کشف دلایل کاهش نرخ باروری در ایران و راهکارها
جعفر خیرخواهان* پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که جمعیت جهان از رقم 7 میلیارد نفر کنونی به 9 میلیارد نفر در سال 2050 افزایش خواهد یافت و سپس انتظار می‌رود در سال 2100 به حدود 10 میلیارد نفر برسد. جالب اینجا است که تمام این افزایش جمعیت چند میلیارد نفری در کشورهای در حال توسعه رخ می‌دهد که بیشتر، آنها در کلان‌شهرهای جهان سومی ساکن می‌شوند و درواقع از جمعیت کشورهای توسعه‌یافته کاسته نیز می‌شود.
جمعیت ایران که در دهه 1360 به نرخ‌های رشد بی‌سابقه و نزدیک به 4 درصد رسید و گروهی را به وحشت انداخت که در این صورت تعداد جمعیت کشور هر 20 سال دو برابر شود با سرعتی شدید ترمز گرفت و بعد خانوارها از 7 و 8 نفر به کمتر از 4 نفر کاهش یافته است و صحبت از منفی شدن رشد جمعیت در آینده به میان می‌آید. پیش‌بینی‌های موسسات جهانی نیز چنین تصویری را تایید می‌کند، به طوری که طبق پیش‌بینی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، جمعیت ایران در سال 2050 به 100 میلیون نفر رسیده و پس از آن کاهش یافته و در سال 2100 در سطح 95 میلیون نفر به ثبات می‌رسد. کتاب «اقتصاد فقیر» در فصلی که به بحث سیاست‌های جمعیتی اختصاص یافته است (فصل پنجم: خانواده بزرگ پاک سودارنو) بحث را با اشاره‌ای به تجربه کنترل جمعیت در دومین کشور پرجمعیت جهان یعنی هند شروع می‌کند.
تاریخچه سیاست تنظیم خانواده در هند به دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد. نویسندگان توضیح می‌دهند چگونه قوانین عقیم‌سازی اجباری در بزرگ‌ترین دموکراسی جهان به شکست انجامید، زیرا به گمان نویسندگان سیاست‌هایی که از سر اضطرار و با زور و اجبار پیاده می‌شود نه تنها شکست می‌خورد، بلکه باعث تقویت بدگمانی عمومی دیرپا نسبت به انگیزه‌های دولت می‌شود که به معنای از دست دادن اعتماد است. برای مثال با اینکه چند دهه از سیاست کنترل اجباری جمعیت در هند می‌گذرد، هنوز هم عادی است که بشنویم مردمان ساکن زاغه‌نشین‌ها و روستاها از دریافت قطره‌های فلج اطفال سرباز می‌زنند، چرا که باور دارند این روشی برای عقیم‌سازی پنهانی کودکان است. پس اگر بخواهیم به یکی از پیام‌های این فصل گوش کنیم، این است که اجبارکردن نتیجه نمی‌دهد بلکه باید به دلایل تغییر رفتار مردم (مثلا در اینجا تغییر نرخ باروری) توجه کرد. نکته مهم دیگر اینکه فقرا در شرایط سخت و بیرحم زندگی خود مجبور به گرفتن تصمیماتی هستند که برخی اوقات برای بقیه جامعه و ما اقتصاددانان که نسبت به کنه قضیه آشنا نیستیم شاید قابل درک نباشد.یک مثال که نویسندگان در این باره ذکر می‌کنند پدیده رایج و به نظر عجیب ازدواج دختران جوان کنیایی با مردان سالخورده هوسباز است. دختران در کنیا به خوبی می‌دانند رابطه جنسی محافظت نشده با احتمال بسیار بیشتری به بارداری منجر می‌شود، اما بر این باورند که اگر پدر آینده فرزند آنها احساس مسوولیت کند و از آنان مراقبت کند، باردارشدن در نهایت ممکن است چندان اتفاق بدی نیز نباشد. درواقع دخترانی که توانایی مالی مدرسه رفتن ندارند، داشتن فرزند و شروع خانواده‌ای مستقل، در مقایسه با تنها ماندن در خانه و به تمامی سربار کل خانواده شدن که نتیجه معمول برای دختران نوجوان ازدواج نکرده بیرون از مدرسه است، ممکن است حتی به نسبت گزینه جذابی باشد (دست‌کم تا زمانی که دختران نمی‌دانند احتمال ابتلای مردان با سن بیشتر به اچ.آی.وی بیشتر است) این مساله موجب می‌شود مردان سالخورده نسبت به پسران جوان که هنوز قدرت مالی ازدواج را ندارند، شرکای جنسی جذاب‌تری باشند. پس یک مساله باید نسبتا روشن باشد، اینکه فقرا، حتی دختران جوان، در مورد باروری و امور جنسی خود، تصمیم‌های هوشیارانه‌ای می‌گیرند و راه‌هایی،
اگر چه ناخوشایند، برای کنترل آن می‌یابند. باردار شدن دختران جوان با وجود اینکه برایشان بسیار پرهزینه است، باید بازتاب تصمیم فکورانه فرد باشد.
شرایط کنونی جمعیت در ایران
حال بیاییم به شرایط کنونی جمعیت در ایران و رفتار باروری خانوارها توجه کنیم. چرا خانواده‌های جدید نسبت به نسل‌های پیشین تعداد فرزندان بسیار کمتری در حد یک فرزند دارند و حتی برخی بدون فرزند هستند؟ دلایل این انتخاب چیست؟ چگونه می‌شود جامعه‌ای به فاصله ۲ نسل از خانواده‌های ۵ تا ۶ فرزندی و حتی بیشتر به جامعه‌ای با خانواده تک فرزندی تغییر کند؟ اگر بخواهیم رویکرد کتاب اقتصاد فقیر را به‌کار ببندیم، باید پژوهش‌های میدانی انجام داده و از روش آزمون‌های کنترل شده تصادفی استفاده کنیم. اما به‌طور کلی می‌توان این پاسخ‌ها را به عنوان دلایل مطرح کرد.
۱- گسترش ابزارهای مالی مدرن و نظام‌های تامین اجتماعی مثل انواع بیمه‌های سلامت و مستمری بازنشستگی خصوصی و دولتی و سایر روش‌های سودآور پس‌انداز کردن. در جوامع سنتی و
عقب مانده که چنین ابزارهایی وجود نداشت، این فرزندان بودند که آینده اقتصادی پدر و مادر را شکل می‌دادند، چیزی شبیه بیمه نامه، محصولی برای پس‌انداز در روز مبادا یا حتی یک بلیت بخت آزمایی و امیدداشتن به اینکه یکی از آن بلیت‌ها (فرزندان) بتواند اوضاع والدین را متحول سازد و دست آنها را در روزهای پیری بگیرد.
۲- جابه‌جا شدن زندگی اقتصادی از فعالیت‌های کشاورزی به سمت فعالیت‌های صنعتی و خدماتی و از زندگی در روستا به شهر. در اقتصادهای قدیم نیروی کار و فرزندان خانواده یک نهاده باارزش تولیدی در واحدهای کشاورزی به حساب می‌آمدند که در اقتصادهای جدید این چنین نیست.
۳- افزایش تحرک و جابه‌جایی شغلی و جغرافیایی و دوری و فاصله والدین و فرزندان نسبت به گذشته.
۴- همبستگی و تعهد و احساس مسوولیت فرزندان نسبت به پدر و مادر کمرنگ‌تر از گذشته
۵- کمبود و گرانی واحدهای مسکونی، تشکیل خانواده را به تاخیر انداخته و زوج‌ها را مجبور به خرید یا اجاره واحدهای کوچک‌تر و تنگ‌تر می‌کند تا از پس هزینه‌های مسکن برآیند که بعد خانوار هم لاجرم کمتر می‌شود.
۶- نقش انواع روش‌های اطلاع‌رسانی و یادگیری در تغییردادن هنجار اجتماعی به سمت تعداد بچه کمتر داشتن به شکل حضور بهیاران و مددکاران اجتماعی در بین زنان روستایی و نیز تولید مجموعه‌های تلویزیونی محبوب خانواده‌ها که تعداد فرزند کمتر را ترویج می‌کنند. ۷- کودکان کنونی برخلاف نسل‌های گذشته دارای روحیه سرکشی بیشتری بوده و کمتر اطاعت‌پذیر هستند. تحولات فناوری و توسعه انواع کانال‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی امکان کنترل والدین را بر کودکان کاهش داده و فرزند را کالای پرریسک‌تری می‌سازد.
۸- معمولا هزینه فیزیکی و سختی‌های بچه‌آوری بر دوش زنان است و ارجحیت‌های آنان برای باروری، متفاوت از ترجیحات مردان است. زنان ممکن است به‌ویژه توسط شوهرانشان، مادر شوهرانشان یا هنجارهای اجتماعی زیرفشار قرار گیرند که تعداد فرزندانی بیش از آنچه دوست دارند، داشته باشند. پس میزان قدرتی که زن در خانواده دارد، می‌تواند نقش مهمی در تعیین تعداد بچه داشته باشد. در دوران جدید که زنان حق و حقوق و گزینه‌های شغلی بیشتری دارند و آزادی بیشتری برای جدایی و گذران زندگی مستقل احساس می‌کنند قدرت چانه‌زنی زن در خانواده بیشتر شده و بنابراین می‌تواند تاثیرگذاری بیشتری در تصمیم روی بعد خانواده داشته باشد.
پس اگر تمامی اینها و تحولات دیگری را که پس از انجام بررسی‌های میدانی روشن خواهد شد با هم به حساب آوریم، دلایل کاهش نرخ باروری در ایران معلوم می‌گردد. به این ترتیب اگر قصد تشویق به زاد و ولد بیشتر داریم باید اقدام به معکوس‌کردن شرایط پیش‌گفته کنیم که بعید به نظر می‌رسد امکان و قدرتی برای تغییر دادن آنها وجود داشته باشد.
* استاد جهاد دانشگاهی مشهد

کشف دلایل کاهش نرخ باروری در ایران و راهکارها