زمین با زنان جای بهتری برای زندگی است
<p> می گویند در جوامع ابتدایی زنان جایگاه بالاتری نسبت به مردان داشتند، از این رو بود که خدایان باستان در نقش الههها حاضر میشدند و هر کدام در مسند قدرتی خاص قرار میگرفتند، یکی زمین را در اختیار داشت و دیگری آسمان را. کائنات در اختیار این الهگان بود که خدایان مرد سربرآوردند، زنان به کنج خود پناه بردند و مسوولیتهای بیحقوق نصیب شان شد، ارسطو در تقسیم بندیاش زنان را از شهروندی محروم کرد و آنها را در کنار خیل بردگان گنجاند. مسیحیت که برآمد، پیروان سرسخت آیین جدید همچون گذشتگان زنان را شایسته بحث ندانستند و به امور مهم در باب نسبت رابطه شان با آسمان پرداختند، در میان زنان اما آنان که جسارت داشتند به جادوگری متهم شدند و در آتش مخالفان سحر و جادو سوختند. </p>
می گویند در جوامع ابتدایی زنان جایگاه بالاتری نسبت به مردان داشتند، از این رو بود که خدایان باستان در نقش الههها حاضر میشدند و هر کدام در مسند قدرتی خاص قرار میگرفتند، یکی زمین را در اختیار داشت و دیگری آسمان را. کائنات در اختیار این الهگان بود که خدایان مرد سربرآوردند، زنان به کنج خود پناه بردند و مسوولیتهای بیحقوق نصیب شان شد، ارسطو در تقسیم بندیاش زنان را از شهروندی محروم کرد و آنها را در کنار خیل بردگان گنجاند. مسیحیت که برآمد، پیروان سرسخت آیین جدید همچون گذشتگان زنان را شایسته بحث ندانستند و به امور مهم در باب نسبت رابطه شان با آسمان پرداختند، در میان زنان اما آنان که جسارت داشتند به جادوگری متهم شدند و در آتش مخالفان سحر و جادو سوختند. کسانی هم بودند که برای برون رفت از وضع خویش به دیرها پناه بردند، آنجا که پای هیچ مردی نمیرسید و میشد زندگی بدون مردان را تجربه کرد. زنانی که در طبقه بالا بودند و نمیخواستند نه کنج دیرها باشند و نه یک زن صرف خانه دار، فعالیتهای اجتماعی را در سطوح مختلف آغاز کردند. برگزاری جلسههای خیریه و میهمانیهای روشنفکرانه از جمله این فعالیتها بود. این فعالیتها هم به زنان قدرت نقش آفرینی در خارج از خانه را میداد و هم وجههای به مردانشان در عرصه اجتماع میبخشید. اما اجتماعی که در آن زنان تنها در حد کارگزار مجالس مردانه باشند، چیزی نبود که نیمی از جامعه به آن رضایت دهند. آنها خواهان دنیای بهتر با مشارکت زنان بودند، این گروه با توجه به تجربه خود بیشتر جذب اموری شد که به خانه و طبیعت نزدیکتر بود. شاید از این رو است که امروز هم ما شاهد مشارکت بیشتر زنان در سازمانهای مردمنهاد و مبارزه با فقر، گرسنگی و آلودگی محیط زیست هستیم. گویا دنیای مردانهای که بهتر شدن زندگی را خطی و تعریف آن را پیشرفت و توسعه میدید، برای زنانی که قرنها درگیر انواع مشکلات ناشی از رویکرد بودند، کفایت نمیکرد و آنان آمدند تا زمین بهتری را برای ساکنانش به ارمغان آورند.