سیر تکاملی حق مالکیت

شماره روزنامه: ۲۹۰۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۷۲۲ اخبار

حقوق و اقتصاد

اندرو پی. موریس

مترجمان: متین پدرام۱ و طاهره ایران‌مهر ۲

قسمت دوم

با محدود شدن ادعای دولت علیه اشخاص، ریسک حقوق آنها کاهش یافته است. با سازماندهی مجدد حقوق به منظور توسعه زیبایی‌شناسی، کارآفرینان خصوصی قادر شدند با استفاده از قراردادها و اسناد مالکیت، ارزش املاک خود را افزایش دهند. از سال ۱۹۰۰ میلادی تاکنون، حقوق مالکیت با قوانین تنظیمی ادغام شده است و گروه‌های ذی‌نفوذ از قدرت دولت استفاده کردند تا بتوانند حق مالکیت را با اجبار دوباره توزیع کنند. (هرکس که در این مساله تردید دارد باید با یکی از زمیندارانی صحبت کند که به دلیل نقض «قانون گونه‌های در معرض خطر» یا «قانون اراضی مرطوب» و آیین‌نامه آن تحت تعقیب قانونی قرار گرفته بود.) متاسفانه ارزشی که با ترکیب حق مالکیت و قراردادهای داوطلبانه ایجاد شده است، همگی اغلب حق مالکیت را به یک هدف وسوسه‌انگیز برای سلب مالکیت تبدیل کرده‌اند.

کلیدی‌ترین بینش اقتصادی این است که حق مالکیت امری ثابت نیست. چطور این سیر تکاملی کار می‌کند؟ از آنجا که برخی از اموال ارزش بیشتری پیدا می‌کنند، مردم بیشتر سعی می‌کنند حقوق خود را در این نوع املاک تعریف کرده، در آن سرمایه‌گذاری کنند. بنابراین حق مالکیت به طور طبیعی در پاسخ به تغییراتِ فناوری، هزینه‌ها و سلیقه‌ها، اکتشافات جدید و دیگر تغییر در ترجیحات اشخاص تکامل می‌یابد. در این سیر تکاملی کارآفرینان نقش مهمی دارند؛ زیرا آنها باید با سازماندهی دوباره حق مالکیت فرصت‌هایی برای افزایش ارزش مشخص کنند.

چگونه حق مالکیت تکامل می‌یابد؟ اندیشه درباره پنج روش متفاوتی که مرتبا در حال تغییر است، می‌تواند برای ما مفید باشد:

۱- تغییراتی که در موضوع حق مالکیت ایجاد شده است؛ اموال جدیدی به وجود آورده که پیش‌تر جزو اموال محسوب نمی‌شدند.

۲- تغییراتی که در مجموعه حقوق شخص ایجاد شده است؛ توزیع حق مالکیت به روش‌های جدید و تجارت با آن حقوق را ممکن کرده است.

۳- تغییر در شیوه برقرار کردن حق مالکیت؛ هزینه ایجاد حق مالکیت را متفاوت کرده است.

۴- تغییر در روش‌های حمایت از حق مالکیت؛ هزینه تامین امنیت حق مالکیت را تغییر داده است.

۵- تغییر در شیوه‌های سرقت حق مالکیت؛ حق مالکیت را امن‌تر کرده یا امنیت آن را کاهش داده است.

حق مالکیت می‌تواند در سیر تکاملی خود موضوعات جدیدی را در بر بگیرد. یک نمونه سنتی‌اش گسترش حقوق آب در غرب آمریکای قرن نوزدهم است. مهاجران از ناحیه مرطوب شرقی دریافتند، نهادهای حقوق آب که برگرفته از قانون و عرف انگلیس بود، پاسخگو نیست. حقوق آب در شرق، حق حریم رودخانه را به زمیندارانی واگذار می‌کرد که زمینشان در مجاورت آب بود. به طور کلی این حقوق شامل حق استفاده از آب بود، اما نباید موجب کم‌شدن جریان آب برای استفاده‌کنندگان پایین رودخانه می‌شد. اما ایالت‌های غربی با کمبود آب روبه‌رو بودند و این کمیابی به ارزشمندشدن حق انتقال آب برای آبیاری یا استخراج معدن منجر شد. ایالت‌های غربی به سرعت متوجه اصل حیازت مباحات شدند. این اصل برگرفته از رویه سابقِ معدن‌چیان و کشاورزان آن منطقه بود. بر اساس این اصل، منتفعان نخستینِ آب می‌توانستند حق خود را به دیگران واگذار کنند. این حقوق با همان نظم خاصی که از ابتدا رتبه‌بندی شده‌بود، انتقال می‌یافت.

متاسفانه حقوق آب ایالت‌های غربی بعدها موضوع پیچیده غصب منابع توسط دولت‌های ایالتی و فدرال شد. ایالت «وایومینگ» این فرآیند را با طرح ادعای مالکیتِ دولت بر تمام آب‌های سطحی در قانون اساسی ۱۸۸۹ میلادی آغاز کرد و دفتر دولتی به عنوان مسوول تخصیص آب تاسیس کرد. «دفتر آبادانی فدرال» با بودجه برخاسته از ستاندن مالیات، پروژه‌های عظیم آبی در سرتاسر غرب تاسیس کرد و این امر به انحراف بیشتر حقوق آب منجر شد. این توافق‌ها، به کاهش امنیت حقوق آب ایالت‌های غربی منجر شد و سیر تکاملی آنها را در واکنش به تغییرات فناوری و تقاضای فزاینده آب محدود کرد. به هر حال امروزه بسیاری از ایالت‌ها کنترل بر حقوق آب را کاهش داده و از این راه ظهور بازارها را تجویز کرده‌اند.

همچنین حق مالکیت در گروه‌های متفاوتی از معاملات داوطلبانه تکامل می‌یابد و برای هر دو طرف قرارداد سودمند است. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، کارآفرینان در ایالات متحده آمریکا دریافتند تخصیص مجدد حقوق به منظور زیباسازی ظاهر خانه‌ها در برخی موارد می‌تواند ارزش املاک را افزایش دهد. نمونه دیگر شامل واگذاری حق ارتفاق به همسایگان مجاور است. بر اساس آن، مالک ملکِ مجاور، اجازه می‌دهد از منظره مطلوب‌اش حفاظت کند و با آن، حق او تضمین شود. همچنین واگذاری حق ارتفاقِ حفاظت از منابع طبیعی که به مالک ملک اجازه می‌دهد ضمن فروش حق توسعه به گروه حامی محیط زیست، به استفاده از زمین خود ادامه دهد.

روش‌های ایجاد حق در پاسخ به تقاضا نیز تکامل پیدا می‌کند. ایجاد نظام مالکیت آسان، ارزش همه اموال را بالا می‌برد. برای نمونه ارزان‌شدن مساله تعیین مالک یک زمین به تسهیل معاملات می‌انجامد. همچنین گسترش بیمه مالکیت با کاهش ریسک خریداران، معاملات املاک را تسهیل می‌کند.

به تازگی، انتشار اوراق قرضه رهنی در ایالات متحده آمریکا تا حد زیادی منابع مالی در دسترس مالکان را افزایش داده است. همچنین سرمایه‌گذاران نیز می‌توانند با خرید اوراق قرضه رهنی، سرمایه‌گذاری کنند. وجه اشتراک نمونه‌های یادشده این است که تمام آنها برآیند شناخت فرصت‌های سودآور توسط کارآفرینان هستند و از ابزارهای در دسترس قانونی برای به دست‌آوردن سود استفاده می‌کنند.

سرانجام حق مالکیت در واکنش به تغییراتی که در چگونگی حمایت از این حق ایجاد می‌شود، تکامل می‌یابد. به طور طبیعی صاحبان املاک اغلب نقش مهمی در دفاع از حقوقشان دارند. برای نمونه صاحبان املاک در کشورهایی که آمار تجاوز به املاک بالا است و مالکان اغلب شاهد شکسته شدن شیشه‌ها و درهای ورودی خود هستند از سیم‌های خاردار برای حفاظت از زمینشان استفاده می‌کنند. فناوری‌های جدید می‌تواند نقش سیم خاردار را در دشت‌های بزرگ آمریکا بازی کند و دسترسی به منابعی که حفاظت از آنها ممکن نیست را به طور موثر و با ارزشی افزایش دهد. برای نمونه در آینده‌ای نزدیک ممکن است شاهد ارائۀ ترکیبی از GPS وآزمایش DNA باشیم. این فناوری‌ها می‌تواند ابزاری برای ایجاد حق مالکیت درباره حیوانات دریایی مهاجر، مانند نهنگ‌ها باشد.

تکامل حق مالکیت، پدیده قابل توجهی است. در ایالات متحده آمریکا و جاهای دیگر، تحولات مثبت طی زمان موجب ارائه تعریف بهتر، امن‌تر و باارزش‌تری از بسته‌های حقوقی شده است. این تکامل حاصل جست‌وجوی افراد برای تحقق برنامه‌ها، دستیابی به سود و استفاده از املاک برای رفع نیازهایشان است. کوتاه سخن آنکه تحول معامله داوطلبانه درباره حق مالکیت به یک حکم خودبه‌خودی مورد نظر هایک اشاره دارد. با وجود این، در همان زمان نابودی ارزش آزادی و محدودیت آزادی شخص در توسعه حق مالکیت وجود داشته است. پذیرش بی‌چون وچرای روش‌های برنامه‌ریزی مرکزی برای کنترل استفاده از زمین، تصرف املاک خصوصی به منظور توزیع مجدد آن میان گروه‌های ذی‌نفوذ که در ظاهر با عنوان پرطمطراق «توسعه اقتصادی» همراه بود و تحمیل محدودیت‌های قانونی بر صاحبان املاک به منظور کاهش پیگیری منافع شخصی که با قوانینی مانند قانون گونه‌های در معرض خطر و قانون آب پاک ایجاد شد، همه نتیجه ترکیب دولت نامحدود و جذب ثروت اشخاص است که از راه تجارت ایجاد می‌شود؛ تجارتی که صرفا با وجود حق مالکیت ممکن است.

پاورقی:

۱. Matin.lawyer@gmail.com

۲. وکیل پایه یک دادگستری

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن