مترجم: معزالدین خیرآباد آگهی ترحیم جهانی شدن چندین بار نوشته شده است. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به سیستم تجارت چند جانبه به مثابه سیستمی رو به مرگ یا حتی مرده نگریسته میشد. در سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ در اطراف محل برگزاری نشستهای بینالمللی همواره تظاهرات ضد جهانی شدن برگزار میشد. در سال ۲۰۰۲ جنگ علیه تروریسم و رکود اقتصادی مجله اکونومیست را برانگیختند تا بپرسد «آیا جهانی شدن در معرض خطر قرار دارد؟» بحران مالی پنج سال پیش، بار دیگر جهانی شدن را به حاشیه راند. جهانی شدن نجات یافت؛ اما تغییر کرد، تصمیمسازان و عموم مردم بیش از پیش نسبت به صدور مجوز برای توسعه جهانی شدن مشکوک هستند.
مترجم: معزالدین خیرآباد آگهی ترحیم جهانی شدن چندین بار نوشته شده است. در دهههای 1970 و 1980 به سیستم تجارت چند جانبه به مثابه سیستمی رو به مرگ یا حتی مرده نگریسته میشد. در سالهای 1999 و 2000 در اطراف محل برگزاری نشستهای بینالمللی همواره تظاهرات ضد جهانی شدن برگزار میشد. در سال 2002 جنگ علیه تروریسم و رکود اقتصادی مجله اکونومیست را برانگیختند تا بپرسد «آیا جهانی شدن در معرض خطر قرار دارد؟»
بحران مالی پنج سال پیش، بار دیگر جهانی شدن را به حاشیه راند. جهانی شدن نجات یافت؛ اما تغییر کرد، تصمیمسازان و عموم مردم بیش از پیش نسبت به صدور مجوز برای توسعه جهانی شدن مشکوک هستند. توسعهای بدون محدودیتها و اضطراب زیاد برای شکل دادن به جریانهای تجاری، سرمایه و مردم.
از آمریکا تا مصر، میوههای جهانی شدن اغلب به کسانی که در طبقه ثروتمند قرار دارند، تعلق گرفت و منجر به افزایش بغض طبقه متوسط و کارگر شد و حمایت سیاسی از مرزهای باز را تضعیف کرد.
آیا این تنها یک توقف به اندازه توقف دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در روند گسترش جهانی شدن است یا شومتر از آن است؟ آیا این موضوع میتواند نشانی از حرکت به سوی انزوا طلبی بزرگتر و اختلاف فزاینده بینالمللی اقتصاد باشد؟
از نظر تاریخی، جهانی شدن به یک هژمون (قدرت برتر) نیاز داشته است. ظاهرا آمریکا از ایفای این نقش در حال بازنشسته شدن است و چین نیز هنوز برای پذیرش این نقش آماده نیست.
در دهه ۱۹۸۰ اتحاد استراتژیک نظامی میان آمریکا و ژاپن اطمینان داد که هرگز اجازه نخواهد داد تنشهای اقتصادی از دست خارج شوند. در عوض،تنشهای اقتصادی و جغرافیایی میان آمریکا و چین به تقویت یکدیگر تمایل دارند.
ممنوعیت خریدهای دولتی ادوات ارتباطات راه دور ساخت چین، نگرانیهایی را درباره اینکه این خریدها زیرساختهای حیاتی آمریکایی را در معرض خطر حمله چینیها قرار میدهد، برانگیخته است. چین به سهم خود تاکنون با شراکت در حال شکلگیری فراآتلانتیک به عنوان بدلیل اقتصادی ِ«بازگشت» نظامی آمریکا به آسیا رفتار کرده است: تلاشی برای «محاصره» چین و جلوگیری از افزایش قدرت آن. با توجه به بادهای مخالف سیاسی، اینکه جهانی شدن به چالش کشیده شده، تعجببرانگیز نیست، بلکه این نکته شگفتانگیز است که جهانی شدن بیشتر از این به چالش کشیده نشده است.
بانکهای مرکزی در این کشورها سختترین ضربهها را از بحران مالی ناشی از افزایش پایه پولی دریافت کردهاند. این مساله موجب شده که نرخ ارز این بانکها، اعتراض معترضان و واکنش برخی حمایتگران از تولید داخلی را برانگیزد؛ اما این اعتراضها بسیار کمتر از نا آرامیهای دهه ۱۹۳۰ است. مخالفان ضدیت با جهانی شدن روی یک نقطه ایدئولوژیک تمرکز میکنند. «هارولد جیمز» تاریخدان اقتصادی در دانشگاه پرینستن میگوید: «در دهه ۱۹۳۰ جایگزینهای ایدئولوژیکی بسیار قدرتمندی- کمونیسم و فاشیسم- وجود داشتند.»
اینک «ما افراد ضد جهانی شدن اما بدون داشتن مجموعهای از باورها را داریم. باورهایی که در واقع ضد جهانی شدن را تقویت میکنند.» سایرین ممکن است به شیوهای که حزب کمونیست چین با آن اقتصاد را متحول کرده است، غبطه بخورند؛ اما تعداد اندکی تمایل دارند تا از ایدئولوژی سیاسی کمونیسم چینی استقبال کنند.
مطمئنا در سالهای اخیر از سرمایهداری دولتی بهعنوان رقیبی برای سرمایهداری لیبرالی استقبال شده است؛ موضوعی که منجر به حرکت به سوی جهانی شدن محدود شد. اما تا کنون سرمایهدارهای دولتی به نهادهای حکمرانی نظام جهانی متوسل شدهاند. روسیه به سازمان تجارت جهانی پیوسته و امیدوار است که به سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه نیز ملحق شود.
از این رو، سرمایهداری دولتی کمتر میتواند زمینهساز رشد پایدار باشد و به دلیل همین موضوع بود که هند، برزیل و اندونزی در تابستان امسال از هجوم به ارزهایشان آسیب دیدند.
«جان آیکن بری»، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه پرینستن مینویسد که حتی هژمونی آمریکا فرسوده شده است و اغلب سایر کشورهای جهان نیز هم اکنون در قیاس با دهه ۱۹۸۰ زمانی که آخرین توقف جهانی شدن رخ داد، دموکراتیکتر هستند و دستکم در ظاهر به سرمایهداری بازار آزاد سر سپردهاند. آیکن بری فکر میکند این موضوع میتواند به احیای نهادهای سرمایهداری کمک کند. بنابراین اینکه جهانی شدن نمیخواهد به عقب بازگردد، از جمله فرصتهای موجود به شمار میرود. قدرت تکنولوژی برای کاهش یا از بین بردن فاصله بسیار قوی است و منافع اقتصادی تجاری بینالمللی و سرمایهگذاری خارجی به طور گستردهای مورد پذیرش هستند؛ اما جهان شدن حمایت گسترده و اغلب غیرقابل پرسشی را که پیش از سال ۲۰۰۸ داشت، به دست نخواهد آورد.
اینکه دروازههای رو به جهانی شدن همه با هم بسته شوند، خطرناک نیست، بلکه خطر این است که دولتها این دروازهها را تا حد ممکن کارآمد نکنند: این توسعه صادرات در سیاست افراطی صنعتی و حمایتگرایی از تولید داخلی گم خواهد شد، که سختگیری روی بانکها و جریانهای سرمایهای کشورهای شایسته را محروم خواهند کرد و تکثر قوانین و مقررات منجر به بوروکراسی پرهزینه و رانتجو خواهد شد.
رهبران سیاسی، بیشتر ازهمه در آمریکا و چین، نباید قدرت دیدن مزایای بزرگ را از دست بدهند؛ مزایایی که جریان آزادتر افراد، تجارت و سرمایه را طی چندین دهه به ارمغان آوردند.