پوشش تحصیلی کودکان عشایری کشور
آمارهای ارائهشده از سوی آموزش و پرورش: ۱۷۸.۰۰۰ دانشآموز عشایری داریم که ۴۶ درصدشان دختر هستند/ سطح تحصیلات معلمان عشایری رو به افزایش است، ۱۱.۲۵۰ کلاس درس عشایری داریم
اردلان عربی * آموزش و پرورش هم شاخص اساسی توسعه است، هم توسعهآفرین است و هم آنکه محصول توسعه محسوب میشود. با تامل در شاخصها و جنبههای مختلف توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در مییابیم که آموزش و پرورش نقشی بیبدیل در بسترسازی برای همه ابعاد توسعه ایفا میکند؛ نقشی که نه میتوان آن را نادیده گرفت و نه آنکه کمرنگ تصور کرد.
اما «توسعه متوازن و عادلانه» و «تعادل در سطح توسعهیافتگی مناطق مختلف کشور»، یکی از راهبردهای اصلی توسعه در کشور ما بوده است که همواره در نظر سیاستگذاران ارزش ویژهای داشته است. توسعه متوازن به این معنا است که بین ایرانیان ساکن مناطق و نواحی مختلف، قومیتها و نژادهای مختلف، زبانهای مختلف، جنسیت مختلف، پیروان ادیان مختلف و... نباید تفاوت فاحشی در سطح توسعهیافتگی وجود داشته باشد که بحمدالله قانون اساسی و سند چشمانداز ۱۴۰۴ و برنامههای پنجساله توسعه کشور همگی در این زمینه توجه و تاکید کردهاند.
طبیعتا برای دستیابی به توسعه متوازن و عادلانه، یکی از زیربناییترین گامها عبارت است از: توسعه متوازن و عادلانه آموزش و پرورش. در یک برنامهریزی جامع توسعه آموزش و پرورش، هر سه جامعه شهری، روستایی و عشایری مکمل یکدیگرند.
توسعه پوشش تحصیلی کودکان عشایری
فصل «بازگشایی مدارس» میتواند بهانهای باشد تا نگاهی به آموزش و پرورش عشایر بیندازیم، بخشی از چالشهای پیش رو را بررسی کرده و موفقیتها را مرور کنیم. زمانی فصل بازگشایی مدارس فراتر از یک «افتتاح» و «آغاز زمانی» خواهد بود که فرصت فراغت سال قبل با سال جدید را غنیمت شمرده و برنامهریزی لازم در بخشهای مختلف آموزشی و پرورشی را به نیت رفع موانع و تقویت نقاط قوت دنبال کرده و انجام داده باشیم.
در میان برنامهریزیهای لازم در حوزه آموزش و پرورش عشایری، برنامهریزیهای مرتبط با افزایش نرخ پوشش تحصیلی از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که آموزش به موقع فرزندان این مرز و بوم علاوه بر کاهش هزینهها بستر لازم یادگیری و تعلیم و تربیت موثر را فراهم کرده و تربیت نسلی آگاه و دانا را در پی دارد و هزینه در برخی بخشهای اجتماعی و اقتصادی را از بین برده یا به حداقل میرساند و در نهایت در بالندگی و توسعه کشور تاثیر گذار خواهد بود. بنابراین ضرورت دارد که مسوولان آموزش و پرورش نگاههای نافذ خویش را به مناطق کمتر توسعهیافته مانند عشایر که در مناطق دورافتاده، پراکنده و صعبالعبور قرار دارند بیشتر معطوف دارند و با برنامهریزی جامع و مدون و با لحاظ منابع مادی و نیروی انسانی این بخش از جامعه زمینههای پیشرفت و تعالی متوازن آموزشی و پرورشی را فراهم کنند.
لزوم لحاظ کردن تفاوتهای فرهنگی/اجتماعی/جغرافیایی عشایر
به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر توجه ویژه به حوزه آموزش و پرورش عشایر معطوف شده و با راهاندازی و ایجاد ساختار آموزش و پرورش عشایر زمینههای برنامهریزی برای آموزش و پرورش مناطق عشایری فراهم شده است ولی این به معنای آن نیست که همه چیز مطابق برنامه و شرایط ایجاد توسعه انجام شده باشد. بلکه با وجود رشد محسوس در نرخ پوشش تحصیلی کودکان و نوجوانان عشایر کشور، نیازمند آنیم که با برنامهریزی مناسب در زمینههای مختلفی از نیروی انسانی گرفته تا فضا و تجهیزات و منابع مالی و نیز طراحی و تدوین برنامههای متناسب با مناطق عشایری، زمینههای پیشرفت آموزشی و پرورشی آنان را فراهم کنیم.
همگونی، همسانی و تناسب برنامههای آموزشی و پرورشی با ویژگیهای فردی، اقلیمی، اجتماعی و امثالهم جوامع ضرورتی اجتنابناپذیر است و طبیعتا عشایر به سبب دارا بودن ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی، تفاوتهایی غیرقابل انکار با اقشار دیگر جوامع شهری و روستایی دارند و به این لحاظ توجه به ویژگیهای عشایر در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای آموزش و پرورش و نیز در ارتباط با مولفهها و عناصر اساسی آموزش و پرورش از جمله نیروی انسانی که سرمایه اصلی و کلید موفقیت هر سازمانی است، ضرورت بسیار دارد.
یکی از مصادیق بارز این مساله، به گزینش و بهکارگیری نیروی بومی و آشنا با فرهنگ و خردهفرهنگها و شرایط و اقلیم و ویژگیهای جامعه عشایری کشور از صف تا ستاد مربوط میشود؛ فرآیندی که زمینههای تصمیمگیری و تصمیمسازی صحیح، اصولی و منطبق با واقعیت در برنامهریزیها را فراهم کرده و از هدر رفت منابع و تصمیمگیری و برنامهریزی حدس و گمانی و بر اساس آزمون و خطا جلوگیری میکند. لذا عدم توجه به وجوه متمایز جامعه عشایری کشور در برنامهریزی آموزشی و پرورشی جفای بزرگی بر این جامعه مستحق خواهد بود.
۱۷۸.۰۰۰ دانشآموز عشایری در سال جاری
آموزش و پرورش عشایر کشور، با وجود نگاهی به روند چند سال اخیر که اقدامات خوبی نیز در حوزههای آموزشی، پرورشی، ساختار، نیروی انسانی و طراحی و تدوین برنامهها و فعالیتها انجام شده و تلاشهای زیادی در توجه بودجهای به آن صورت پذیرفته، اما برای سال تحصیلی جدید که پیشبینیها از افزایش آمار دانشآموزی حکایت دارد، دلنگران است. به نحوی که با در نظر گرفتن میانگین رشد سهسال اخیر در حوزه جمعیت دانشآموزان عشایر، میتوان گفت که نرخ رشد ۲۴/۴ درصدی قابل انتظار خواهد بود که به معنای افزایش یافتن حدود هشت هزار دانشآموز عشایری به جمعیت فعلی ۱۷۰ هزار نفری دانشآموزان عشایر است. این افزایش هشت هزار نفری در جمعیت دانشآموزی مناطق عشایری، در همه زمینهها از جمله نیروی انسانی، فضا، تجهیزات، امکانات و اعتبارات بودجهای نیازمند برنامهریزی و نظارت همهجانبه خواهد بود. از طرف دیگر، با توجه به اینکه بیشترین درصد دانشآموزان عشایر در دوره ابتدایی مشغول به تحصیل هستند و با توجه به اجرای نظام آموزشی جدید در کشور، نگرانی در زمینه کمبود منابع مالی و نیز انسانی در حوزه آموزش و پرورش عشایر افزایش مییابد که نیازمند اهتمام
و توجه است.
آمارهای نرخ پوشش تحصیلی
کودکان عشایری
در حوزه آموزش و پرورش عشایری، از مهمترین دغدغهها تلاش برای افزایش نرخ پوشش تحصیلی لازمالتعلیمان (افراد ۶ تا ۱۸ساله) و فراهم کردن بستر مناسب بالاخص برای حضور دختران در مدارس است که مشکلات فراوانی از جمله فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی (دوری و پراکندگی و صعبالعبوری مناطق) را برای حضور در مدارس پیش رو دارند. در کنار این دغدغه جا دارد اشارهای به روند تغییرات مولفههای آماری تاثیرگذار در چند سال اخیر حوزه آموزش و پرورش عشایر داشته باشیم. اگرچه خوشبختانه وضعیت کلی این شاخصها مثبت و رو به بهبود است، اما این روند امیدبخش نباید ما را از جدیت در نظارت و برنامهریزی اصولی و رو به جلو غافل کند. باید بدانیم که همچنان در آغاز راهیم و چالشهای فرا رو دو چندان است و نیازمند دقت و توجه بیشتر.
نسبت دانشآموزان دختر: ۴۶ درصد
نسبت دانشآموزان دختر عشایری از کل دانشآموزان عشایر، در طی سه سال اخیر اندکی بهبود یافته و از ۴۵ درصد از کل به ۴۶ درصد رسیده است. این مساله که گویای افزایش پوشش تحصیلی دانشآموزان دختر لازمالتعلیم و یک گام نزدیک شدن به نسبت ۵۰ درصدی دانشآموزان دختر است، به نحوی دغدغه مطروحه در مورد شکاف جنسیتی در پوشش تحصیلی کودکان عشایر را کاهش میدهد. طبیعتا اگر اهتمام جدیتری صورت پذیرد در سالهای آتی تناسب دختر به پسر در این مناطق معقول و منطقیتر خواهد شد.
افزایش ۷۳۲ کلاس درس
در زمینه کیفیت آموزشی و پرورشی نیز آمارها حکایت از بهبود دارد؛ به نحوی که تعداد مدارس عشایری از ۵۵۷۵ آموزشگاه سال تحصیلی ۹۱-۹۰ به ۵۶۸۴ آموزشگاه در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ رسیده است و به همین نسبت تعداد کلاسهای درس نیز افزایش پیدا کرده و از ۱۰.۵۱۸ کلاس به ۱۱.۲۵۰ کلاس در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ رسیده است. نتیجه طبیعی، این بوده است که تراکم دانشآموزی (میانگین تعداد دانشآموزان در هر کلاس عشایری) از ۳۸/۱۵ در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ به ۶۰/۱۳ در سال جاری رسیده که گویای فراهم آمدن زمینه آموزش بهتر و مطلوبتر در مدارس عشایری است.
بهبود تحصیلات معلمان عشایری
در زمینه تحصیلات نیروی انسانی فعال در آموزش و پرورش عشایری نیز، تعداد نیروی انسانی در مقطع لیسانس و بالاتر در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ به ۷.۱۹۷ نفر و در ۹۲-۹۱ به ۸.۵۶۹ نفر رسیده که بالا رفتن سطح مدرکی معلمان مناطق عشایری روند آموزشی مطلوبتر و بهتری را نوید میدهد. علاوه بر این با برنامهریزیهای صورتگرفته، تعداد نیروهای حقالتدریسی روند نزولی داشته است که گویای بالا رفتن سطح کیفی آموزشی و پرورشی در مناطق عشایری است. معلمان حقالتدریس از ۵۹۲ نفر در سال ۹۱-۹۰ به ۵۰۳ نفر در سال تحصیلی جاری کاهش یافته و تعداد سرباز_معلمها در حوزه آموزش و پرورش عشایری هم از ۶۹۲ به ۶۶۹ نفر در همین دو سال کاهش داشته است. خلاصه آنکه اگر این روند بهبود شاخصهای تاثیرگذار در کیفیت آموزشی و پرورشی عشایر کشور همچنان ادامه داشته باشد، امیدوار خواهیم بود که در آینده لبخندهای رضایت بر لبان فرزندان ذخایر انقلاب و خادمین آنها نقش بندد. انشاءا... که امسال «فصل بازگشایی مدارس» برای مدارس عشایری صرفا یک «افتتاح» و یک «آغاز زمانی» نباشد و در نخستین سال فعالیت دولت تدبیر و امید شاهد باز شدن پنجرههای نو به آموزش و پرورش عشایری کشور
باشیم.
* کارشناس دفتر امور مناطق کمتر توسعهیافته و عشایر وزارت آموزش و پرورش
قسمت سوم این پرونده با تمرکز بر موضوع
«ارتقای عدالت در حوزه آموزش و پرورش»، چهارشنبه ۲۴ مهرماه ۹۲ در همین صفحه منتشر خواهد شد.