تحولات فولاد خاورمیانه
علی غفوری<br>خاورمیانه منطقهای است که به بزرگترین واردکننده فولاد در جهان مبدل شده است. هفته گذشته ۷۵ هیات در دهمین کنفرانس متالبولتن در دبی گردهم آمدند که تاکنون بزرگترین نشستی بوده است که در خاورمیانه برگزار شده و دلیل آن اهمیت این منطقه از نظر تجارت آهن و فولاد در سطح جهانی است.
علی غفوری
خاورمیانه منطقهای است که به بزرگترین واردکننده فولاد در جهان مبدل شده است. هفته گذشته ۷۵ هیات در دهمین کنفرانس متالبولتن در دبی گردهم آمدند که تاکنون بزرگترین نشستی بوده است که در خاورمیانه برگزار شده و دلیل آن اهمیت این منطقه از نظر تجارت آهن و فولاد در سطح جهانی است. پیام روشن و مشخص سمینار این بود که تولید فولاد در این منطقه پایین است بهطوری که تقاضای آن ۲۶میلیون تن و عرضه آن فقط ۱۵میلیون تن است و منطقهای با منابع سرشار و فراوان گاز و نفت از این نظر بسیار ضعیف عمل کرده است.
مسالهای که دستاندرکاران منطقه با آن دست به گریبان هستند این است که آیا خودکفایی در زمینه تولید فولاد هدف مطلوبی است. هدف یقینا جذابتر از آن است که دو یا سه ماه پیش قبل از رونق بازار کالاها بود. پروژهای فولادیساز حداقل ۲۴ ماه نیاز به زمان ساخت دارد و جای تعجب نیست که کمبود فولاد منطقه افزایش یافته است چون قبل از ۲۰۰۴ سرمایهگذاران نگران کمبود فولاد بودند.
مصرف فولاد در منطقه هماهنگ یا متوازن نیست و کشوری مانند دبی پس از سال ۲۰۰۲ به بزرگترین سایت احداث ساختمان مبدل شده و مصرف سرانه میلگرد آجدار در آن به رقم حیرتآور ۸۰۰ کیلوگرم رسیده است. در مکانهایی که رشد اقتصادی پایین بوده یا توسعهنیافته باشد معمولا مصرف سرانه فولاد زیر سطح میانگین جهانی آن است. بنابراین بهنظر میرسد که امارات متحده عربی محل خوبی است برای سرمایهگذاری در بخش تولید میلگرد ساختمانی و این همان هدفی است که بخش سرمایهگذاری صنایع فلزی روسیه اخیرا در این خصوص تصمیم گرفته است. اگرچه میزان مصرف در کویت رو به کاهش است ولی شواهد نشان میدهد که در سایر مناطق مانند ابوظبی، قطر و بحرین و عراق میزان آن رو به افزایش است.
در حال حاضر طرحهای توسعه زیادی در کشورهای حوزه خلیجفارس برای افزایش ظرفیت فولادسازیها در دست احداث است و مساله رسیدن به خودکفایی به چندین سال زمان نیاز دارد. اما بخشخصوصی رهبری این فعالیتها را بهعهده ندارد. اکثر طرحهای توسعه جدید توسط دولتها سرمایهگذاری یا اجرا میگردد، مانند واحد جدید مینیمیل آهن احیای مستقیم (DRI) که شرکت دولتی جنرال هولدینگ آن را در ابوظبی احداث میکند.
چرا در منطقهای که نیاز شدیدی به فولاد دارد بخش دولتی در آنجا سرمایهگذاری کند؟ بخشی از دلیل این موضوع کمبود مواد اولیه است. در این منطقه سنگ آهن فقط در ایران وجود دارد که این کشور نیز آن را برای مصرف داخلی خود برای تولید فولاد بهدلیل رشد شدید جمعیت نیاز دارد. برای ایجاد یک زیربنایی جهت رشد فولادسازی با بر روش DRI در کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، شرکت GIC کویت اتحادی را با شرکت سنگآهن MMX برزیل ایجاد نموده است که امکان توسعه ظرفیتهای گندلهسازی نوع DR را در منطقه میسر خواهد ساخت.
برخی از پروژههای DRI خلیج متوقف گردیده است چون آنان نمیتوانند تخصیصات دستیابی به گاز ارزان را تضمین نمایند. چون عرضهکنندگان آن را به قیمت بازارهای جهانی میفروشند که برای طرحها اقتصادی نیست. در منطقه خاورمیانه با وجود گاز ارزان که نیاز به فولاد آن روزافزون است، نمیتوان گفت پروژههای فولادسازی آن همواره سودده است.