زنان و امور خیریه
رویکرد همدلانه زنان را به فعالیتهای اجتماعی میکشاند
مریم رسولیان* فعالیتهای مردمنهاد یا خیریهای شامل فعالیتهایی میشود که اهداف اجتماعی داشته و در آنها کسب درآمد یا انتفاع شخصی مورد نظر نیست. در سازمانهای مردمنهاد و خیریهای، گروهی از مردم با هدف مشخص و در قالب یک ساختار منظم به فعالیت میپردازند و انگیزه یا هدف اصلی این فعالیتها، بهبود وضعیت اجتماع یا شرایط گروههای خاص مانند بیماران خاص، کودکان، فقرا و ... یا عموم مردم است، مانند فعالیتهای محیط زیستی یا آموزشهای عمومی. این فعالیتها جزو وظایف دولتها است برای ارتقای سطح زندگی مردم که دولتها قادر به پرداختن به آنها نیستند. حرفه به معنای داشتن مهارتی است که بتواند منجر به درآمد شود و مهمترین هدف حرفه، کسب درآمد جهت امرار معاش است. بعد از تامین نیازهای اولیه، نیازهای معنوی انسان مانند زیباییشناسی، تعلقهای گروهی و... رشد بیشتری میکند و بسیاری از افراد علاقهمند هستند در کنار فعالیت حرفهای خود یک کار اجتماعی و با اهداف نوعدوستانه داشته باشند. در نگاه اول، نقش شغل در تامین سلامت روانی و هویت اجتماعی افراد، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. اما وقتی با افرادی مواجه میشویم که فعالیتهای فراوان اقتصادی دارند و رنج و زحمت زیادی برای انجام فعالیتهای خود متقبل میشوند اما نیاز مادی ندارند، پی میبریم که شغل تامینکننده نیازهای مهم دیگری غیر از امرار معاش است. عرصه اشتغال و حضور اجتماعی سبب بروز توانمندی افراد، کسب اعتماد به نفس و روحیه همبستگی اجتماعی میشود. رونق فعالیتهای اجتماعی و برنامههای خیریه در یک جامعه، فرصتی برای ایجاد رشد و سلامت روانی و رفتاری افراد جامعه فراهم میکند. در زندگی روزمره خود با افراد زیادی روبهرو میشویم که تمایل یا بهتر بگویم نیاز وافری برای انجام یک فعالیت اجتماعی دارند؛ اما فرصت یا امکان دستیابی به این موقعیت را ندارند. شغل، کار خیریه یا فعالیتهای اجتماعی منجر به ایجاد تعلق گروهی و هویت اجتماعی مثبت به همراه هدفمندی زندگی میشود. وقتی به ساختار جنسیتی سازمانهای مردمنهاد در ایران نگاه میکنیم، درمییابیم که زنان در این سازمانها در مقایسه با فعالیتهای تولیدی اقتصادی صرف، حضور پررنگتر و چشمگیرتری دارند و سازمانهایی مثل «محک»، «کهریزک»، «شورای کتاب کودک» و ...، بنیانگذاران زن داشته و به نام آنان شناخته میشوند. آیا میتوان گفت زنان در امور خیریه فعالتر از مردان هستند؟ پاسخ این سوال را به راحتی نمیتوان داد؛ اما میتوان گفت درصد زنان فعال در مدیریت امور خیریه نسبت به کارهای تولیدی اقتصادی بیشتر است. اصولا زنان به دلایلی بیشتر درگیر فعالیتهای اجتماعی میشوند: اول اینکه، دیدگاه احساسی و همدلانه به مشکلات دیگران دارند، در نتیجه درک مناسبتری از مشکلات دیگران دارند و ضرورت و نیاز دیگران را بهتر میفهمند. دوم اینکه مردان با دیدگاههای سنتی، کار کردن زن و کسب درآمد او را خلاف مردانگی خود دانسته و با کار کردن همسر خود دچار تعارض میشوند. در چنین شرایطی پرداختن زنان به امور خیریه قابلتحملتر است. سوم اینکه در شرایطی که مرد از شرایط اقتصادی خوبی برخوردار باشد، کسب درآمد زن جایگاهی در زندگی مشترک ندارد، اما نیاز به مفید بودن و حضور در اجتماع برای زن وجود دارد و این یک نیاز فراگیر بشر است. چهارم، با افزایش سطح تحصیلات زنان، کاهش تعداد فرزندان و افزایش امکانات حاصل از صنعتی شدن، زنان وقت آزاد بیشتری دارند. در چنین شرایطی زنان برای حفظ تعادل بین رضایتمندی خود و همسر به راه سوم که فعالیتهای خیریهای است رو میآوردند. در این فعالیتها همواره افراد دارای قابلیت و انگیزه بالا رشد کرده و تغییرات بزرگی در زمینه فعالیت خود به وجود میآورند و خدمتی به خود و جامعه ارائه میدهند. فعالیت زنان در امور خیریه بازی برد- برد است. * عضو هیات مدیره مجتمع نیکوکاری «رعد»