راهاندازی نخستین بنیاد نگارش و ترجمه جهان
گاهشمار
نخستین بنیاد نگارش و ترجمه کتاب در جهان، ماه آوریل سال ۵۵۲ میلادی و در ایران آغاز به کار کرد. بر اساس محاسبات پارهای از مورخان ۱۹ آوریل یا ۲۴ آوریل همان سالروز آغاز کار این بنیاد بوده است. این بنیاد به تصمیم خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران دایر شده بود. نخستین بنیاد تالیف و ترجمه جهان در جوار خود یک کتابخانه عمومی ـ پژوهشی داشت که در همین سال تکمیل شده بود. برای انتقال کتاب از گوشه و کنار جهان به این بنیاد جهت ترجمه، خسروانوشیروان حتی پزشک ویژه خود «برزویه» را به هند فرستاد و محصول این سفر، آوردن کتاب «کلیله و دمنه» به ایران بود که به پارسی میانه (پارسی ساسانی) و بعدا به عربی و دوباره به پارسی نوین (پارسی دری) ترجمه شده است. در هر فصل این کتاب، از محاوره دو جانور، پند و اندرز فراوان و حتی در کشورداری و سیاست به دست میآید. برای مثال: دمنه (شغال) در یک جای از این کتاب به کلیله (شغال دیگر) به این مضمون پند میدهد که اگر افراد مجرب کارشناس و دلسوز را مایوس و از اطراف خود پراکنده کند، وقت خود را صرف لذات جسمانی از جمله توجه به جنس مخالف، سرگرمی و خوشگذرانی کند، مجازاتگر باشد و... کشور رو به خرابی خواهد گذاشت و ملت از دست خواهد رفت.
چهار سده پس از خسرو یکم، سامانیان چنین مرکزی را در جوار «کتابخانه عمومی مرو» به وجود آوردند. «کتابخانه مرو» که به همت سامانیان تاسیس شده بود و تا حمله چنگیزخان به منطقه فرارود، دایر بود بزرگترین کتابخانه عمومی و مرکز تالیف و ترجمه کتاب در جهان قدیم به شمار آمدهاست که روزانه در آن دستکم چهارصد محرر کتابها را تکثیر (رونویسی) می کردند. همین مرکز به احیای زبان و ادب فارسی کمک بسیار کرد. طرز کار کتابخانه مرو الگوی کتابخانههای عمومی و پژوهشی جهان امروز قرار گرفته است. «مرو» اینک در ایالت ماری جمهوری ترکمنستان قرارگرفته است. مرو در دوره ساسانیان آباد بودهاست و چنانکه در تاریخ ثبت است یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از شکست جنگ نهاوند (۲۱ هجری/۶۴۲ میلادی) به ری، اصفهان، کرمان، بلخ و سپس مرو رفت و از شاه چین و خاقان ترک کمک خواست، اما چون از سوءنیت ماهوی سوری، مرزبان مرو نسبت به خود آگاه شد به آسیابانی خسرونام پناه برد و او یزدگرد را به طمع لباس فاخرش کشت.
یاقوت که مقارن حمله مغول در مرو بوده است، مینویسد از مرو در ۶۱۶ بیرون رفتم در حالی که در حد اعلای نیکویی بود. این شهر در حمله مغول به کلی ویران شد به این توضیح که پس از فرار سلطان محمد خوارزمشاه مجیرالملک حاکم سابق مرو به حفظ مرو در برابر مغول پرداخت و شیخالاسلام مرو و قاضی سرخس را که قصد تسلیم شدن داشتند کشت و مغول شهر را محاصره کردند. مرو پنج روز مقاومت کرد، اما سرانجام تسلیم تولی پسر چنگیز شد و وی تمام مردم شهر را امر کرد به خارج شهر بروند و خود بر کرسی زرین نشست و دستور داد سران خوارزمشاهی را گردن زدند و مردم را میان لشکریان پخش کرد و مغول همه را از زن و مرد و کودک کشتند و سپس مرو را آتش زد و تربت سنجر را سوزاند و قبرها را به طمع دفینه نبش کرد و در این واقعه هفتصد هزار آدمی کشته شدند و هیچ کس از ساکنان آنجا باقی نماندند.