نویسنده: یوشکا فیشر۱ مترجم: سعید لاریجانی منبع: پراجکت سندیکیت بهطور حتم اتحادیه اروپا هرگز چنین شرایطی را تجربه نکردهاست: دولت ویکتور یانکوویچ- رئیسجمهور اوکراین - تلاش دارد به یک توافق دو طرفه دست یابد. رهبران اتحادیه اروپا احساس فریب خوردگی دارند؛ در مسکو، اما جشن و سرور برپا است. همانطور که میدانیم، هدف یانکوویچ از شرکت در مذاکرات اتحادیه اروپا این بود که هزینهای که روسیه برای نگه داشتن اوکراین به عنوان یک شریکاستراتژیک باید میپرداخت را افزایش دهد. تنها چند روز پس از آن، یانکوویچ و ولادیمیر پوتین، خبر از پرداخت یک وام ۱۵ میلیارد دلاری از سوی روسیه به اوکراین دادند.
نویسنده: یوشکا فیشر1 مترجم: سعید لاریجانی منبع: پراجکت سندیکیت بهطور حتم اتحادیه اروپا هرگز چنین شرایطی را تجربه نکردهاست: دولت ویکتور یانکوویچ- رئیسجمهور اوکراین - تلاش دارد به یک توافق دو طرفه دست یابد. رهبران اتحادیه اروپا احساس فریب خوردگی دارند؛ در مسکو، اما جشن و سرور برپا است.
همانطور که میدانیم، هدف یانکوویچ از شرکت در مذاکرات اتحادیه اروپا این بود که هزینهای که روسیه برای نگه داشتن اوکراین به عنوان یک شریکاستراتژیک باید میپرداخت را افزایش دهد. تنها چند روز پس از آن، یانکوویچ و ولادیمیر پوتین، خبر از پرداخت یک وام ۱۵ میلیارد دلاری از سوی روسیه به اوکراین دادند. خبری که موجب کاهش قیمت گاز طبیعی شد.
از نظر یانکوویچ، این توافق در کوتاهمدت بسیار مهم بود. تغییرات در بخش گاز به اوکراین کمک میکرد که بدون مشکل زمستان را پشت سر بگذارد، وام ۱۵ میلیاردی به آن کمک میکرد که از ورشکستگی به واسطه بدهیهایش جلوگیری کند و به علاوه، بازار روسیه به روی اقتصاد این کشور که وابستگی زیادی هم به آن دارد، باز باشد. البته در بازه زمانی میانمدت، چرخش اوکراین از اتحادیه اروپا به سمت روسیه، این خطر را برای اوکراین دارد که استقلالش را از دست بدهد.
اگر از منظر جهتگیریهای استراتژیک به اوکراین نگاه کنیم، این کشور بخشهای متفاوتی دارد. مردم مناطق شرقی و جنوبی میخواهند به روسیه نزدیک شوند و بالعکس مردم مناطق شمالی و غربی به اروپا متمایل هستند. با توجه به شلوغیهای اخیر در کییف، به نظر میرسد، چنین اختلافنظر عمیقی، بدون بروز خشونت قابل حل نخواهد بود. اوکراین به یک راه حل کاملا صلحآمیز و دموکراتیک نیاز دارد و چنین چیزی فقط در شرایطی مانند شرایط کنونی یافت میشود.
اتحادیه اروپا باید پاسخگوی رفتارش باشد. یانکوویچ همواره در طول ریاستجمهوریاش روابط نزدیکی با کاخ کرملین داشتهاست. به علاوه انتخاب او در سال ۲۰۱۰، خط پایانی بر انقلاب نارنجی اروپایی در این کشور - منجر به پیروزی طرف اروپایی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۴ - بود و اوکراین را در اردوگاه روسها قرار داد. حال چرا اتحادیه اروپا در شرایطی که در مقایسه با آنچه روسیه به اوکراین میدهد، چیزی برای عرضه به آن ندارد، بر مذاکرات همگانی تاکید میکند؟
پاسخ را باید در نوع روابط روسیه و اتحادیه اروپا جستوجو کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه نه تنها جایگاه خود را به عنوان یک قدرت جهانی از دست داد؛ بلکه در داخل اروپا هم مجبور شد از مرزهایش که از زمان پیتر، تا آلپ و تورینگن به سمت غرب گسترده شدهبود، عقبنشینی کند. از زمانی که پوتین توانست بر یلتسین در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود، همواره سه هدف استراتژیک را دنبال کردهاست: پایان بخشیدن به سیاست تبعیت روسیه از اروپا که پس از فروپاشی شوروی این سیاست غالب شدهبود، تسلط دوباره بر کشورهایی که زمانی جزو خاک روسیه به شمار میآمدند یا حداقل کنترل آنها در حدی که از توسعه ناتو به سمت شرق جلوگیری کند و در آخر هم بازیابی روسیه بهعنوانیک قدرت جهانی.
ابزار او در رسیدن به این اهداف نه ارتش سرخ روسیه، بلکه استفاده از پتانسیلهای اقتصادی کشورش بهخصوص، سیاستهای استراتژیک در بخش انرژی و به واسطه داشتن منابع عظیم نفت و گاز بود. چنین رویکردی نیازمند داشتن کنترل بر این منابع است. همچنین نیاز است که مسیر صادرات نفت به اروپا برای این کشور باز شود که با جذب اوکراین به سوی خود، دیگر قطع صادرات گاز به این کشور، لطمهای را متوجه اروپا نخواهدکرد.
هدف نهایی هم تسلط بر خطوط انتقال نفت اوکراین بود. در آن صورت، اوکراین خود به خود به عضویت «اتحادیه اوراسیا»- طرح جایگزین پوتین برای اتحادیه اروپا که با هدف کنار هم و تحت تاثیر روسیه نگاه داشتن کشورهای اتحاد جماهیر شوروی مطرح شد - در میآمد.
جدا از اینکه روسیه با تسلط بر خطوط انتقال نفت اوکراین در مناطق شمالی و جنوبی این کشور، اوکراین را از مسیر صادرات انرژی به اروپا حذف میکند، همچنین میتواند از دسترسی اروپاییها به منابع غنی هیدروکربونی دریای کاسپین (مازندران) و آسیای مرکزی، جلوگیری کند. با این حساب تنها مسیری که کشورهایی آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان میتوانند نفت خود را به غرب صادر کنند، خطوط انتقال نفت روسیه خواهدبود. تنها استثنا در این رابطه، خط انتقال باکو-تفلیس- جیحان (BTC) است که آن هم با فشار ایالات متحده ایجاد شدهاست و اتحادیه اروپا در این راستا اقدام مشابهی انجام ندادهاست.
هیچکدام از این مسائل بر دولتمردان کشورهای اروپایی پوشیده نیست. برعکس، با نزدیک شدن روسیه به هدف نهاییاش مبنی بر تغییر مناسبات استراتژیک پس از جنگ سرد در اروپا، این هدف بیش از پیش بر همگان آشکار شدهاست. اما نه اتحادیه اروپا و نه ایالات متحده نخواستهاند (یا نتوانستهاند) پاسخ مناسبی برای این رویکرد روسیه داشتهباشند.
طرح ابتکاری اتحادیه اروپا برای اوکراین با هدف پاسخ به سیاستهای روسیه پیشنهادشد. اروپا در این مورد دست بالای خود را رو کردهاست؛ چرا که اگر اوکراین به هر طریقی استقلالش را از دست بدهد، امنیت کشورهای اروپایی در خطر خواهدبود، خطری که بیش از همه در لهستان و کشورهای حوزه دریای بالتیک محسوس خواهدبود. اما با رد درخواست مذاکرات همگانی از سوی یانکوویچ، اروپا در حقیقت بازی را واگذار کردهاست.
نمیتوان پوتین را به واسطه تلاش ماهرانه برای دستیابی به منافع کشورش سرزنش کرد. در مقابل مقصر اتفاقات صورت گرفته در اوکراین، دولتمردان اروپایی هستند؛ چرا که نتوانستهاند به خوبی منافع اتحادیه اروپا را محققکنند.
بیتوجهیهای ظاهری و بیانیههای کوتاه دولتهای اروپایی، بیشتر منجر به از دست رفتن منافعشان شده است و این استراتژی نمیتواند در روابط آنها با روسیه برایشان سودی داشته باشد. اگر اروپاییها میخواهند این فضا را تغییر دهند، باید در راستای منافعشان سرمایهگذاری کنند و روشی اتخاذ کنند که از بازگشت سرمایهشان اطمینان یابند.
تحلیل صورت گرفته تنها برای اوکراین صادق نیست. سال ۲۰۱۳ مملو از موفقیتهای مهم برای دیپلماسی روسها بوده است: سوریه، توافق هستهای موقت با ایران و حالا دست رد اوکراین به سینه اتحادیه اروپا. اینکه آیا رهبران اروپایی ارتباط میان این مسائل و نتایج آنها را درک میکنند، سوالی است که بیپاسخ مانده است. حقیقتی که بر نگرانیها در این حوزه میافزاید.
پاورقی:
۱- یوشکا فیشر، بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ وزیر امور خارجه آلمان بودهاست. دورهای که با حمایت شدید آلمان از دخالت ناتو در کوزوو و مخالفت با دخالت نظامی آن در عراق همراه بود. او پس از شرکت در اعتراضات ساختارشکنانه دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ وارد عرصه سیاست شد و نقش مهمی در پایهگذاری حزب سبز آلمان ایفا کرد که پس از آن نزدیک به دو دهه رهبری آن را بر عهده داشت.