خروج از اتحادیه اروپا؟
رهبران انگلیس خواستار خروج از اتحادیه اروپا نیستند، اما این اتفاقی است که ممکن است رخ دهد
مترجم : مژگان جعفری در سال 1955 وزیران خارجه شش کشور اروپایی شروع به مذاکره در باب جزئیات اتحادیهای سیاسی و اقتصادی کردند، اتحادیهای که قرار بود اتحادیه اروپا باشد. فردی به نام راسل برتون (Russell Bretherton) نمایندگی بریتانیای کبیر را در این مذاکرات به عهده داشت.
موضع راسل برتون مشخص بود، اول آنکه این پروژه محکوم به شکست است و دوم آنکه اگر بنا به احتمالات ضعیف شکست نخورد، انگلستان در آن شرکت نخواهد کرد. بعد از مذاکرات اولیه، الگوی نخستین راهاندازی شد. طی دهههای پس از مذاکرات اولیه، بریتانیا همواره از سرعت رشد اتحادیه اروپا و تعداد اعضای روز افزون آن غرق در حیرت بود. امروزه اغلب تصور میشود که نخست وزیران انگلستان و ازجمله مارگارت تاچر به اشتباه پنجه انگلستان را از روی اروپا برداشته بودند، اقدامات آنها در سالهای اخیر به عنوان اقداماتی ضد اروپایی شناخته میشود. اقداماتی که در دهه ۸۰ در جهت دستیابی به یک بازار واحد و مستقل از اروپا صورت گرفت.
اما در حقیقت بریتانیا همواره با پروژه اروپا همراه بوده است، اگر دقیقتر نگاه کنیم درخواهیم یافت که آنها از یکدیگر جدا نبودهاند. بریتانیا همواره نقش منتقدی همراه را به عهده داشته است که در عین حال در حاشیه قرار دارد. منتقدی که گزینه پیوستن به اتحادیه را در بیشتر مواقع در نظر نداشت. در واقع بریتانیا تنها در مواقعی حاضر است با اتحادیه متحد باشد که جدایی از اتحادیه اروپا بدترین گزینه باشد. در طی چند سال گذشته انگلستان از ایفای نقش ترمز برای اتحادیه اروپا دست کشیده است، بریتانیا هم اکنون دنده عقب گرفته است. در سال ۲۰۱۱ دولت ائتلافی طرحی را برای برگزاری یک همهپرسی به راه انداخت. موضوع این همهپرسی انتقال یا عدم انتقال قدرت به بروکسل بود. اگر این انتقال صورت میگرفت، انگلستان باید از بسیاری از قوانین خود از جمله قانون پلیس مرزی دست میکشید. سیاستمداران ارشد انگلستان از محدود کردن ایده حرکت آزادانه در سراسر مرزهای اروپا سخن میگفتند، آنها موافق حذف کلمات «اتحاد همیشه نزدیک» از معاهدات و قوانین اتحادیه اروپا بودند.
وضعیت اقتصادی و نقش کمپانیها نیز در حضور یا عدم حضور انگلستان در اتحادیه اروپا موثر است، شرکتهای بزرگ نسبت به ماندن انگلستان در اتحادیه اروپا، مشتاقتر از شرکتهای کوچک هستند. زیرا آنها توانایی بیشتری برای صادرات محصولاتشان و پشت سر گذاشتن مقررات و قوانین دست و پاگیر دارند. کارخانههای تولیدی هراس از موانع تجاری را دلیل موافقتشان با پیوستن به اتحادیه اروپا میدانند. آنها مخالف برگزاری همهپرسی برای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند. نایجل استین مدیر GKN- یک شرکت بزرگ مهندسی- در این باره میگوید:حضور نداشتن انگلستان در اتحادیه اروپا، هدیهای برای کشورهایی مانند فرانسه است تا از این فرصت برای بازاریابی محصولاتشان استفاده کنند. او اضافه میکند: آنها غذای ما را میخورند. اما انگلستان کارخانههای بزرگ کمی دارد. راجر کار- مدیر عامل سنتریکا که بیشترین سهم را در میادین گازی انگلستان دارد- اعتقاد دارد که انگلستان باید در اتحادیه اروپا بماند. اما در عین حال او اشاره میکند که تلاشهای شرکتش برای پیدا کردن بازارهای تازه در دیگر کشورهای عضو اتحادیه تا کنون ناموفق بوده است. مخصوصا با توجه به این نکته که در
این عرصه، دیگر شرکتها از حمایتهای گسترده دولتی بهره میبرند. او میگوید: آمریکاییهای بسیار بیشتر از محصولات ما استقبال میکنند تا کشورهای اروپایی. شکایت از وضعیت فعلی در میان صاحبان صنایع گسترده است. اگر شرکتهای خدماتی میتوانستند با پیوستن به اتحادیه، راحتتر خدمات خود را در معرض فروش قرار دهند، شاید نگاهها عوض میشد. مخصوصا با توجه به این نکته که در گذشته، بخش خدمات از میان بخشهای مختلف اقتصادی انگلستان، دسترسی بهتری به بازارهای اروپایی داشت. اما متاسفانه اوضاع از این قرار نیست و شرایط برای شرکتهای خدماتی هم، بهتر از سایر شرکتها نیست. بخش خدمات آلمان، عمده بازار اروپا را در اختیار دارد. شرکتهای بزرگ خدماتی در آلمان که به طور گسترده توسط دولت حمایت میشوند، امکان فعالیت را بر شرکتهای انگلیسی بستهاند. ترس از تورم در اقتصاد انگلستان ریشه دوانده است. کامرون تا کنون تلاش کرده است قبل از برگزاری همه پرسی، روابط خود را با اتحادیه اروپا بهبود ببخشد. اما اکنون به نظر میرسد که او دیگر تمایلی به جلب نظر مساعد اتحادیه اروپا ندارد و سیاستهای آشتیجویانه خود را کنار گذاشته است.
اکنون دیگر دوران حرفهایی مانند استفاده از وضعیت بحرانی اروپا برای پیشبرد اهداف اقتصادی انگلستان، گذشته است. به جای آن، اکنون به نظر میرسد این انگلستان است که به عنوان عضوی فعال به اتحادیه اروپا کمک میکند تا از بحران مالی عبور کند. دانمارک، آلمان و هلند سیاستهای تازه مهاجرتی خود را برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی، تحت تاثیر انگلستان اتخاذ کردهاند. این امر کاملا قابل انتظار بود. زیرا اتحادیه اروپا هیچگاه مایل نبوده تا بین کشورهای عضو، تفاوت و تبعیضی بگذارد. چشم امید اکنون به هلند است. هلند مانند انگلستان به سیاستها و مقرراتی که اتحادیه در زمینه های مختلف اتخاذ کرده است، معترض است. اما تفاوتهای زیادی بین هلند و انگلستان وجود دارد. آلمان تمایل دارد جلوی گسترش اتحادیه اروپا را بگیرد و از ورود کشورهای جدید جلوگیری کند. در مقابل انگلستان تلاش دارد نوع روابط میان کشورهای عضو را تغییر دهد. انگلستان میخواهد اتحادیه اروپا را تغییر دهد و آلمان در مقابل، مقاومت میکند. دومین مشکل سیاست داخلی است. هسته سخت سیاست داخلی از ۳۰ نماینده مجلس وابسته به حزب محافظهکار تشکیل شده است که قاطعانه با عضویت بریتانیا
در اتحادیه اروپا مخالف هستند. در حقیقت میتوان گفت اکثریت اعضای حزب محافظه کار سرسختانه با حضور بریتانیا در اتحادیه مخالف است، این مخالفت به قدری جدی است که برخی افراد اعتقاد دارند حتی اگر کامرون موفق شود این قدرت را کسب کند که تمامی مقررات اتحادیه اروپا را تغییر دهد و کشورهای عضو اتحادیه را ملزم کند در مراسم ادای احترام سالانه به خانواده سلطنتی در انگلستان هم وزن ملکه به او طلا هدیه دهند، بازهم اعضای حزب محافظهکار موافق حضور انگلستان در اتحادیه اروپا نخواهند بود. هر زمان که مذاکرات به سطحی ضعیف از توافق میرسد، محافظه کاران دوباره صفوف خود را آرایش میدهند. این محافظهکاران امیدوارند که شرایط در قاره دشوار باشد تا انگلستان بار دیگر به خانه بازگردد. در مقابل دستهای دیگر از سیاستمداران خواستار گفتوگو و حضور دائمی انگلستان در اتحادیه هستند.
ابن اشخاص، یعنی کسانی که میخواهند انگلستان در اتحادیه اروپا باقی بماند، با بیم و امید امیدوارند که طرح آقای کامرون به صورت موفقیتآمیزی پیش برود. این دسته از افراد و سیاستمداران به شدت نگران نتایج انتخابات فراگیر سال ۲۰۱۵ هستند. اگر کامرون را از دست بدهند، امیدها را از دست میدهند. حزب کارگر انگلستان، حزبی که علایق بیشتری به اروپا دارد، هنوز نسبت به گزینه رفراندوم امیدوار است. اگر این حزب در انتخابات بعدی پیروز شود، اوضاع به سود اروپا دوستان پیش خواهد رفت. در حقیقت بعضی وقایع تحول خواهانه در انگلستان نظیر جدایی و انتقال اسکاتلند و ولز در سال ۱۹۹۷ در زمان برتری و اکثریت حزب کارگر ممکن شدهاند. برخی افراد معتقدند حزب کارگر میتواند از پیروزی خود در انتخابات بیشترین بهره را ببرد و در یک ماه نخست بعد از انتخابات که ماه عسل دولت جدید هستند، ترتیب امور را بدهد. به این ترتیب حزب محافظه کار هرچه بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد.
اتحادیه اروپا هرگز بازی سیاسی بزرگ بریتانیا را نخواهد برد. چه انگلستان در اتحادیه باقی بماند و چه نماند. اما اگر اروپا انگلستان را از دست بدهد، چه خواهد شد؟ این پرسشی بجاست و پاسخ به آن تقریبا ساده است، اگر انگلستان اتحادیه اروپا را ترک کند کماکان عضو منطقه اقتصادی اروپا و انجمن تجارت آزاد اروپا باقی خواهد ماند، (همچون کشورهایی نظیر لیختناشتاین، ایسلند و نروژ.) اما اگر انگلستان از اتحادیه بیرون رود، همچنان در آن نقش خواهد داشت، عملکردی هم چون نروژ که از آن تحت عنوان «دیپلماسی فکس» یاد میشود. تاثیر از راه دور. یک گزینه محتمل دیگر این است که انگلستان در منطقه اقتصادی اروپا باقی بماند، اما از انجمن تجارت آزاد اروپا بیرون برود، کاری که سوئیس نیز انجام داده است. انگلستان تنها دو گزینه دارد، یکی ماندن در اروپا، راهی دشوار و خطرناک. راهی خستهکننده برای حفظ نفوذ خود در منطقه به شدت در حال گسترش یورو؛ و راه دیگر ترک اتحادیه، راهی که به معنای آسیب جدی به فضای کسب و کار در بریتانیا است.