بحران به نوظهورها جان می‌بخشد

شماره روزنامه: ۳۰۲۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۵۵۶۴۹ اندیشه-اقتصاد

کیشور مجبوبانی مترجم: رفیعه هراتی بزرگ‌ترین مزیت پیر شدن این است که همه چیز به واقعیت می‌پیوندد. من در طول زندگی‌ام لحظات تاریک و مایوس‌کننده بسیاری را پشت‌سر گذاشته‌ام. زمانی که سنگاپور در سال ۱۹۶۵ از مالزی جدا شد، همه می‌گفتند سنگاپور محکوم به فنا است. با این وجود سنگاپور کامیاب شد. در سال ۱۹۷۵، زمانی که منطقه هندوچین کمونیستی شد، کشورهای عضو آسه‌آن از این منطقه جدا شدند. درعوض کشورهای کمونیستی منطقه هندوچین به آسه‌آن پیوستند. در سال ۱۹۹۸، در اوج بحران مالی آسیا، گفته شد که داستان معجزه آسیا به پایان رسیده است.

بحران به نوظهورها جان می‌بخشد

کیشور مجبوبانی مترجم: رفیعه هراتی بزرگ‌ترین مزیت پیر شدن این است که همه چیز به واقعیت می‌پیوندد. من در طول زندگی‌ام لحظات تاریک و مایوس‌کننده بسیاری را پشت‌سر گذاشته‌ام.

زمانی که سنگاپور در سال ۱۹۶۵ از مالزی جدا شد، همه می‌گفتند سنگاپور محکوم به فنا است. با این وجود سنگاپور کامیاب شد. در سال ۱۹۷۵، زمانی که منطقه هندوچین کمونیستی شد، کشورهای عضو آسه‌آن از این منطقه جدا شدند. درعوض کشورهای کمونیستی منطقه هندوچین به آسه‌آن پیوستند. در سال ۱۹۹۸، در اوج بحران مالی آسیا، گفته شد که داستان معجزه آسیا به پایان رسیده است. اما، همه کشورهای آسیایی گرفتار در بحران مالی به رونق بازگشتند. امروز، به نظر می‌رسد بسیاری از اقتصادهای نوظهور به سمت یک طوفان اقتصادی تمام‌عیار پیش می‌روند. عقب‌نشینی ناگهانی فدرال رزرو آمریکا از برنامه‌ تسهیل مقداری، کندی رشد هزینه مصرف‌کننده در اروپا و آمریکا، کندی رشد در چین، کاهش قیمت کالا و رکود سیاسی در هند همگی توفان بزرگی را به وجود می‌آورند. بسیاری از اقتصادهای نوظهور از جمله هند و اندونزی، برزیل و آفریقای جنوبی دچار لغزش خواهند شد. همان‌طور که روشر شرما ذکر کرد، آیا همه این مسائل به پایان «تئوری محبوب دهه گذشته مبنی بر «همگرایی» ثروتمندان و فقرا» خواهد انجامید؟ پیشینه اقتصادهای آسیایی نشان می‌دهد خلاف این مساله صادق است. هر بحران تنها جان دوباره به این اقتصادها داده است. درواقع، کشوری مثل هند برای شروع اصلاحات به بحران نیاز دارد. بحران عظیم ارزی در سال ۱۹۹۱ بود که ناراسیم‌ها رائو و مانموهان سینگ را وادار کرد دست به اصلاحات بزنند. پس از چند سال رشد سریع، رهبران هند دوباره دچار خودخشنودی شده‌اند. به همین دلیل اگر ارزش روپیه به ۷۰ تا ۸۰ در برابر هر دلار سقوط کند، بهترین اتفاق برای هند خواهد بود. این مساله سرانجام موجب می‌شود برنامه‌ریزان اقتصادی هند انتخاب دیگری به جز برطرف کردن محدودیت‌های قانونی که مانع رشد اقتصادی می‌شوند، نداشته باشند. تصمیم به فراهم کردن امکان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در بخش خرده‌فروشی که اخیرا گرفته شده، نمونه خوبی است. زمانی که راگورام راجان در اول سپتامبر امسال ریاست رزرو بانک هند- بانک مرکزی- را به عهده گرفت، بسیاری براین باور بودند که او فرد مناسبی برای انجام اصلاحات بیشتر است. بحران کنونی دست اصلاح‌گرانی چون او را بازتر می‌گذارد. یک واقعیت ساده را به خاطر داشته باشید: هند فضاهای بسیاری برای رشد دارد. از سال ۱۹۷۰، درآمد سرانه کره‌جنوبی ۸۱ برابر، درآمد سرانه سنگاپور ۵۶ برابر و درآمد سرانه چین ۵۴ برابر شده است، اما درآمد سرانه هند تنها ۱۳ برابر شده است. هند حتی بدون یک دولت کامل هم می‌تواند به رشد خود ادامه دهد.
کافی است تایلند را درنظر بگیریم. این کشور دهه‌ها است که از مشکلات جدی سیاسی رنج می‌برد. اما رشد اقتصادی آن ادامه یافته است. تایلند از اشتغال کامل بهره‌مند است و حتی از کشورهای همسایه نیروی کار وارد می‌کند و حدس بزنید در سال ۲۰۱۳ کدام شهر جهان بیشترین توریست را جذب خواهد کرد؟ نیویورک، لندن یا پاریس؟ جواب صحیح بانکوک است. این مساله که بانکوک با وجود مشکلات سیاسی قادر به انجام این کار است، نشان می‌دهد نیروی محرکه «همگرایی» کند نشده است.
در واقع، مساله مهم طی دو یا سه دهه آینده این نیست که آیا اقتصادهای نوظهور به رشد خود ادامه خواهند داد یا خیر چون این کار را خواهند کرد. پرسش اصلی این است که آیا «کشورهای پیشرفته» به رشد بازخواهند گشت یا خیر؟ اگر در کشورهایی مانند یونان، اسپانیا، پرتغال و ایتالیا نرخ بیکاری جوانان همچنان بین ۳۰ تا ۵۵ درصد باشد، این مساله به یاس بلندمدت جدی منجر خواهد شد. هم‌اکنون اقتصاد ایتالیا ۱۳ درصد، اقتصاد پرتغال ۱۶ درصد،اقتصاد اسپانیا ۲۰ درصد و اقتصاد یونان ۲۷ درصد کوچک‌تر از سال ۲۰۰۸ است. با توجه به این مساله جهان دیگر به اقتصادهای پیشرفته و اقتصادهای نوظهور تقسیم نمی‌شود. این تقسیم‌‌بندی بین اقتصادهای نوظهور و اقتصادهایی است که دوران نوظهوری‌شان را سپری کرده‌اند. این یک افسانه غربی است: زمانی که پیشرفته شدید، پیشرفته باقی می‌مانید.
درس بزرگی که همه کشورها باید از مشکلات اخیر بیاموزند این است که هیچ کشوری، اعم از پیشرفته یا درحال توسعه، نمی‌تواند بر افتخاراتش تکیه کند. هر کشوری باید به اصلاحات و بازخلق خود ادامه دهد. اندک کشوری با رکورد سنگاپور در موج سواری بر سونامی اخیر جهانی‌سازی برابری می‌کند. با این وجود حتی سنگاپور برای بازخلق خود به منظور مواجهه با رقابت جدید، تحت فشار قرار دارد.
آقای شرما درست می‌گوید که«ستارگان جدید» مانند فیلیپین، نیجریه و حتی مکزیک ظهور خواهند کرد. این ستارگان به نوبه خود اقتصادهای دیگر را ترغیب می‌کنند از مدل آنها پیروی کنند. تغییر بزرگ در جهان «همگرایی» دیدگاه نخبگانی است که اکثر اقتصادهای عمده را رهبری می‌کنند. آنها دیگر درباره آنچه رشد سریع اقتصادی را ایجاد می‌کند، تردیدی ندارند. سیاست همیشه به راه خود ادامه می‌دهد. به همین دلیل است که بحران فعلی کمک خواهد کرد در شرایط عادی، سیاست از اقتصاد پیشی ‌گیرد. در زمان بحران، اقتصاد بر سیاست اولویت دارد.
و سرانجام، جمعیت اهمیت دارد. غرب تنها ۱۲ درصد از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد و بسیاری از جوامع غربی به سرعت درحال مسن شدن هستند. در آنجا بازارهای رشد جدیدی وجود ندارد. درعوض، کشورهایی که ۸۸ درصد جهان را تشکیل می‌دهند، جمعیت عظیم و مشتاقی دارند. هند فعلا از نظر جمعیتی موقعیت مناسبی دارد. میانگین سنی جمعیت این کشور ۲۸ سال است. براساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول «مزیت جمعیتی» هند طی ۲۰ سال آینده ۲ درصد به نرخ رشد سالانه این کشور اضافه خواهد کرد.
بسیاری از مردم این کشور مشتاقند به جایگاه طبقه متوسط دست یابند و بسیاری به این جایگاه دست خواهند یافت. در گزارش اخیر سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه پیش‌بینی شده است که جمعیت جهانی طبقه متوسط از ۸/۱ میلیارد نفر فعلی به ۲/۳ میلیارد نفر در سال ۲۰۲۰ و ۹/۴ میلیارد نفر در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید. اکثر این طبقه متوسط جدید از کشورهای «درحال توسعه» هستند. «همگرایی» بزرگ متوقف نشده، بلکه تازه شروع شده است.

بحران به نوظهورها جان می‌بخشد

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن