ناشر حرفه‌ای نیستیم - ۲۹ بهمن ۸۶

شماره روزنامه: ۱۴۶۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۷۱۰ اخبار

شهاب مقربین، یکی از مدیران انتشارات آهنگ دیگر:

ناشر حرفه‌ای نیستیم - ۲۹ بهمن ۸۶

لی‌لی اسلامی

سجاد گودرزی

گلایه ناشران و مولفان از اوضاع آشفته نشر، بهانه‌ای می‌شود تا سری به دفتر کوچک انتشارات آهنگ دیگر بزنیم که از سال ۸۱ با همت «حافظ موسوی»، «شمس لنگرودی» و شهاب مقربین، بانی چاپ آثار شاعران جوان شد و با «شهاب مقربین» از روزهای نشر بگوییم. مقربین که سال‌ها است می‌سراید، از تجربه مشترکشان در حوزه نشر می‌گوید و از احتمال تعطیلی نشر کوچکشان به کتاب‌هایی که دورتادور دفتر کوچک «آهنگ دیگر» انباری شده‌اند، اشاره می‌کند: « در ایران از نشر نمی‌توان توقع سودآوری بودن داشت. شاید اگر اینها فروش می‌رفت سود که نه اما سرمایه‌مان به ما برمی‌گشت.»

آقای مقربین، خیلی از شاعرهای جوان، انتشار مجموعه‌هایشان را با نشر شما آغاز کردند، شرایط انتخاب آثار برای چاپ در نشر شما چگونه است؟

شرط اولیه چاپ کتاب برای ما این است که ما سه نفر مجموعه را بخوانیم. اگر این مجموعه را با معیارهای خودمان قابل چاپ دیدیم، شرایطمان را با مولف در میان می‌گذاریم و اثر را با توافق طرفین منتشر می‌کنیم. البته اگر مجموعه‌ای را چاپ نکنیم، به این معنا نخواهد بود که اثر را فاقد ارزش دانسته‌ایم. ممکن است اثر با نوع نگاه خاصی که هدف ما است هم‌خوانی نداشته باشد.

ما فعالیتمان را در «آهنگ دیگر» با هدف انتشار مجموعه‌هایی شروع کردیم که توان این را دارند مخاطب خودشان را پیدا کنند و مهم‌تر از آن، به نظر ما جزو جریان اصیل شعری باشد که به آن معتقدیم.

انتشار مجموعه‌هایی از نویسندگان یا شاعران جوان و البته ناشناس، از نظر اقتصادی به نشر شما ضربه‌ای وارد نمی‌کند؟

اصولا کار شعر، کاری نیست که بازده اقتصادی داشته باشد؛ کار شعر نمی‌تواند تجاری باشد.

تصمیم ما بر این بود که کتاب‌هایی از حوزه‌های دیگر هم منتشر کنیم و به کمک آنها نشر را بچرخانیم و در کنار آنها بتوانیم مجموعه سطری شعر و به خصوص آثار شاعران جوان را منتشر کنیم.

در این مورد موفق بودید؟

حقیقت‌اش بعد از چهار سال از تاسیس نشر نتوانستیم با کتاب‌های دیگر چرخه اقتصاد‌مان را بچرخانیم و در آستانه تعطیلی بوده‌ایم و هستیم. هزینه‌ها بسیار بالا است و تاکنون از لحاظ اقتصادی موفق نبوده‌ایم.

ناشرها برای پرداخت حق‌التالیف شرایط مختلفی دارند و به نسبت‌های مختلف نویسندگان را در سود مالی کار شریک می‌کنند.

برخی هم برای چاپ مجموعه‌های شاعران و نویسندگان جوان هزینه انتشار را از خود مولف می‌گیرند و درآمد را با او تقسیم می‌کنند.

روش شما چگونه است؟

هر کتابی شرایط خودش را دارد. در مورد حق‌التالیف نمی‌شود مطلق صحبت کرد. ممکن است برای یک مجموعه با خود شاعر در مورد میزان حق‌التالیف توافق کنیم یا مجموعه‌ای را منتشر کنیم که چون نمی‌تواند هزینه‌هایش را پاسخ دهد، حق‌التالیفی هم دریافت نکند.

البته تا این لحظه از هیچ مولف یا مترجمی برای انتشار اثرش مبلغی دریافت نکرده‌ایم. تنها در مورد برخی آثار، مولفان جوان ۳۰۰ تا ۵۰۰ جلد از اثرشان را از ما می‌خرند و در فروش این تعداد به ما کمک می‌کنند.

شرایطتان برای کارهای اول و آثار بعدی مولفان متفاوت است؟

بستگی به قرارداد دارد. اگر مولف حق انتشار را کاملا به ناشر بسپرد برای هر چاپ میزان حق‌التالیف تفاوت نمی‌کند.

در مورد نویسندگان جوان هم چاپ اول آثار هیچ سودی ندارد آن هم در شرایطی که تیراژ آثار محدود است به هزار و صد نسخه. در این شرایط ممکن است حتی ناشر متضرر هم شود. اگر فروش همین هزار و صد نسخه هم چند سال طول بکشد با توجه به تورم شرایط به نفع ناشر نیست. اگر کتاب به چاپ بعدی برسد یا در همان چاپ اول با تیراژ ۵هزار نسخه منتشر شود، می‌توان در مورد سود مادی هم فکر کرد.

پس اوضاع نشر بیش از اینها خراب است!

متاسفانه موفق‌ترین ناشرها هم در کشور ما، اگر سرمایه‌شان را در هر تجارت دیگری متمرکز کنند، سود بیشتری به دست خواهند آورد.

کار فرهنگی در کشور ما بدبازده‌ترین فعالیت اقتصادی است. وقتی ما سه نفر، این نشر را تاسیس کردیم، قصدمان جدا از فعالیت فرهنگی، راه‌اندازی یک کسب و کار بود، اما تا این لحظه درآمد ما از شغل دیگری است.

کمک‌های دولتی در این حوزه به چه صورت است؟

فعلا که هیچ. در سال‌های پیش کاغذ با سوبسید عرضه می‌شد و گذشته از آن، وزارت ارشاد سالانه تعدادی کتاب برای کتابخانه‌ها از ما می‌خرید. اما چند وقتی است که هر دو اینها قطع شده است.

برای اخذ مجوز مشکلاتی دارید؟

ما در این چهار سال مجوز بعضی کتاب‌ها را خیلی زود دریافت می‌کردیم و بعضی‌ها را با اصلاحیه چاپ می‌کردیم. چند جلدی از کتاب‌هایمان هم مجوز نگرفت، مثل کتاب توقیف شده «مارکز» که ما با ترجمه «خاطرات روسپیان سودازده من» به وزارت ارشاد فرستادیم و مجوز نشر گرفت.

اما چند ماهی است که ۹جلد کتاب که ۸ جلد شعر جزو آنها بوده است در وزارت ارشاد منتظر اخذ مجوز مانده است و خبری هم از وضعشان نیست.

نظارت بعد از چاپ چه طور؟

بعد از چاپ فقط بازدید می‌کنند و آثار را می‌شمرند که با تعداد اعلام شده برابر باشد. سال‌های قبل به طرح روی جلد کاری نداشتند، اما در حال حاضر طرح روی جلد بعد از انتشار باید تایید شود.

میزان حق‌التالیف‌ها را چگونه مشخص می‌کنید؟

همان‌طور که گفتم، توافقی است بین مولف و ناشر. در ایران عرف کار ۱۰ تا ۱۵درصد از فروش اثر است. بستگی به نویسنده هم دارد. حدس می‌زنم به نویسنده نامداری چون «محمود دولت‌آبادی» حدود ۱۵درصد حق‌التالیف تعلق می‌گیرد، اما بدون شک برای نویسندگان جوان مبلغ پایین‌تر خواهد بود و گاهی هم مبلغی تعلق نخواهد گرفت.

گرچه در حوزه شعر تاکنون موفق بوده‌ایم، اما به معنای واقعی ناشر حرفه‌ای نیستیم. اگر قرار بود ناشر حرفه‌ای باشیم باید با سرمایه‌ای بسیار بالاتر شروع می‌کردیم و توان پرداخت هزینه‌های چند میلیونی در ماه را هم می‌داشتیم و این در صورتی میسر می‌شد که ماهی پنجاه- شصت نسخه کتاب آماده عرضه داشتیم و می‌توانستیم مثلا ماهی ده‌‌میلیون تومان فروش کتاب داشته باشیم. در شرایط فعلی این مقیاس کار جدا از مسائل اقتصادی نیست.

البته ما کتاب‌هایی داریم که به چاپ‌های بیستم و حتی بالاتر رسیده‌اند و تقریبا در اوضاع نشر پول‌سازند. بسیاری از ناشران هم با انتخاب چند اثر بارشان را بسته‌اند و کتاب‌های دیگر برایشان در حاشیه قرار دارد.

اولین مجموعه خودتان را با چه شرایطی چاپ کردید؟

سال ۵۸بود که با کمک یکی از دوستانم که ناشر هم نبود، «اندوه پروازها» را منتشر کردم. بهبوهه انقلاب بود و یک روز به کتاب‌‌ها شبیخون زدند و کتاب من را هم بردند و چیزی به من برنگشت.

هزینه انتشارش چقدر بود؟

شما هم مبلغی پرداختید؟

خیر- من آ‌ن روزها شاعر بی‌پولی بودم که توان پرداخت این وجوه را نداشتم. مجموعه اول من حدود ۵هزار تومان برای دو هزار جلد هزینه‌اش شد و قیمت هر نسخه هم زیر ده‌تومان بود.

اولین تجربه همکاری‌‌تان با ناشرها چه زمانی بود؟

کتاب دوم را در سال ۱۳۶۵ به انتشارات تیراژ سپردم که در آن زمان بسیار مطرح بود و البته الان تعطیل شده است. در سه‌هزار نسخه منتشر شد. آن روزها تیراژ هزار نسخه‌ای خنده‌دار بود. آن زمان تیراژ معمولی بالای ۵هزار نسخه بود و کتاب‌ها هم مرتب تجدید چاپ می‌شد.

فکر می‌کنید دلیل این افت چیست؟

خب، تعداد عناوین کم بود و کتاب خوان هم زیاد. از این گذشته خبری هم از روش‌های دیگر مطالعه مثل مراجعه به کتاب‌خانه‌های اینترنتی نبود.

انتشارات شما فروش اینترنتی هم دارد؟

بله. چند سایت فروش کتاب برای فروش آثارمان با ما تماس گرفتند، اما خودمان اقدام مستقلی نکرده‌ایم چون هم هزینه بالایی را طلب می‌کند و هم انرژی بسیاری می‌برد که در حد توان ما نیست.

پرتیراژترین آثارتان در این چندسال کدام بوده است؟

به سلامتی خانم‌ها «اثر چخوف» که پس از سه دوره جمعا چاپش به ۴هزار نسخه رسیده است و از مجموعه‌های شعر هم «۵۳ترانه عاشقانه»، «شمس لنگرودی.»

اگر چخوف نویسنده‌ای جوان بود و آقای لنگرودی شاعری تازه‌کار، آثارشان را چاپ می‌کردید؟

اگر فهرست کتاب‌های ما را نگاه کنید، تنها ۴ یا ۵اثر هست که صاحبانشان نامی در این حوزه دارند و بقیه شاعران و نویسندگان جوان‌اند.

آخرین تجربه‌مان هم در این زمینه انتشار مجموعه شعر «من گرگ خیال‌بافی هستم» از یک شاعر افغان به نام «الیاس علوی» بوده است که به تازگی عرضه شده و مورد استقبال هم قرار گرفته است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن