خودباوری زنانه بر پایه عشق و رنج
<p> زهرا رحیمی* دکتر «ناتائیل براندن»، دکترای روانشناسی بالینی، در کتاب خود درباره خودباوری زنان، خودباوری را متشکل از دو جزو کارآمدی و عزت نفس تعریف میکند که به نوعی، بالا بودن اعتماد به نفس و اعتقاد به خویشتن را در برمیگیرد. سخن گفتن از ارتباط خودباوری با جنسیت برای کسانی که حداقل در محیط خانه خود با تبعیض جنسیتی مواجه نبودهاند، چندان ملموس نیست. شاید گروه بزرگی از زنان موفق را در جامعه، افرادی تشکیل دهند که در خانوادههای روشنفکر و عاری از نگاه جنسیتی به فرزندان دختر و پسر بزرگ شدهاند. </p>
زهرا رحیمی* دکتر «ناتائیل براندن»، دکترای روانشناسی بالینی، در کتاب خود درباره خودباوری زنان، خودباوری را متشکل از دو جزو کارآمدی و عزت نفس تعریف میکند که به نوعی، بالا بودن اعتماد به نفس و اعتقاد به خویشتن را در برمیگیرد. سخن گفتن از ارتباط خودباوری با جنسیت برای کسانی که حداقل در محیط خانه خود با تبعیض جنسیتی مواجه نبودهاند، چندان ملموس نیست. شاید گروه بزرگی از زنان موفق را در جامعه، افرادی تشکیل دهند که در خانوادههای روشنفکر و عاری از نگاه جنسیتی به فرزندان دختر و پسر بزرگ شدهاند. هنگامی که تبعیضی در مورد یک ویژگی رخ نداده است، این ویژگی در ذهن متمایز نمیشود. بنابراین زنی که در چنین محیطی بار آمده باشد، بهطور طبیعی خود را لایق کلیه جایگاهها و مراتبی میداند که در جامعه پتانسیل آن بهطور بالقوه وجود دارد و دارای اعتماد به نفس ذاتی در جامعه است. اما این قضیه کل ماجرا نیست؛ دسته دومی از زنان موفق وجود دارند که به دلیل تجربه انواع تبعیضهای اجتماعی، سرمایه زندگیشان کولهباری از رنجها است. من یکی از این بانوان توانمند را به چشم خود در جمعیت امام علی(ع) دیدهام. دختری که ساکن یکی از پُرمُعضلترین محلات تهران بود. در کودکی پدرش او را مجبور کرده بود برای تهیه مواد مخدر، نزد موادفروشهای فاسد منطقه برود و گاه برای تهیه سهمیه مواد پدرش، ساعتها مورد آزار قرار گیرد، در نهایت هم با ضرب و شتم پدر مواجه باشد. خانهای که محل آرامش است، برای او محل استرس بود. پدری که از هر آواره معتادی پول میگرفت تا شب به آنها پناهی برای استفاده از مواد بدهد. دختری که در کودکی با برداشتن ۱۰ تومان ۱۰ تومان از سهمیه ۱۰۰۰ تومانی پول مواد پدر، برای برادرانش نان میخرید و در حالی که خواهر کوچکش را به پشت بسته بود، کتاب درسش را در دستان کوچک و نحیفش میگرفت و با این درس خواندن شاگرد اول کلاس میشد. یک بار نقل کرد: «همیشه عطش درس خواندن داشتم و به حال بچههایی که کتابشان را بیهیچ دغدغه به دست میگیرند و در اتاق راه میروند و درس میخوانند، غبطه میخوردم.» او هماکنون ازدواج کرده و مادر است. هماکنون بچه خود را به آغوش میگیرد و کتابهای مقطع لیسانسش را ورق میزند و قدر هر دقیقه وقت برای خواندن آن را میداند؛ اما داستان به اینجا ختم نمیشود؛ او بنیانگذار طرحی است که نگذارد کودکیهای کودکان دیگر در دهها محله جرمخیز در تهران و شهرستانها بر باد رود. او نمونهای است از یک دختر که رنجهای کودکیاش تنها سرمایه خودباوریاش است. اعتماد به نفس نسرین بالاست؛ چرا که اطمینان دارد تحمل انواع رنجها و سختیهای این جهان را دارد و چیزی نیست که او را بترساند. او سیاهی را تجربه کرده و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. او هماکنون توانسته انگیزههای بالایی برای مادرش که درگیر اعتیاد است، ایجاد کند. تمام دختران مدرسهنرفته و درسنخوانده هممحل، حالا نسرین را میشناسند و او را ملجأ و پناه خود میدانند. او به خودِ اصیل خود باور دارد. خودی که خودش کسب کرده و روی پاهای خودش آجر به آجر آن را از دردهای کودکیاش ساخته است. برای او به دست آوردن هر چیز در این دنیا ممکن به نظر میرسد؛ زیرا بزرگترین ناممکن را ممکن کرده است. ققنوسوار از میان آتش خیز برداشته و برای آینده کودکان ایرانزمین پرواز پیشه کرده. ما همه به احترامش کلاه از سر برمیداریم؛ این است زن توانمند ایران ما! * مدیرعامل جمعیت امام علی (ع)