نویسنده: مسعود احمد/ مدیر دپارتمان خاورمیانه و آسیایمرکزی صندوق بینالمللی پول مترجم: علی حاتمیان در میان تمامی مناطق جهان، خاورمیانه و شمال آفریقا تنها مناطقی هستند که در آن یارانه عمومی انرژی پرداخت میشود. در کشورهای به لحاظ منابع انرژی غنی، دولتها یارانه را به عنوان سهمی از ثروت و منابع طبیعی به مردم ارائه میکنند. در کشورهای واردکننده انرژی نیز دولتها از یارانه برای کاستن از فشار ناشی از قیمت کالاها روی مردم استفاده میکنند، بهویژه آنکه در این کشورها شبکههای حمایت اجتماعی اغلب با مشکلات بسیاری مواجهاند.
نویسنده: مسعود احمد/ مدیر دپارتمان خاورمیانه و آسیایمرکزی صندوق بینالمللی پول مترجم: علی حاتمیان در میان تمامی مناطق جهان، خاورمیانه و شمال آفریقا تنها مناطقی هستند که در آن یارانه عمومی انرژی پرداخت میشود. در کشورهای به لحاظ منابع انرژی غنی، دولتها یارانه را به عنوان سهمی از ثروت و منابع طبیعی به مردم ارائه میکنند.
در کشورهای واردکننده انرژی نیز دولتها از یارانه برای کاستن از فشار ناشی از قیمت کالاها روی مردم استفاده میکنند، بهویژه آنکه در این کشورها شبکههای حمایت اجتماعی اغلب با مشکلات بسیاری مواجهاند. اما پرسش اساسی آن است که آیا این روش حمایت اجتماعی، بهترین راه برای یاریرسانی به اقشار آسیبپذیر است؟ پاسخ این پرسش یقینا منفی است. پرداخت یارانه انرژی به صورت مستقیم و غیرمستقیم فرآیندی هزینهبر است. در سال ۲۰۱۱، این یارانهها ۲۴۰ میلیارد دلار هزینه در بر داشتهاند که ۵/۸ درصد تولید ناخالص کل منطقه را شامل میشود. بهطور مشخص، در کشورهای واردکننده نفت، یارانهها بخش بزرگی از بودجه دولتی را میبلعند و اغلب به کسری بودجه و سطوح بالای بدهی دولتی میانجامند.
به علاوه با پرداخت یارانه انرژی، فرصت هزینه این مبالغ در حوزههای با اهمیتتری چون سلامت، آموزش و زیرساختها از میان میرود. حوزههایی که توجه به آنها برای رشد و موفقیت بلندمدت اقتصادی حیاتی است و غفلت از آنها میتواند به رشد اقتصادی آسیب جدی وارد سازد. در کنار این امر، پرداخت یارانه انرژی در کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت به صورت مشابهی غیرمنصفانه است. در واقع کسانی که انرژی بیشتری مصرف میکنند از این یارانهها سود بیشتری میبرند و این شامل دارندگان خودروهای گرانقیمت، خانههای دارای تهویه مطبوع و وسایل الکتریکی پرمصرف میشود. پرداخت یارانه انرژی اثرات زیانبار اقتصادی دیگری نیز در پی دارد. در حقیقت زمانی که کالایی ارزان باشد، افراد به خرید بیش از نیاز خود تمایل پیدا میکنند که این امر در خصوص انرژی به مصرف زیاد و آلودگی زیستمحیطی بیشتر میانجامد.
به علاوه یارانهها میتوانند باعث کاهش منافع یا حتی زیان به شرکتهای تولیدکننده انرژی شوند و احتمال سرمایهگذاری آنها را در بخش انرژی کاهش داده و کمبود انرژی احتمالی را موجب شوند. یارانهها همچنین بیش از آنکه به سرمایهگذاری مولد و کارآفرین بینجامند منجر به گسترش سرمایهگذاری مالی میشوند.
اما با وجود تمامی استدلالها برای حذف یارانه انرژی، انجام فرآیند حذف آنها در عمل چندان آسان نیست. اصلاحات مورد نیاز در این عرصه بهطور طبیعی با مقاومت گروههای ذینفع و خانوادهها روبهرو خواهد شد. گروههایی که دولتها را نهادی امین و مطمئن برای تخصیص بهینه منابع حاصل از حذف یارانهها نمیدانند. در چنین شرایطی و با توجه به آنکه مصرفکنندگان به بهای پایین حاملهای انرژی عادت کردهاند، دولتها چگونه میتوانند نظام پرداخت یارانه را اصلاح کنند؟
موفقیت در این مسیر پیش از هر چیز به طراحی دقیق برنامه اصلاحی توسط دولتها و اطمینان از آسیب ندیدن گروههای کمدرآمد نیازمند است.