فولادسازان هندی به دنبال توقف صادرات سنگ آهن

شماره روزنامه: ۱۱۳۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۹۴۶۶۵ بیشتر

دنیای اقتصاد- کمبود سنگ آهن برای مصرف داخلی هند موجب شده که این کشور با وجود درآمد خوب ارزی از این کالا، صادرات آهن را تقریبا ممنوع کند.

دنیای اقتصاد- کمبود سنگ آهن برای مصرف داخلی هند موجب شده که این کشور با وجود درآمد خوب ارزی از این کالا، صادرات آهن را تقریبا ممنوع کند. ممنوعیت برای صادرات سنگ آهن و کروم هند آغاز شده به‌طوری که وزیر فولاد این کشور در سال جاری ۳-۲میلیون تن صادرات آن را کاهش داده است. این کاهش موجب خواهد شد که آن دسته از شرکت‌های کوچک هندی که دارای معادن خصوصی نیستند بتوانند سنگ آهن خود را به‌راحتی تامین کرده و به تولید خود به‌طور مستمر ادامه دهند.

این تصمیم به‌نظر مهم می‌رسد چون تقریبا ۱۰۰ واحد تولیدی آهن اسفنجی در ایالات چاتیزگار اخیرا به‌دلیل کمبود سنگ آهن کیفی در بازار داخلی تولیدات خود را متوقف کرده و در نتیجه قیمت‌ها افزایش یافته است. بحران به وجود آمده در بازار داخلی بدین دلیل است که سازمان ملی توسعه منابع معدنی NMDC بخشی از سهمیه مصرف داخلی را به صادرات اختصاص داده است. واحدهای کوچک آهن اسفنجی مجموعا دارای ۵۰۰ کیلوگرم در سال ظرفیت مصرف هستند که با انحراف مسیر سنگ آهن به بازارهای صادراتی این واحدها فقط ۷۰ کیلو سنگ در اختیار خواهند داشت که می‌بایستی واحدهای خود را تعطیل کنند.

هند ۷۸میلیون تن سنگ آهن در سال گذشته مالی (آوریل - مارس ۲۰۰۶) صادر کرده است. حال آنکه مصرف داخلی آن ۴۸میلیون تن است. از کل این میزان صادرات، میزان صادرات سنگ آهن مرغوب فقط ۲۵درصد بوده است. عیار سنگ مرغوب بالای ۶۴درصد آهن است.

نکته مهم این است که شرکت‌های بزرگ فولادسازی هندی مانند جیندال استیل، صنایع اسپات دارای معادن اختصاصی نبود. بنابراین آنان نیز درخواست توقف صادرات سنگ را دادند. علاوه بر این شرکت RINL نیاز به سنگ آهن بیشتری دارد تا بتواند طرح توسعه خود را تغذیه نماید.

نمایندگان صنعتی معتقدند که طرح ناقص ممنوعیت صادرات کنونی نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. بورکرات‌ها و نمایندگان صنعتی می‌خواهند این ممنوعیت کامل باشد (برای سنگ آهن و کروم) که خود وزیر در گذشته حامی آن بوده است. صادرکنندگان هندی و اتحادیه‌های دولتی بسیار از درآمد ارزی حاصل از صادرات این محصولات منتفع شده‌اند که میزان آن سالانه به ۶۲۴۰میلیون دلار رسیده است. وزیر ممکن است به‌دلیل نداشتن درآمد ارزی دیگری با اکراه مانع صادرات سنگ آهن شود.

درخواست صنعت

صنعت فولاد هند به‌صورت یکپارچه خواهان حمایت از ممنوعیت‌های صادرات سنگ آهن است. وزیر فولاد می‌گوید اگر تحریم کامل صادراتی اعمال نشود پس از ۱۲۰ سال هیچگونه سنگ آهنی باقی نمی‌ماند. تخمین زده می‌شود که کل میزان ذخایر هند ۱۳۴۳۵میلیون تن باشد و در ظرف ۱۲۰ سال با میزان شدت استخراج کنونی ذخائر آن تمام خواهد شد. وزیر فولاد با توجیه تحریم صدور پیشنهادی اضافه کرد که ذخایر سنگ آهن به‌زودی احتمالا خاتمه یابد چون وزیر معادن پیش‌بینی می‌کند که صادرات در سال گذشته ۱۳درصد افزایش یافته است. علاوه بر این فولادسازان داخلی دارای طرح‌های توسعه متعددی مانند کارخانه‌ای جدید و توسعه واحدهای قدیمی هستند که مصرف سنگ آهن را در سال‌های آتی افزایش خواهد داد.

دولت ایالتی اوریسا که به تنهایی یک یادداشت تفاهم برای تولید ۷۰میلیون تن فولاد امضا کرده و از طرف دیگر دولت‌های ایالت‌های جاهارخند وچاتیزگار نیز در نظر دارند حدودا ۵۰میلیون تن فولاد تولید کنند. علاوه‌بر این فولادسازان هندی در نظر دارند واحدهای دیگری نیز در موقعیت‌های استراتژیکی مانند بنگال غربی (جیندال یک‌میلیون تن) و اتاپرداش (نویدا) احداث کنند. در‌حال‌حاضر جاهارخند و چایتزگار و اوریسا سه استان مهم فولادخیز هند هستند که مجموعا ۷۰درصد ذخائر سنگ‌آهن در آنجا قرار دارد. استان‌های اوریسا و جاهارخند هر کدام تقریبا ۲۵درصد (۴/۳میلیارد تن) از کل ذخائر سنگ‌آهن هند را در خود جای داده‌اند که پس از آن جاهارخند با ۲۰درصد (۷/۲میلیارد تن) قرار گرفته است.

نمایندگان بخش خصوصی شرکت‌های عمده فولادسازی هند یعنی تاتا و جیندال و مقامات دولتی استان‌ها از دولت مرکزی خواسته‌اند صادرات مواد اولیه را ممنوع نموده و به جای آن صادرات محصولات نهایی را برای درآمد بیشتر خواستار شده‌اند.

اقتصادی بودن پروژه‌های عظیم فولادسازی‌ها بستگی خواهد داشت به میزان ذخائر سنگ‌آهن، اگر دسترسی به ذخائر ارزان وجود نداشته باشد این پروژه‌ها مجبور خواهند شد آهن را به قیمت بازار آزاد تهیه کنند که در نتیجه اقتصادی بودن هر کدام از پروژه‌ها به خطر خواهد افتاد.

با وجود شرایط نامطلوب راه‌های ارتباطی بنادر و معادن، حمل‌و‌نقل جاده‌ای ۶۰درصد هزینه صادرات را در بر می‌گیرد و هم‌اکنون فقط از چهار بندر در هند استفاده می‌شود. از کل ۱۵-۱۴میلیون تن در سال از بنادر Halida و Paradip حدود ۱۰-۸میلیون تن از طریق جاده از معادن حمل می‌شود و هنوز شرایط جاده‌ای به بنادر ضعیف بوده و جاده‌ها به تدریج خراب‌تر می‌شوند. در نتیجه زمان حمل‌و‌نقل طولانی‌ است. مثلا برای طی ۳۲۵کیلو‌متر به بندر پارادیپ برای رفت و برگشت غالبا نیاز به هفت تا هشت روز زمان لازم است. علاوه‌بر این محدودیت‌های جدید وزنی بار یا تناژ نیز هزینه‌ها را بالا برده است. خطوط راه‌آهن نیز به دلیل اعتراضات محلی تعطیل گردیده است چون هزینه حمل بار آهن ۲۸دلار در هر تن بالاتر است. بنادر پارادیپ و هلدیا نیز نمی‌توانند کشتی‌های بزرگ (Capesize بالای ظرفیت ۱۲۵هزار dwt) را بپذیرند. در سیستم ناوبری ضعیف رودخانه Hooghly فقط کشتی‌های ۳۰-۲۵هزار تن امکان تردد دارند. در بندر پارادیپ شرایط اندکی بهتر است چون این بندر می‌تواند کشتی‌های ۶۵هزار تنی پاناماکس را با بار کامل بپذیرد، اما امکانات جابه‌جایی کشتی‌های Capsize در این بنادر وجود ندارد. فقط بندر ویزا خاپاتنام با فاصله ۸۰۰کیلومتری از معادن سنگ می‌تواند کشتی‌های بزرگ را بپذیرد که این فاصله زیاد نوعی عدم‌مزیت به این بندر داده است.

بنابراین دولت هند می‌بایستی به این گونه مشکلات توجه داشته باشد، دولت‌های محلی از شرکت‌های فولادسازی خواسته‌اند که راه‌های ارتباطاتی بین معادن و فولادسازی‌ها را ایجاد نمایند. با توجه به اینکه چین ترجیح می‌دهد سنگ آهن مورد نیاز خود را از هند بخرد ولی هندی‌ها به‌رغم نیازشان به کک یا زغال‌کک‌شو نتوانسته‌اند نیازهای خود را به گونه‌ای متقابل یا پایاپای از چین تهیه کنند. کشورهای آمریکا، چین و هند به ترتیب دارای ۲۵ و ۱۲ و ۶/۸درصد از ذخائر زغال‌کک‌شو در جهان هستند. در هند حدود ۹۳میلیارد تن ذخیره کک‌شو وجود دارد که ذخیره مرغوب آن فقط ۶/۴میلیارد تن است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن