سه ویژگی نهادهای مدنی موفق
<p> فیروزه صابر* در شرایطی که شاید هنوز فاصله زیادی با ایجاد شرایط مساعد برای مشارکت اقتصادی زنان در کشورمان داریم، بستر نهادهای مدنی فرصتی است برای حضور زنان تا به عنوان عنصر موثر و دارای اراده اجتماعی ایفای نقش کنند. به همان نسبت، خود زنان نیز در فراهم ساختن این بستر سهم تعیینکنندهای دارند. اما طبیعتا استمرار نقشآفرینی زنان در نهادهای مدنی، مستلزم پایداری فعالیت خود این نهادها خواهد بود و عوامل متعددی در شکلگیری، بقا و پایداری این تشکلهای مردمی تاثیرگذار هستند که در مجموع سه پارامتر در این فرآیند نقش حیاتی دارند: اول) خودانگیختگی در شکلگیری: از جمله عوامل ثبات در نهادهای مدنی، انگیزهمندی و خودجوشی و دغدغهدار بودن تیم تشکیلدهنده و در ادامه اعضای آن نهاد است. </p>
فیروزه صابر* در شرایطی که شاید هنوز فاصله زیادی با ایجاد شرایط مساعد برای مشارکت اقتصادی زنان در کشورمان داریم، بستر نهادهای مدنی فرصتی است برای حضور زنان تا به عنوان عنصر موثر و دارای اراده اجتماعی ایفای نقش کنند. به همان نسبت، خود زنان نیز در فراهم ساختن این بستر سهم تعیینکنندهای دارند. اما طبیعتا استمرار نقشآفرینی زنان در نهادهای مدنی، مستلزم پایداری فعالیت خود این نهادها خواهد بود و عوامل متعددی در شکلگیری، بقا و پایداری این تشکلهای مردمی تاثیرگذار هستند که در مجموع سه پارامتر در این فرآیند نقش حیاتی دارند: اول) خودانگیختگی در شکلگیری: از جمله عوامل ثبات در نهادهای مدنی، انگیزهمندی و خودجوشی و دغدغهدار بودن تیم تشکیلدهنده و در ادامه اعضای آن نهاد است. در این حالت است که عزم تحقق آرمانهای آن نهاد، درونی خواهد شد و آسیبپذیری را، حتی در شرایط سخت و دشوار اجتماعی به حداقل میرساند. این عامل در جامعه زنان که نیاز بیشتر به تقویت خودباوری و خودانگیختگیهای اجتماعی دارند بس حائز اهمیت است. دوم) توسعه حرفهای در مسیر مشخص: پویایی و توفیق هر نهاد به میزان توسعه فردی اعضا و توسعه سازمانی وابسته است. توسعه حرفهای برای هر نهادی هویتساز است و هم برای فرد و هم سازمان، بالندگی میآورد. هر نهاد در مسیر بقای خود معدلی را در جامعه به ثبت میرساند و البته در مراحل مختلف فرآیند توسعه این معدل دستخوش تغییر نیز خواهد شد. نزدیک شدن هر عضو به این معدل در درون هر نهاد و تلاش برای برتری نسبت به آن، موقعیتی را برای آن نهاد فراهم خواهد ساخت تا در مسیری صحیح حرکت کند. این فضا کمک خواهد کرد تا مفهوم توانافزایی در عمل شکل گیرد. سوم) تاثیرگذاری اجتماعی اهداف و فعالیتها: اثربخشی اهداف و عملکرد هر نهاد مدنی، موقعیت تثبیتکنندهتری را برای آن نهاد در سطح جامعه فراهم خواهد کرد؛ چرا که باعث میشود نتایج و خروجی برای همگان ملموس و محسوستر باشد. این عامل سبب خواهد شد تا اعضای درون آن نهاد به شناخت بیشتری از نیازها و مطالبات مشترک دست یابند و به تدریج در شکلگیری شبکههای اجتماعی نقش موثر داشته باشند. بررسی تجارب نهادهایی که این مسیر را بهرغم سختیهای راه طی کردهاند، فرصتی را پیش روی جامعه زنان قرار میدهد تا از طریق نهادهای مدنی توسعه حضور اجتماعی خود را محقق سازند. برای مثال، «انجمن زنان کارآفرین» با برخورداری از حدود ۹ سال تجربه تا حدودی توانسته است سه عنصر فوق را درخود تقویت کند. هرچند که هنوز گامهای دیگری را باید طی کند، اما در عملکرد آن میتوان مشخصههای زیر را مشاهده کرد: • شکلگیری براساس نیاز و ضرورت با هدف توانافزایی خود و ترویج تفکر کارآفرینی در میان دختران به ویژه فارغالتحصیلان دانشگاهی • کشف و شناخت استعدادها در درون و نیز بیرون از دایره انجمن و انتقال تجارب به نسل جوان • توسعه مفهوم کارآفرینی زنان در جامعه از طریق الگوسازی • کمک به شکلگیری شبکه زنان کارآفرین • کمک به تثبیت موضوع کارآفرینی و کسب و کار زنان در نهادهای سیاستگذار، بهرغم در اولویت نبودن موضوع اشتغال زنان در نگاه و باور آنان بیشک تلاش وسیعتری برای تعمیق این آثار از سوی انجمن لازم است، اما تجربه فعالیت حدودا یک دههای این نهاد، تجربهای نسبتا موفق است که در نوع خود آموزههای مفیدی برای جامعه زنان ایرانی در بر دارد. * مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان