آغاز و پایان کارخانه «وطن»
<p> گروه تاریخ اقتصاد- کارخانه نساجی «وطن» جزو نخستین کارخانههای مدرن نساجی در کشور بوده که در سال ۱۳۰۴ بنیان نهاده شد. حاج محمدحسین کازرونی، تاجر معروف و عطاءالملک دهش پایهگذاران این کارخانه بودند که ماشینآلات مورد نیاز را از آلمان خریداری و با دشواریهای بسیار به ایران آورده و به اصفهان حمل کردند. هر چند امروز از این کارخانه نشانی نمانده است، اما در اینجا به نقل از روزنامه «اخگر» شرح راهاندازی این کارخانه را میخوانید: در مدت یک سال و کسری بنای کارخانه به اتمام رسید. بدوا موتورهای محرکه و لوکومبیل کارخانه در وسط بنا کار گذارده شد و پس از آن ماشینهای ریسمانتابیو حلاجی سوار شده و در اسد ۱۳۰۴ به کار افتاد. </p>
گروه تاریخ اقتصاد- کارخانه نساجی «وطن» جزو نخستین کارخانههای مدرن نساجی در کشور بوده که در سال ۱۳۰۴ بنیان نهاده شد. حاج محمدحسین کازرونی، تاجر معروف و عطاءالملک دهش پایهگذاران این کارخانه بودند که ماشینآلات مورد نیاز را از آلمان خریداری و با دشواریهای بسیار به ایران آورده و به اصفهان حمل کردند. هر چند امروز از این کارخانه نشانی نمانده است، اما در اینجا به نقل از روزنامه «اخگر» شرح راهاندازی این کارخانه را میخوانید: در مدت یک سال و کسری بنای کارخانه به اتمام رسید. بدوا موتورهای محرکه و لوکومبیل کارخانه در وسط بنا کار گذارده شد و پس از آن ماشینهای ریسمانتابیو حلاجی سوار شده و در اسد ۱۳۰۴ به کار افتاد. ماشینهای نساجی و تکمیل هم متدرجا در مدت یک سال سوار شده و متدرجا مشغول کار شدند.
در این مدتی که مشغول ساختمان بنا و سوار کردن ماشینها بودند، به تدریج مابین آقای دهش و آقای کازرونی مشاجرات شرکتی شروع گردیده، و پیش از حصول فایده، علم مرافعه بر افراشته شد. آقای کازرونی از رساندن وجه خودداری نموده و آقای دهش هم در نتیجه فروش و گرو املاک و حتی سهم کارخانه نزد شریک خود دیگر چیزی نداشت. بالاخره در تهران به شاه، که در آن وقت وزیر جنگ بود، متوسل شده و مبلغ سی هزار تومان، به مساعدت آقای مدرس، اخذ نموده و کارخانه را تا اندازهای از بحران نجات دادند. مجددا این پول هم تمام شد، مشاجرات به حال خود باقی بود. مجددا آقای دهش به شاه متوسل و در این دفعه حواله شصت هزار تومانی گرفت. ولی آقای کازرونی از پرداختش، به عنوان این که «خودم این مبلغ را خواهم داد» مانع شد. شرکا به اصفهان آمدند، ولی پول پرداخته نشد و بالاخره کارخانه تعطیل و شرکا به تهران رفتند و در قصر سلطنتی با حضور امیر لشکر جنوب، دولتشاهی، حاجی امینالضرب، اسلامیه و چند نفر دیگر شرکت این دو نفر فسخ و آقای دهش با همه زحمات سهم خود را به آقای کازرونی واگذار نمود که در مدت معینی وجهش پرداخته شود و آقای کازرونی شروع به دادن وجه برای به راه انداختن کارخانه نموده، و کارخانه قروضش پرداخته شد، و بالاخره به راه افتاد. این کارخانه قادر است که پتوهای عالی و پارچههای زمستانی خوب تهیه نماید، ولی عجالتا فقط به بافتن پارچههای سربازی و پتوهای کم قیمت قشونی قناعت نموده است علت این قناعت، نداشتن متخصص فنی صحیح است که از عهده عملیات مفصل فنی برآیند... عجالتا چون این موسسه در اصفهان و اهالی این شهر خیلی امیدواریها از آن داشته و دارند، مجبوریم تذکرات ذیل را به صاحب این کارخانه بدهیم. در صورتی که مایل باشند اقدام به آن نمایند:
اولا این موسسه محتاج به یک محاسبات صحیح مرتب اداری منظم است. و با اصول درازنویسی سابق، اداره نمودن محاسبات موسسات جدیده غیر عملی است. در این موسسه مثل این است که اتومبیل را میخواهند با الاغ کشند و راه ببرند.
ثانیا معلمین و متخصصین آلمانی این کارخانه چند نفری هستند که از اصول علمیو عملی بیبهره ولی حقوق همان متخصص عالم را میگیرند و لازم است متخصصانی که دولت آلمان تصدیق تخصصشان کرده باشد استخدام نمایند.
ثالثا مواد اولیهای که برای کارخانه تهیه میشود باید تحت نظر اشخاص عامل بوده و به دست دلالان صحیحالعمل محصولات کارخانه به فروش رسد تا توجه مردم به آن موسسه جلب گردد.
رابعا کارخانه باید سعی نماید بهترین محصولات را از کارخانه بیرون دهد. نباید از ماشینی که ممکن است پتوهای ده تومانی بافت و مصرف هم دارد، پتوی دو تومانی بیرون داد.
منبع : روزنامه اخگر، آذر ۱۳۰۷