شرکت‌های توزیع برق

بررسی اثرات سوء مدیریت

شماره روزنامه: ۳۰۲۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۵۵۰۹۴ اندیشه-اقتصاد

عملکرد مطلوب در زمان بحران و حوادث غیرمترقبه چون سیل و زلزله نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، پایش دارایی‌ها و توزیع آن در حوزه‌های جغرافیایی و کنترل تقویت زیرساخت‌ها پیش از وقوع بحران است

بررسی اثرات سوء مدیریت

رضا دشتی * قسمت اول انتظار می‌رود پیش از هر خصوصی‌سازی، زیرساخت‌های واگذاری به بخش خصوصی به‌گونه‌ای فراهم شود تا شرکت‌های تخصصی که دارای صلاحیت بیشتری برای مدیریت سیستم هستند، مالک یا عهده‌دار مدیریت شرکت‌ها شوند و با هزینه کمتر به ارائه خدمات بهتر بپردازند نه آنکه با شبه خصوصی‌سازی یا به اصطلاح خصولتی سازی، موجبات سلب اعمال حاکمیت دولت و ایجاد فرصت‌های رانت‌ساز برای بخش یا اقشار خاصی از جامعه را فراهم کند (قرائت گزارش کمیسیون اصل 44 در دی‌ماه سال 1390 در صحن علنی مجلس مثبت موضوع است).

وجود انحصار در هر نوع واگذاری یا انجام ناصحیح واگذاری و خصوصی‌سازی می‌تواند از تحقق اهداف ذکر شده جلوگیری کند. به این ترتیب تغییر ماهیت فعالیت‌ها در بخش خصوصی می‌تواند نتایج نامطلوبی بر خدمات، بهره‌وری و بازدهی منابع ملی داشته باشد.
نویسنده این مقاله سعی دارد تا در پنج نوشتار تحلیلی به تبیین ویژگی‌های ذاتی سیستم توزیع و حساسیت و پیچیدگی‌های پیش روی مدیریت شرکت‌های توزیع برق پرداخته شود تا تبعات سوء مدیریت شرکت‌های توزیع برق شفاف شوند. سپس وظایف حاکمیت و الزامات انجام صحیح آن مورد بحث واقع می‌شوند تا به این صورت خطی مشی صحیح خصوصی‌سازی صحیح تبیین شود. پس از آن به بررسی ویژگی‌های انحصار و معایب آن پرداخته می‌شود. در انتها به بررسی و نقد نحوه خصوصی‌سازی شرکت‌های توزیع برق در ایران پرداخته می‌شود. در این نوشتار به تبیین ویژگی‌های ذاتی سیستم توزیع و اثرات مدیریت ناصحیح آنها متمرکز می‌شویم.
سیستم‌های توزیع برق آخرین حلقه از زنجیره برق‌رسانی به مصرف‌کنندگان هستند و برای مشترکان انرژی برق ویترین صنعت برق به شمار می‌رود. شرکت‌های توزیع برق دارای دارایی‌های بسیار زیاد و پراکنده هستند. به این جهت آسیب‌پذیری سیستم توزیع از عوامل متعدد جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... بسیار بالا است. هر یک از این دارایی‌ها در مقایسه با دارایی‌های تولید و انتقال دارای تکنولوژی ساده‌تر و همچنین اثرگذاری و هزینه کمتر هستند. به‌رغم مطالب بیان شده، سیستم‌های توزیع برق، به دلایل متعدد ذیل دارای اهمیت ویژه‌ای در صنعت برق هستند:
•شرکت‌های توزیع با مسوولیت وصول مطالبات انرژی مرکز تامین مهم‌ترین درآمد صنعت برق (شریان حیاتی) را بر عهده دارند. از طرفی بیشترین تلفات صنعت برق در بخش توزیع صورت می‌پذیرد. به دلیل فعالیت‌های متنوع شرکت‌های توزیع، بیشترین پرسنل صنعت برق در این بخش
فعالیت دارند.
مهم‌ترین ویژگی سیستم توزیع برق رقابت ناپذیر بودن دارایی‌های آن است. این ویژگی اجازه نمی‌‌دهد که دو شرکت توزیع به‌صورت همزمان در یک منطقه جغرافیایی به ارائه خدمات بپردازند. این ویژگی نشان از انحصار ذاتی دارایی‌های شبکه توزیع برق است.
•عدم مدیریت صحیح سیستم‌های توزیع برق منجر به تاثیرات منفی منطقه‌ای و ملی می‌شود. در هر یک از بخش‌های سیستم‌های توزیع عدم مدیریت صحیح در پله اول باعث تاثیرات منفی بر بهره‌وری و شاخص‌های اقتصادی و در پله دوم در صورت تشدید، باعث ایجاد تهدیدات امنیتی می‌گردد. بروز پله دوم یعنی بروز تهدیدات امنیتی، زمانی با احتمال بیشتر صورت می‌پذیرد که کلیه شرکت‌های توزیع برق در انحصار و مالکیت یک شرکت باشند؛ چرا که مدیریت نامناسب به‌طور همزمان به همه شبکه‌های توزیع برق ایران اعمال می‌شود. خاصه اینکه گرایش‌های سیاسی نیز در آن یک شرکت خود را نشان می‌دهد.
• مجموعه شرکت‌های توزیع برق مصرف‌کننده بزرگ سوخت و منابع انرژی (جهت فروش برق به مشترکان و تلفات شبکه)، مس، آلومینیوم، سیمان و... برای ایجاد و نصب تاسیسات (دارایی‌ها) هستند. در صورت مدیریت نامناسب و افزایش درخواست صنعت توزیع برق در پله اول باعث افزایش قیمت تمام شده فعالیت‌ها و در نتیجه قیمت تمام شده برق می‌شود. در پله دوم باعث کاهش صادرات مواد اولیه مذکور یا تشدید وابستگی به کشورهای بیگانه می‌شود.
• عدم پایش و سرمایه‌گذاری در شبکه توزیع باعث کاهش کیفیت خدمات انرژی برق از جمله افزایش خاموشی‌، نامناسب و غیراستاندارد بودن ولتاژ تحویلی به مصرف‌کنندگان و به خطر افتادن ایمنی و غیراستاندارد بودن تجهیزات شبکه از جهت ایمنی می‌شود. در پله اول باعث وارد آمدن خسارات به صنایع و ادارات و نارضایتی اجتماعی و در پله دوم باعث ایجاد اختلال جدی در اقتصاد و نارضایتی عمومی می‌شود.
• شرکت‌های توزیع برق دارای تعامل با دستگاه‌ها و نهادهای محلی چون شهرداری‌ها، شرکت‌های آب و فاضلاب، شرکت‌های مخابرات، شرکت‌های گاز و... هستند. به‌طوری‌که در پله اول در صورت عدم تعامل، پروژه‌های شهری و منطقه‌ای به سختی و با تاخیر انجام شده و هزینه تمام شده آنها افزایش می‌یابد. در پله دوم در صورت ناسازگاری، پروژه‌های منطقه‌ای و ملی با اختلال جدی مواجه می‌شود.
• عدم پیگیری وصول قبوض مشترکان (بهای برق) توسط شرکت‌های توزیع برق باعث کاهش مهم‌ترین درآمدهای صنعت برق می‌گردد. گرچه این اتفاق به افزایش بدهی شرکت‌های توزیع برق نیز منجر می‌شود، اما می‌تواند باعث ایجاد اختلال در درآمدهای شرکت‌های تولید و انتقال نیز گردد.
این امر می‌تواند به تعویق انجام و اتمام پروژه‌های توسعه و اصلاح شبکه و نیروگاه‌ها و در نتیجه ایجاد خاموشی در پیک بار منجر شود. همچنین عدم شارژ نقدینگی در سیستم، در پله دوم می‌تواند حتی تولیدکنندگان تجهیزات و پیمانکاران را نیز به ورشکستگی بکشاند.
• پیمانکاران توسعه، اصلاح و خدمات مشترکان و همچنین تولیدکنندگان تجهیزات، وابستگی بسیار زیادی به سیاست‌های بودجه‌ریزی و تخصیص نقدینگی در شرکت‌های توزیع برق دارند. در صورت تدابیر و تصمیمات نامناسب شرکت‌های توزیع برق، در پله اول باعث زیادن‌دهی بخش‌های خصوصی، افزایش قیمت تمام شده تجهیزات و فعالیت‌ها و در نتیجه افزایش هزینه‌های توزیع و تعرفه‌های برق می‌شود. در پله دوم بودجه‌ریزی‌های نامناسب متوالی باعث ورشکستگی بسیاری از بخش‌های خصوصی به‌دلیل عدم امکان رقابت با کالاهای خارجی و در نتیجه وابستگی تولید کالاهایی چون ترانسفورماتور، کابل و... به کشورهای دیگر می‌شود.
• کارکنان شرکت‌های توزیع برق برای انجام فعالیت‌های توزیع نیاز به انگیزش مناسب جهت ارتقای کارآیی و بهره‌وری فعالیت‌ها دارند. مدیریت نامناسب شرکت‌های توزیع باعث عدم رضایت و افت انگیزش منابع انسانی می‌شود. افت انگیزش در پله اول باعث کاهش بهره‌وری و در پله دوم باعث کارشکنی یا وابستگی به عوامل امنیتی خارجی می‌شود.
• توجه به تقویت و توسعه زیرساخت‌هایی چون هوشمندسازی، توسعه تولیدات پراکنده، انرژی‌های تجدیدپذیر و... در بخش خصوصی مستلزم توجیه اقتصادی است و در صورت تضمین منفعت اقتصادی در برنامه‌های بخش خصوصی قرار می‌گیرد. این امر نیازمند تدوین قوانین تضمین‌کننده اجرا توسط حاکمیت است. عدم توجه به تقویت زیرساخت‌ها باعث تداوم اداره سنتی شرکت‌های توزیع برق و عدم پاسخگویی آنها به اقتصاد دیجیتالی آینده و انتظارات روزافزون جامعه می‌شود.
• عملکرد مطلوب در زمان بحران و حوادث غیرمترقبه چون سیل و زلزله نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، پایش دارایی‌ها و توزیع آن در حوزه‌های جغرافیایی و کنترل تقویت زیرساخت‌ها پیش از وقوع بحران است. کلیه موارد ذکر شده در صورت غفلت یا عدم توجه، می‌تواند فاجعه بحران‌ها را عمیق‌تر و با مشکلات انسانی و اجتماعی متعددی روبه‌رو کند. باتوجه به نقش برق در تامین خدمات پس از بحران، توسعه زیرساخت‌های تسهیل‌کننده مدیریت بحران از اهمیت بالایی برخوردار است.
• مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها اعم از دارایی‌ها و سیستم‌ها از ضروریات پدافند غیرعامل جهت جلوگیری و کاهش عمق بحران‌ها است. عدم توجه به این امر می‌تواند آسیب‌پذیری سیستم و شبکه را در برابر عوامل طبیعی و تهاجمات خارجی افزایش دهد.
پر واضح است که ایجاد انحصار در خصوصی‌سازی شرکت‌های توزیع برق می‌تواند مراحل ذکر شده در بالا را با سرعت بیشتری طی کند؛ چرا که در همه مناطق به یک گونه تصمیم‌گیری می‌شود. اگر میل طبیعی بخش خصوصی به سودآوری و تمایل به ایجاد انحصار را نیز در نظر بگیریم، آنگاه عمق نگرانی‌های پیش رو چند برابر می‌شود و اگر گرایش‌های سیاسی خاص را هم به این میل اضافه کنیم خود محل تامل است!
با توجه به توضیحات ارائه شده در این نوشتار چه در حالت دولتی و چه در حالت خصوصی، دولت باید توجه جدی به شرکت‌های توزیع برق داشته باشد و همان‌طور که باید برای بهینه‌سازی عملکرد آنها تلاش کند، باید در هر گونه تصمیم‌گیری نهایت دقت را داشته باشد تا پایداری و امنیت اقتصادی و اجتماعی خدشه‌دار نشود.
*عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران
پژوهشگر مدیریت سیستم‌های توزیع برق

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن