چهار خواسته «محیط زیست» از دولت بعد
آمایش سرزمین با نگاه زیست محیطی، برنامهریزی برای پیشگیری از بحران کمآبی، احیای مناطق حفاظتشده محیط زیستی، ارتقای شأن سازمان محیط زیست
میترا البرزیمنش* تب انتخابات ریاستجمهوری در کشور بالا گرفته است. مردم چشمانتظار برنامههای کاندیداهای ریاستجمهوری آینده هستند تا آن را پایه قضاوت خود قرار دهند. مردم میخواهند بدانند آیا این برنامهها و سیاستگذاریها، میتوانند کشور را در زمینههای گوناگون به جهت صحیح هدایت کنند و گره از مشکلات بگشایند؟ سخن از حل عاجل مشکلات نیست، زیرا برخی از مشکلات آنچنان پیچیده شدهاند که به سالها تلاش برای حل شدن نیازمند هستند. اما جهتگیری برنامهریزیها و سیاستگذاریها خود گویای دیدگاههای کاندیداها است. یکی از مهمترین زمینههایی که باید کاندیداهای ریاستجمهوری آینده نظرات و برنامههایش را در باب آن بیان کنند، محیط زیست کشور و نحوه برخورد با آن است. نیندیشید که سخنی به گزاف گفتهام، زیرا دیگر دوران لوکس و مزاحم خواندن محیط زیست سپری شده است. دیگر مشکلات محیط زیستی که بر اثر بیتوجهی به آن ایجاد شده، به معضلات روزمره مردم بدل شده است. مشکلاتی مانند کمآبی دریاچه ارومیه وهامون و رودخانههای کارون و زایندهرود و مشکلات ناشی از آن در اشتغال و زندگی مردم یا مسائلی مانند آلودگی هوای کلانشهرها و ریزگردها و تاثیر آن بر سلامت مردم و بسیاری مسائل دیگر نشان میدهد که محیط زیست بستر و مادر اقتصاد، سلامت، اشتغال، تولید، خدمات و رضایت از زندگی است. به این ترتیب، اگر کاندیدایی به محیط زیست کمتوجهی کرده و برنامهها و سیاستهای خود را در این زمینه بیان نکند، نشان از بیتوجهی او به بستر اصلی فعالیتش در دوران ریاستجمهوری است. تفکری که به محیط زیست نیندیشد و از قانون زمین آگاهی نداشته باشد، آیندهنگر نیست. نتیجه اینگونه نگاه، ایجاد مشکلات عدیدهای است که امروزه شاهد آن هستیم: آلودگی مرگبار هوای کلانشهرها، هجوم ریزگردها، خشکیدن منابع آبی تالابی و رودخانهها و منابع ارزشمند آب زیر زمینی و فرونشست آبخوانها و دشتهای زراعی، آلودگی منابع خاک و آب، کویرزایی و خلاصه از دست رفتن اشتغال، سلامت و شادابی و رفاه مردمان. سخن را به درازا نمیکشم، فقط به چهار مورد که میتواند از مهمترین مسائل محیط زیستی کشور باشد اشاره میکنم. اینها گوشهای از توقعات محیط زیست کشور از رییسجمهور آینده از نگاه دوستداران سلامت، اشتغال، رفاه و اساس تامینکننده آنها یعنی محیط زیست و منابع طبیعی از کاندیداهای ریاستجمهوری آینده است. ۱. برای برنامهریزی صحیح محیط زیستی، در درجه اول نیازمند طرح آمایش سرزمین هستیم تا بدانیم چه فعالیتی در کجا باید یا نباید صورت گیرد. مثلا فعالیتها و اقداماتی که در کویر، کوهستان، ساحل دریای خزر یا خلیج فارس و ... برنامهریزی می شود چه تفاوتی با یکدیگر دارد؟ این تفاوتها چیست؟ چه فعالیتی در چه مکانی مجاز و مناسب است؟ این مطالعات سالهاست در دست اقدام بوده اما همچنان نیمهکاره است. همین امر موجب آلودگی، نابودی و اتلاف بسیاری از منابع و سرمایههای این کشور شده است. انجام این مطالعات از برنامهریزیهای سلیقهای نادرست که بدون توجه به اثرات دراز مدت و با تغییرات مدیران صورت میگیرد، جلوگیری میکند. ۲. برنامهریزی جامع منابع آب کشور با استفاده از تجارب ناموفق گذشته باید مورد بازبینی اساسی قرار گیرد. ایران در کمربند خشک جهان قرار گرفته است و با خطر بحران کمآبی مواجه است. متاسفانه مدیریت کنونی منابع آب کشور با تاکید بر سدسازیهای بیرویه و بدون توجه به تجارب ارزشمند تاریخی و سنتی مردم در زمینه استفاده بهینه از منابع آب، نه تنها به حفظ منابع آبی کشور کمک نکرده، بلکه منجر به خشکیدن تالابها و دریاچهها و آلودگی، شوری و کمآبی رودخانهها و افت شدید آبهای زیر زمینی شده است. ۳. کشورهای دنیا برای حفاظت از ارزشهای زیستی خود حداقل۱۰ درصد از سرزمین را به عنوان مناطق حفاظت شده اعلام میکنند و کشورهایی مانند ژاپن این عدد را به ۱۷درصد رساندهاند. این در حالی است که در ایران همین ۱۰ درصد دائما در معرض تهدیدهای غیرقانونی و تصاحب قرار گرفته است. مناطق حفاظتشده در حفاظت از منابع آبی، خاک، پوشش گیاهی، جنگلها، تنوع زیستی و پژوهشهای علمی و گردشگری و حفاظت از سلامت مردم، ارزشی بدون جایگزین هستند. این درحالی است که در سالهای اخیر سطح حفاظت از این مناطق به شدت کاهش یافته و واگذاری این اراضی به بهانههای گوناگون صورت گرفته است. ۴. ریاست سازمان محیط زیست با توجه به اهمیت بسیار زیاد آن باید از متخصصین محیط زیست و دارای سابقه در سازمان محیط زیست و اصطلاحا خاکخورده محیط زیست باشد. ریاست این سازمان به دلیل مواجهه با سازمانها و ادارات گوناگون باید از تخصص، تبحر و تجربه بالا در عرصه تخصصی خود برخوردار باشد تا بتواند با درک درست از مفهوم محیط زیست به حفاظت از ارزشهای محیط زیست کشور اقدام کند. در انتخاب وزرا، مسوولان و مدیران نیز دوراندیشی و آشنایی به قانون زمین و آینده طبیعت و تاثیر پدیدههای طبیعی بر یکدیگر میتواند در تصمیمگیریهای سالم برای حفاظت از منابع طبیعی کمک شایان توجهی باشد. شاید به این ترتیب شاهد اظهار نظرهایی نباشیم که خواهان خوردن چهار حیوان باقی مانده در منطقه بود. موارد بیانشده فوق، زیر بنای خواستههای محیط زیستی و کمینه نیازهای عاجل محیط زیستی کشور هستند که توجه به آنها در برنامههای ریاستجمهور جدید، میتواند موجب آبادانی و حفاظت از منابع کشور باشد. *مدیرعامل انجمن «پایشگران محیط زیست»