حذف «پیشدبستانی» دولتی؛ مخرب عدالت آموزشی
حسین پوزش شیرازی * مقطع سنی پیش از دبستان از مهمترین و حساسترین دورانهای زندگی هر فرد محسوب میشود که تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی بر شکلگیری شخصیت او در طول سالهای عمر دارد. در متون دینی نیز از هفت سال ابتدای زندگی به عنوان سنی «حساس» و «نیازمند مراقبت بیشتر» یاد شده و یادگیری در این مقطع سنی چون «نقشی بر سنگ»، «عمیق و ماندگار» دانسته شده است. فرموده پیامبر اکرم (ص) در ضرورت کسب علم از گهواره تا گور نیز اهمیت وافر سنین پیش از دبستان را آشکار میسازد؛ چرا که در حقیقت، پایههای عقلانیت، معنویت و خلاقیت در این زمان شکل میگیرد.
حسین پوزش شیرازی * مقطع سنی پیش از دبستان از مهمترین و حساسترین دورانهای زندگی هر فرد محسوب میشود که تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی بر شکلگیری شخصیت او در طول سالهای عمر دارد. در متون دینی نیز از هفت سال ابتدای زندگی به عنوان سنی «حساس» و «نیازمند مراقبت بیشتر» یاد شده و یادگیری در این مقطع سنی چون «نقشی بر سنگ»، «عمیق و ماندگار» دانسته شده است.
حذف «پیشدبستانی» در مدارس دولت
بر این اساس، روال کار بر این بود که مدارس ابتدایی معمولا امکاناتی از قبیل فضا و نیروی انسانی مازاد خود را در اختیار دوره پیش دبستانی قرار میدادند و کلاسهای پیشدبستانی در مدارس ابتدایی تشکیل میشد که این امر در کاهش هزینهها بسیار موثر بود. باقی هزینهها نیز از طریق اولیا تامین میشد. به این ترتیب با پایین آمدن هزینه دوره، خانوادههای بیشتری میتوانستند فرزندان خود را در کلاسهای پیشدبستانی ثبتنام کنند که این به عدالت آموزشی نزدیکتر بود. البته این نوع پیشدبستانی نیمهدولتی، تداخلی با مراکز پیشدبستانی خصوصی نداشت که در اساسنامه فوقالذکر هم از آنها یاد شده است.
فرموده پیامبر اکرم (ص) در ضرورت کسب علم از گهواره تا گور نیز اهمیت وافر سنین پیش از دبستان را آشکار میسازد؛ چرا که در حقیقت، پایههای عقلانیت، معنویت و خلاقیت در این زمان شکل میگیرد. در ایران سابقه مراکز پیشدبستانی به اوایل سده حاضر باز میگردد. میتوان گفت که اولین نمونه کودکستان که توسط ایرانیان به سبک جدید بنا نهاده شد، مربوط است به «باغچه اطفال» در تبریز که به سال 1303 توسط جبار باغچهبان تاسیس شد. وی در سال 1307 کودکستان دیگری را نیز در شیراز بنا نهاد. پس از انقلاب اسلامی ایران مسوولیت دوره پیشدبستانی بر عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته شد. پیش از تصویب اساسنامه دوره پیشدبستانی در سال 1382 توسط شورای عالی آموزش و پرورش، دوره پیشدبستانی محدود به کودکان 5 سال تمام میشد که در واقع یک سال قبل از سن ورود به مدرسه بود؛ اما در این سال، شورای مذکور با تصویب اساسنامه دوره پیشدبستانی، سن کودکان مشمول این دوره را توسعه داد و پیشدبستانی را بهعنوان دورهای دو ساله برای کودکان 4 سال تمام و 5 سال تمام تعریف کرد.
اساسنامه دوره پیشدبستانی در ماده ۴ تصریح می دارد: «دوره پیشدبستانی در نظام آموزش و پرورش کشور به صورتهای زیر تشکیل میشود: الف- دولتی با مشارکت مردم و ب- غیردولتی بر اساس قوانین مربوط.»
حذف «پیشدبستانی» در مدارس دولت
بر این اساس، روال کار بر این بود که مدارس ابتدایی معمولا امکاناتی از قبیل فضا و نیروی انسانی مازاد خود را در اختیار دوره پیش دبستانی قرار میدادند و کلاسهای پیشدبستانی در مدارس ابتدایی تشکیل میشد که این امر در کاهش هزینهها بسیار موثر بود. باقی هزینهها نیز از طریق اولیا تامین میشد. به این ترتیب با پایین آمدن هزینه دوره، خانوادههای بیشتری میتوانستند فرزندان خود را در کلاسهای پیشدبستانی ثبتنام کنند که این به عدالت آموزشی نزدیکتر بود. البته این نوع پیشدبستانی نیمهدولتی، تداخلی با مراکز پیشدبستانی خصوصی نداشت که در اساسنامه فوقالذکر هم از آنها یاد شده است.
اما پس از اجرای ساختار جدید دورههای تحصیلی تحت عنوان نظام ۳-۳-۶ و مشکل کمبود فضا در بسیاری از مدارس جهت تشکیل کلاس ششم، دایر شدن کلاسهای پیشدبستانی در بسیاری از این مدارس تقربیا غیرممکن شده و این امر منجر به گرایش وزارت آموزش و پرورش به سمت خصوصیسازی کامل دوره پیشدبستانی شد. به این ترتیب بهرغم مفاد اساسنامه مصوب برای دوره پیشدبستانی، دستورالعملهای اجرایی وزارت آموزش و پرورش در سال ۹۱ و ۹۲ تصریح کردند که مراکز پیشدبستانی صرفا به صورت غیردولتی تشکیل شود و هیچ گونه تسهیلات فیزیکی یا نیروی انسانی به آنها تعلق نخواهد گرفت. از این رو در ساختار سازمانی وزارت آموزش و پرورش هم دفتر آموزش پیشدبستانی از «معاونت آموزش ابتدایی» به زیرمجموعه «سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی» منتقل شد.
قطع حمایتهای دولتی از دوره پیشدبستانی در سال گذشته منجر به افزایش هزینههای ثبتنام شد و با توجه به بالا بودن هزینه اجاره محل و سایر هزینههای لازم به جهت تاسیس یک مرکز پیشدبستانی برای بخش خصوصی، شهریه این مراکز هر سال افزایش یافت و خانوادههای بیشتری امکان ثبتنام فرزندانشان را در این مراکز از دست دادند و بنابراین نرخ ثبتنام دوره پیشدبستانی نسبت به سال قبل از اجرای نظام ۳-۳-۶، با افت قابل ملاحظهای روبهرو شد.
افت تحصیلی در مناطق دوزبانه کشور
توجه به این نکته ضروری است که کاهش یافتن تعداد کودکان تحت پوشش دوره پیشدبستانی به نوبه خود باعث افت تحصیلی و افزایش ترک تحصیل در دوره ابتدایی به خصوص در مناطق دو زبانه (مانند مناطق کردزبان، آذریزبان و امثالهم) میشود؛ زیرا کودکی که با زبان فارسی آشنایی کافی نداشته و دوره پیشدبستانی را هم نگذرانده، ممکن است در دروس سال اول ابتدایی با دشواری مواجه شود که بیعلاقگی و دلسردی نسبت به درس و مدرسه و افت تحصیلی و حتی ترک تحصیل را به دنبال خواهد داشت.
با توجه به اینکه بسیاری از «مناطق دو زبانه»، جزو «مناطق محروم» نیز محسوب میشوند، «عدالت آموزشی» ایجاب میکند که دولت با سرمایهگذاری کافی به سیاستهای تشویقی برای افزایش نرخ ثبتنام دوره پیشدبستانی در این مناطق روی آورد. متاسفانه در کشور ما برخلاف بسیاری از کشورها، به جای اینکه خصوصیسازی در حوزه «اقتصاد» به معنای واقعی صورت گرفته و در حوزه «آموزش» حمایتهای دولتی به ارتقای وضعیت آموزشی جامعه کمک کند، وضعیت عکس آن اتفاق افتاده است و با وجود کاهش جمعیت دانشآموزان کشور که فضای مساعدی را برای بهبود کیفی وضعیت آموزش و پرورش مهیا کرده، اما متاسفانه شاهد روند کاهشی مشارکت دولت در ارائه آموزش عمومی هستیم.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که به جهت اجرای نظام ۳-۳-۶، اگر به جای افزودن عجولانه پایه ششم به مقطع ابتدایی که اجرای آن با مشکلات عدیدهای همراه بود پایه پیشدبستانی در مدارس اجباری میشد، نیازی به تحمیل هزینههای مادی و معنوی گزافی که در یکی دو سال اخیر به آموزش و پرورش وارد شد، نبود. البته در این صورت باید دوره پیشدبستانی همچنان به عنوان دوره گذار تلقی میشد - همانگونه که اکنون این برداشت وجود دارد- و نه مقطعی برای آموزش خواندن و نوشتن.
خلاصه اینکه به نظر میرسد حاصل استمرار روند کنونی در آینده، تبدیل شدن آموزش پیشدبستانی به یک دوره آموزشی پرهزینه است که تنها خانوادههای مرفه میتوانند از آن استفاده کنند؛ اتفاقی که در مغایرت آشکار با عدالت آموزشی است.
* پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش در مرکز پژوهشهای مجلس
ارسال نظر