آموزش مدرن، پیشنیاز اقتصاد مدرن
<p> میثم هاشمخانی * دستکم دو دهه است بخش اعظم اقتصاددانان تاکید دارند که ورود دولت به دو حوزه «آموزش» و «سلامت» ضروری بوده و در مقابل ورود دولت به سایر عرصههای اقتصادی باید تا حد ممکن محدود شود. به این ترتیب سیستم آموزشی مدرن و نیز سیستم مدرن بیمه درمانی و سلامت، پیشنیاز مهم تحقق اقتصاد مدرن و شکوفا ارزیابی شده و لذا بخش بزرگی از بودجه دولت در اقتصادهای پویای دنیا به این دو بخش اختصاص مییابد. هماکنون وجود مدارس دولتی بسیار مجهز در کنار وجود کادر آموزشی توانمند و متخصص به جزء کلیدی اقتصادهای پویا و مدرن تبدیل شده است. </p>
میثم هاشمخانی * دستکم دو دهه است بخش اعظم اقتصاددانان تاکید دارند که ورود دولت به دو حوزه «آموزش» و «سلامت» ضروری بوده و در مقابل ورود دولت به سایر عرصههای اقتصادی باید تا حد ممکن محدود شود. به این ترتیب سیستم آموزشی مدرن و نیز سیستم مدرن بیمه درمانی و سلامت، پیشنیاز مهم تحقق اقتصاد مدرن و شکوفا ارزیابی شده و لذا بخش بزرگی از بودجه دولت در اقتصادهای پویای دنیا به این دو بخش اختصاص مییابد. هماکنون وجود مدارس دولتی بسیار مجهز در کنار وجود کادر آموزشی توانمند و متخصص به جزء کلیدی اقتصادهای پویا و مدرن تبدیل شده است. در دهها کشور دنیا، مدارس ابتدایی حتی در دورافتادهترین مناطق کشور هم از معلمان متخصصی با دستمزدهای بالا و نیز محیط آموزشی پویا و پرنشاط و جذابی برخوردارند؛ مدارسی که نقشی کلیدی در شکوفاسازی قوه خلاقیت و تواناییهای مختلف کودکان داشته و سنگ بنایی محسوب میشوند برای شکلگیری یک سرمایه انسانی باکیفیت و خلاق به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی پایدار و مستمر. در این کشورها پرداخت بودجه دولتی سنگین برای چنین سیستم آموزش پرهزینهای بسیار عادی ارزیابی میشود و در مقابل اختصاص بودجه دولتی مثلا برای راهاندازی یک شرکت تولیدکننده آبمیوه، امری کاملا غیرعادی! در ایران اما، متاسفانه هنوز هم درست عکس این مساله مشاهده میشود. مثلا اسفندماه سال گذشته و در اوج کمبود بودجه ناشی از تحریمهای نفتی و رکود اقتصادی، دولت بودجهای ۶۶۰۰ میلیارد تومانی را به عنوان «یارانه عیدانه» برای پرداخت نقدی به خانوارهای ایرانی در نظر گرفت؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از مدارس مناطق محروم کشور نه تنها فضای دلگیر و کهنه و افسردهکنندهای دارند، بلکه حتی به دلیل فرسودگی شدید از حداقلهای امنیتی نیز برای کودکان ایرانزمین برخوردار نیستند [۱]؛ اوضاعی که در بالا رفتن نرخ کودکان و نوجوانان خارج از چرخه تحصیل موثر بوده و استمرار نرخ بالای بیسوادی و کمسوادی در جامعه ایران را تشدید میکند [۲] به عنوان یک مثال دیگر، درست در شرایطی که انبوهی از طرحهای ارتقادهنده وضعیت «آموزش عمومی» و نیز طرحهای ارتقادهنده «سلامت و درمان» کشور مدتها است که صف انتظار برای دریافت بودجه هستند، بخش عمده انرژی ذهنی مدیران اجرایی ارشد کشور صرف چانهزنی در مورد میزان بودجه اختصاصیافته برای فروش دلار ارزان به متقاضیان سفرهای خارجی یا تقسیمبندی بودجه مربوط به پرداخت وام بدون بهره به فعالان اقتصادی مختلف یا بررسی دخل و خرج شرکتهای دولتی تولیدکننده آبمیوه و نمک خوراکی و بند کفش و امثالهم میشود. یا در اوضاعی که برخی طرحها و لوایح مربوط به بهبود «کیفیت آموزش» در کشور (از ارتقای کیفیت محتوای آموزشی گرفته تا ارتقای کیفیت امکانات سختافزاری مدارس دولتی، استانداردسازی مدارس مناطق محروم کشور و ...) سالها است در انتظار بررسی توسط مجلس و هیات دولت هستند، بخش عمده انرژی مدیران اجرایی ارشد کشور صرف این مساله میشود که مجوز واردات فلان کالا به کدام گروهها داده شود و تعرفه واردات کدام کالاها به طور ناگهانی زیاد شود و تعرفه واردات کدام کالاها به یکباره صفر شود! خلاصه آنکه در ایران امروز، شاهد حضور حداقلی دولت در دو حوزه «آموزش عمومی» و «بهداشت و سلامت عمومی» و در همان زمان حضور حداکثری دولت در تولید و توزیع انواع کالاها هستیم؛ فکر و ذکر مدیران ارشد کشور عمدتا بر انبوه جلسات برای تغییر مداوم بخشنامهها و آییننامهها و مقررات کسبوکار متمرکز است و بخش بزرگی از بودجه دولتی نیز صرف راهاندازی سازمانهای عریض و طویل متعددی میشود که تنها کارشان معطلسازی چندماهه و بعضا چندساله کارآفرینان برای دریافت انواع مجوزهاست. نتیجه آنکه اگر میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که «چه زمان اقتصاد ما وارد مسیر حرکت به سمت اقتصادی پویا و شکوفا میشود؟» باید ابتدا به این پرسش پاسخ دهیم که «چه زمانی اندکی از فکر و ذکر مدیران اجرایی ارشد کشور به کیفیتبخشی به سیستم آموزشی کشور معطوف خواهد شد؟» به این امید که دولت جدید، به تدبیری موثر در این حوزه بپردازد. ارجاعات: [۱]: درست در زمان تصمیم دولت به پرداخت «یارانه عیدانه»، دنیای اقتصاد در دو «پرونده ویژه» (چهارشنبه ۲۵ بهمن و چهارشنبه ۲ اسفند ۹۱) به امکانسنجی طرح «ارائه وعده غذایی رایگان در مدارس مناطق محروم کشور» پرداخت؛ طرحی که در حدود ۶۰ کشور دنیا با هدف «افزایش پوشش تحصیلی کودکان در مناطق محروم» و نیز «کنترل ریسک سوءتغذیه در میان کودکان محروم» اجرا میشود و بودجه تخمینی اجرای آن در ایران برای مدت هشت سال، در حدود بودجه «یارانه عیدانه» بود! [۲]: براساس نتایج سرشماری ۱۳۹۰ کل کشور، در میان ایرانیان بالای ۱۵ سال، حدود ۲۰ میلیون و ۸۵۰ هزار نفر یا بیسوادند یا تحصیلاتی در حد ابتدایی دارند. * m.hashemkhany@gmail.com