افکار عمومی عاملان موفقیت و شکست پروژه‌های سینمایی

شماره روزنامه: ۳۰۱۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۵۰۹۹۴ پرونده

جمال ساداتیان* در هر واژه‌ مفاهیمی‌مستتر است، بنابراین زمانی که ما از صنعت سینما سخن ‌می‌گوییم از یک پروسه صفر تا صد صحبت می‌کنیم که قطعا از لحاظ اقتصادی باید فرمولی برای آن وجود داشته باشد. به عنوان مثال، زمانی که ما از صنعت سینما در کشوری مانند آمریکا سخن ‌می‌گوییم از این جهت است که این صنعت توسط بخش خصوصی اداره شده و یک سازوکار سرمایه‌گذاری در آن شکل گرفته که صفر تا صد آن را برعهده دارد. پس از وقوع انقلاب ما سعی در بازسازی سینما داشتیم و سعی کردیم با تزریق پول این کار را انجام دهیم. این سیاست نتایج مثبت و منفی خود را به همراه داشت، به این ترتیب که با این پول‌‌ها یک سری ژانرها ساخته شد، اما در مقابل سینمای مستقلی شکل نگرفت و شالوده آن متکی به دولت باقی ماند.

افکار عمومی عاملان موفقیت و شکست پروژه‌های سینمایی

جمال ساداتیان* در هر واژه‌ مفاهیمی‌مستتر است، بنابراین زمانی که ما از صنعت سینما سخن ‌می‌گوییم از یک پروسه صفر تا صد صحبت می‌کنیم که قطعا از لحاظ اقتصادی باید فرمولی برای آن وجود داشته باشد.

به عنوان مثال، زمانی که ما از صنعت سینما در کشوری مانند آمریکا سخن ‌می‌گوییم از این جهت است که این صنعت توسط بخش خصوصی اداره شده و یک سازوکار سرمایه‌گذاری در آن شکل گرفته که صفر تا صد آن را برعهده دارد. پس از وقوع انقلاب ما سعی در بازسازی سینما داشتیم و سعی کردیم با تزریق پول این کار را انجام دهیم. این سیاست نتایج مثبت و منفی خود را به همراه داشت، به این ترتیب که با این پول‌‌ها یک سری ژانرها ساخته شد، اما در مقابل سینمای مستقلی شکل نگرفت و شالوده آن متکی به دولت باقی ماند. به این ترتیب با تداوم اتکا به دولت، سینما از حالت اقتصادی که مشخصه یک صنعت است، خارج شد. از سوی دیگر زمانی که حمایت دولتی از محصولات انجام شد قاعدتا فرامین دولتی نیز برای محتوای آن شکل گرفت. در سینمای جهان یک کارگردان باید آن‌قدر توانایی داشته باشد که سوژه‌‌هایی نابی را ارائه کند تا تهیه‌کننده رغبت سرمایه‌گذاری روی آن موضوع داشته باشد، اما در ایران چون پول دولتی تزریق ‌می‌شود ما نه به توانایی کارگردان ‌می‌اندیشیم و نه به اینکه چه فیلم‌‌هایی ساخته شود.
این امر قاعدتا بی‌اعتمادی مخاطبان به سینما را به همراه خواهد داشت، زیرا نه کارگردان توانمند است و نه سوژه‌‌هایی که بر اساس آن ساخته شده، نیاز مخاطبان را برآورده کرده است.
در کنار این مشکلات نهادها متولی اکران هستند، در ایران نهادهایی نظیر شهرداری و حوزه هنری در ساخت و اکران فیلم‌ها نقش دارند. اهمیت این نهادها زمانی روشن می‌شود که ما این نکته را مدنظر قرار دهیم که بخش اعظم سینماها پس از انقلاب از بین رفته‌ و بخشی از آنها نیز در اختیار حوزه هنری قرار گرفته‌اند. اما متاسفانه این نهادها کاملا در اختیار سینمای ملی نیستند و به جای اینکه به رشد سینما فکر کنند به یک ابزار سیاسی تبدیل شده‌اند.
در این شرایط یک رقابت نابرابر میان تهیه‌کننده خصوصی و دولتی شکل گرفته است، به این ترتیب که ارگان‌‌های دولتی فیلم خود را ‌می‌سازند و امکان اکران فیلم‌شان را در سالن‌‌های مختلف دارند، چون فیلم دولتی است تیزر مجانی هم به آنها تعلق می‌گیرد و شهرداری نیز برای آنها بیلبورد می‌زند؛ این در حالی است که آنها می‌توانند حامیان مالی قدرتمندی نیز برای خود داشته باشند، برخی از آنها حتی بلیت مجانی هم در اختیار مردم می‌گذارند با این احوال ما شاهدیم که در اغلب موارد بازخورد مثبتی نیز از سوی مخاطبان دریافت نمی‌کنند. در مقابل تهیه‌کننده بخش خصوصی همه این موارد و پروسه‌ها را باید با هزینه خود انجام دهد بدون اینکه حمایتی دریافت کند یا حتی سالن‌ها به شکل کامل در اختیار او قرار بگیرند. با وجود تمام این محدودیت‌ها ما شاهدیم مخاطبان به فیلم خوب توجه می‌کنند و با وجود محدودیت‌های بی‌شمار، بخش خصوصی توانسته‌ است اعتماد عمومی را جلب کنند. از این جهت من معتقدم اعتمادسازی عامل موثری در رونق صنعت سینما در ایران است و مردم زمانی که با محصول ارتباط برقرار نکنند هزینه‌ای برای دیدن آن نمی‌کنند، برای شکل‌گیری این اعتماد کاهش ممیزی یک ضرورت است تا فیلم‌ها با فیلترینگ به داستان‌های بی سروته تبدیل نشده و جذابیت خود را از دست ندهند.
ما باید خط قرمزها را به شکل مشخصی تعریف کنیم و بین انشاء و دیکته تفاوت قائل شویم. به این ترتیب که به جای دیکته کردن موضوعات به کارگردان و سناریست این امکان را بدهیم که تراوشات فکری خود را داشته باشد و آن را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد. اگر بیننده با فیلم ارتباط برقرار کرد که تهیه‌کننده و دیگر عوامل فیلم نیز موفق شده‌اند و اگر غیر از این باشد پروژه به شکست منجر شده است. به نظر من افکار عمومی بهترین قاضی خواهد بود و ما نباید با فیلترهای بی‌شمار حق دیدن یک فیلم خوب را از مخاطب بگیریم.
* تهیه‌کننده

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن