌ترین تهدیدات امنیتی و راهبردی آمریکا در آوریل ۲۰۱۴ معرفی شده‌اند. این مساله نشان می‌دهد که نگاه غرب به ایران معطوف به یک نوع تنشی‌زدایی متوازن یا اعتمادسازی نیست. در واقع نحوه برخورد غرب با ایران در چارچوب دیپلماسی اجبار و تلاش برای حداکثرسازی تامین اهداف قابل تبیین است.

نوع واکنش دولت روحانی نسبت به دیپلماسی اجبار آمریکا، اعتمادسازی است. ولی مخالفان این اعتمادسازی، را نوعی سازش در برابر خواسته‌های غرب می‌دانند. به نظر شما ایران با توجه به مقدورات مالی‌اش و محذورات بین‌المللی از چه راهکار دیگری به جز اعتمادسازی می‌تواند استفاده کند؟

اعتمادسازی سازوکارهای مختلفی دارد. وقتی اعتمادسازی در یک فرآیند یکجانبه قرار گیرد، به معنای غیرکاربردی کردن ابزارهای قدرت از طرف کشوری است که دست به اعتمادسازی می‌زند.

در واقع درخواست غرب از ایران این است که ابزارهای قدرت خود را غیرموثر کن تا ما به تو اعتماد کنیم. در فضای آنارشی بین‌المللی محصول نهایی ناامنی است. بهترین حالت برای مقابله با وضعیت آنارشی، اعتمادسازی متقابل و متوازن است.

ولی در این پرونده توازنی از همان ابتدا وجود نداشت. بالاخره ما کشوری بودیم که با تحریم‌های گسترده بین‌المللی مواجه شدیم.

درست است. بنابراین تحریم‌های متمرکز و سازمان یافته علیه ایران دارای آثار پردامنه در حوزه‌های اقتصادی و راهبردی است.

با وجود اینکه برخی مقامات دورنمای مثبتی از مذاکرات با ۱+۵ ارائه می‌دهند، شکست احتمالی مذاکرات چه تاثیرات و پیامدهای داخلی و خارجی خواهد داشت. به هر حال هم دولت ایران و هم دولت اوباما سرمایه‌گذاری‌های زیادی را در مورد این مذاکرات انجام داده‌اند. این در حالی است که آمریکا در ماه نوامبر با انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره مواجه است. به نظر شما شکست مذاکرات آنقدر دردناک نخواهد بود که دوطرف به خصوص آمریکایی‌ها مانع از چنین اتفاقی شوند؟

آمریکایی‌ها به صورت مرحله‌ای در حال افزایش انتظاراتشان از ایران هستند. از طرف دیگر اگر چه موقعیت نیروهای تندرو در ایران در حال کاهش است ولی در آمریکا عکس این اتفاق در حال رخداد است. همین مساله تهدیدات بیشتری را برای دولت روحانی به وجود می‌آورد. بالاخره موضوع مذاکرات محور اصلی سرمایه‌گذاری دولت روحانی بوده است اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، ممکن است نیروی سومی ظهور پیدا کند. من فکر می‌کنم که آینده و نتایج مذاکرات با شکل‌بندی آرایش سیاسی آینده ایران ارتباط بسیار نزدیکی دارد.

شاید به همین دلیل هم باشد که آقای ظریف در تازه‌ترین موضع‌گیری‌شان به غربی‌ها نسبت به تکرار حوادث سال ۲۰۰۵ هشدار داده‌اند. شاید ما با شکست مذاکرات شاهد نوعی جابه‌جایی در میان نیروها در ساختار سیاسی ایران باشیم.

خیر، این نیروی جدید از جنس نیروهای سال ۲۰۰۵ نخواهد بود. بلکه ممکن است ما با یک نیروی ساختار گریزی مواجه شویم که برای کل نظام اجتماعی و ثبات سیاسی مشکلاتی به وجود آورد.

در صورت شکست مذاکرات غرب و اوباما چه سناریویی را می‌توانند دنبال کنند.

غرب در همین مقطع به حداکثر اهداف موردنظر خود دست پیدا کرده است.

چه اهدافی؟

غربی‌ها به اطلاعاتی که آمانو در گزارش خود درنوامبر ۲۰۱۱ خواستار آن شده بود، دست یافته‌اند. از طرف دیگر آنها توانسته‌اند قابلیت‌های هسته‌ای ایران را نیز خنثی کنند. اگر ایران بخواهد دوباره فعالیت‌های هسته‌ای خود را آغاز کند، آن چیزی نیست که وزیر خارجه‌مان می‌گوید. ایران برای رسیدن به ۲۰۰ کیلو UF۶ به زمان و سانتریفیوژهای جدید نیاز دارد.

اگر ایران و غرب بتوانند در دقیقه ۹۰ توافق‌نامه جامع‌ونهایی را امضا کنند، آیا شاهد گشایش‌هایی در روابط ایران با غرب و آمریکا نخواهیم بود؟

این توافق جامع نیاز به شرایطی دارد. من فکر نمی‌کنم آقای اوباما و آقای روحانی شرایط لازم را برای امضای این توافق داشته باشند. یکی از شرایط لازم برای توافق جامع حذف تحریم‌ها است. آیا چنین وضعیتی در آمریکا محقق خواهد شد.

این در حالی است که اوباما سالانه باید در مورد ایران یک گزارش جامع به کنگره بدهد. فراموش نکنیم که همین چند ماه پیش اوباما ایران را در لیست گروه‌های تروریستی قرار داد و خود همین مساله یعنی اینکه تحریم‌ها ادامه پیدا می‌کند.

بنابراین از نظر شما شرایط و اسباب لازم برای توافق‌نامه جامع مهیا نیست؟

بله همین‌طور است، از طرف دیگر در چارچوب برنامه اقدام مشترک آمده است که ایران باید پروتکل الحاقی را اجرایی کند، سوال مهم این است که آیا مجلس حاضر به پذیرش پروتکل الحاقی هست. من خیلی بعید می‌دانم این اتفاق رخ دهد.

آقای دکتر شما قبول ندارید که همیشه مصالحه‌های بزرگ در دقایق آخر اتفاق می‌افتند؟

شاید آن اتفاق دیگر مصالحه بزرگ نباشد، بلکه شاید اجتناب از یک مصیبت بزرگ باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن