آزادی تجارت و فرآیندهای رقابتی - ۳۰ شهریور ۹۲

شماره روزنامه: ۳۰۲۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۵۳۲۳۳ اندیشه-اقتصاد

قیمت‌های پایین و رقبای کوچک

آزادی تجارت و فرآیندهای رقابتی - ۳۰ شهریور ۹۲

آرون ادلین و ژوزف فارل متین پدرام* و طاهره ایران‌مهر* قسمت سوم برای روشن ساختن برخی تنش‌ها و درهم‌آمیختگی‌های فرآیند و برون‌داد، «د» معامله‌گر آثار هُنری را در نظر بگیرید که با فروش یک نقاشی به خریدار «الف» به قیمت 500 دلار با مهلت تحویل یک هفته‌ای موافقت می‌کند؛

اما نقاشی را در نمایشگاه خود آویزان رها می‌کند. خریدار «ب» در اواسط هفته می رسد و ۷۵۰ دلار برای نقاشی پیشنهاد می‌دهد. بیع سَلَف بین «د» و «الف»، «د» را از فروش به «ب» با قیمت بالاتر منع می‌کند. آیا این امر، مانع از آزادی تجارت «ب» و «د» مبتنی بر نفع متقابل‌شان می‌شود و ائتلاف مترقی{د، ب} آنها را خنثی می‌کند؟
اگر «د» و «الف» به جای بیع سَلَف، وارد قرارداد لحظه‌ای شده‌ باشند و «الف» نقاشی را با خودش به خانه برده باشد، وقتی «ب» از راه برسد، «د» به ‌سادگی هیچ نقاشی‌ نخواهد داشت و {د، ب} وارد ائتلاف مترقی نخواهند شد (اگر نگوییم عملی ناممکن است). با الهام از این نمونه، یک نفر می‌تواند بیع سلف را این‌گونه تحلیل کند که {د، ب}ائتلاف مترقی نیستند؛ زیرا این نقاشی در حال حاضر فروخته شده اگرچه هنوز هم در نمایشگاه آویزان است. در اینجا و در بسیاری موارد دیگر این پاسخی بی‌نقص می‌تواند، باشد.
رویه دیگری (در این نمونه کمتر قانع‌کننده است؛ اما شاید در موارد دیگر مفید باشد) که بیان خواهد شد این است که بیع سَلَف آزادی تجارت{د، ب} را محدود کرده، اما ممکن است هنوز ماده ۱ را نقض نکرده باشد. نخست، ممکن است بیع سلف ابتدائا به خوبی به «الف» و «د» برای داد‌و‌ستد کمک کرده باشد، بنابراین ممکن است در وضعیت تعادلی، موجب افزایش آزادی تجارت شود. این رویکرد در تلاش است تاثیرات رقابتی و ضدرقابتی را بر حسب فرآیند رقابتی و نه کارآیی تعدیل کند. دوم، حتی اگر بیع سلف مانع فرآیند رقابتی باشد، فرد ممکن است آنها را به شرطی مجاز بداند ‌که تا حد زیادی کارآیی را ارتقا دهند. این رویکرد بیشتر تلاش می‌کند به طور مستقیم برون‌دادهای ناکارآمد را در مقابل موانع ضد رقابتی تعدیل کند.
۳- آزادی تجارت و انحصارگرایی
همان‌طور که نقل قولی از قاضی وایت نشان می‌دهد، ماده ۲ در تلاش برای اطمینان از این است که انحصار، انگیزه‌های دیگران برای تجارت پیرامون انحصار آزمند یا بی‌کفایت را بی‌اثر نمی‌کند. این ممکن است چنین تفسیری از ماده ۲ ارائه دهد: ممکن نیست انحصار، تجارت مترقی بین مشتریان و رقبایی را که به مشتریان معامله بهتر ارائه می‌دهند، مسدود کند. انحصار چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ افزایش هزینه‌های رقبا می‌تواند چنین کند: اخلال در کارخانه رقیب کلیدی یا تهدید مشتریانی را که با رقبا مقابله می‌کنند، در نظر بگیرید. در زیر نشان می‌دهیم چگونه بنگاه اقتصادی ممکن است ائتلاف مترقی را با استفاده از قیمت‌گذاری نه با سطوح قیمت بلکه با الگوهای قیمت‌گذاری، دلسرد کند. قیمت پایین ممکن است تنها با مزیت آن حذف شود که همانا پیشنهاد معامله‌ای واقعا خوب به مشتریان است؛ اما الگوی قیمت‌گذاری که مشخص است، می‌تواند با وادار کردن رقبا به رقابت با قیمت پایین‌تر از قیمتی که مشتریان پرداخت می‌کنند، مانع یک فرآیند رقابتی شود.
برای اینکه ببینید این اتفاق چگونه می‌افتد، ما در ابتدا به دو مدل ساده که با مشکل مواجه شده‌اند، می‌پردازیم. نخست، فرض کنید n تعداد بنگا‌ه اقتصادی هریک قیمت خودش را به‌طور همزمان مشخص می‌کند. هر قیمتی که بنگاه اقتصادی به مصرف‌کنندگان عرضه می‌کند در واقع در رقابت با قیمت‌های دیگری است که توسط رقبا اعلام می‌شود. از این‌رو اگر رقیب معامله‌ای بهتر ارائه دهد، کسب‌وکار را در دست می‌گیرد.
دوم، در مدل رقابت بومل، پنزر و ویلینگ (۱۹۸۲)، متصدی قیمت را تنظیم می‌کند، داوطلب بالقوه تصمیمات ورودی را می‌گیرد با علم به اینکه (به مقدار کافی حداقل برای جبران هزینه‌های از دست رفته ورود) می‌توانند در برابر آن قیمت به رقابت بپردازند. باز هم اگر رقیبی معامله بهتر از آنچه مشتریان به متصدی پرداخت می‌کنند، ارائه دهد رقیب، کسب‌وکار را به دست می‌گیرد.
درباره بازتاب فهم این مدل‌های ساده سطح قیمت یا حالت کلی‌ترِ پیشنهادهای رقابتی ساده، پوسنر (۲۰۰۱: ص ۳۴) نوشت: تدوین‌کنندگان قانون شرمن نگران مشکل «انحصار» بودند، اما آنچه می‌پنداشتند این بود که مشکل، پنهان و درواقع متناقض می‌شود. به نظر می‌رسد آنها نگران قیمت‌های پایینی هستند که برای رقبای کوچکِ انحصارگر مضر است... به همان میزان که قیمت‌های بالا برای مصرف‌کنندگان مضر است. حمایت از رقبا نسبت به قیمت‌های پایین و مصرف‌کنندگان نسبت به قیمت‌های بالا هدف‌های متناقضی است. از این‌رو با چند استثنای نادر قانون را تنظیم کردند. برای نمونه زمانی‌که انحصار قیمت‌های انحصاری پایین‌تر از هزینه باشد در تلاش برای مرعوب کردن کسب‌وکارهای بالقوه است.
درواقع اگر رقابت به سادگی درگیر اعلام قیمتی باشد، آن قیمت نمی‌تواند به طور همزمان بیش از حد بالا و بیش از حد پایین باشد؛ اما اگر قیمتی که رقبا با آن مواجه می‌شوند، قیمتی نباشد که مصرف‌کنندگان پرداخت می‌کنند، تناقض از بین می‌رود.
برای نمونه انحصارگر «م»، قیمت بالای «چ» تحمیل می‌کند، اما به مجرد ورود رقیب بالقوه، قیمت را به «ل» کاهش می‌دهد. «ر» رقیبی بالقوه است که این را می‌داند و نمی‌تواند با موفقیت در قیمت «ل» به رقابت بپردازد، بنابراین وارد رقابت نخواهد شد و با عدم ورود، مشتریان ناچار هستند قیمت «چ» را پرداخت می‌کنند. اگر «ر» به‌طور سودآوری بتواند خریداران را جذب کند و آنها را از «چ» دور کند؛ اما از «ل» دور نکند، «ر» و خریداران در وضعیت «تجارت آزاد» نخواهند بود. به‌طور خاص، نسبت به موقعیتی که در آن «م» قیمت «چ» را تحمیل می‌کند، ائتلاف مترقی میان «ر» و مشتریان وجود دارد؛ اما این ائتلاف با تهدید قیمت پایین «ل» توسط «م» خنثی می‌شود.
آیا «رقابت م پیرامون شایستگی»، معیار رفتار رقابتی از زمان United Shoe است؟۱ «شایستگیِ» پیشنهادی «م» به‌صورت معکوس با قیمت مصرف‌کننده «چ» اندازه‌گیری می‌شود؛ ولی او با استفاده از «ل» «رقابت» می‌کند. در این مفهوم، هنگامی که «چ» و «ل» متفاوت باشند، «م» در مقام رقابت با شایستگی نیست. ما می‌گوییم اگر رقبای یک بنگاه اقتصادی مجبور باشند در برابر قیمت پایین‌تر از قیمتی که مشتریان آن پرداخت می‌کنند، رقابت کنند، درواقع آن بنگاه اقتصادی، معیار را تغییر داده است (بنابراین آزادی تجارت را محدود می‌کند).

پاورقی:
* وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
Matin@cgiran.org
** وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
۱- United States v. United Shoe Machinery Corporation, ۱۱۰ F. Supp. ۲۹۵
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن