ایران در نظام بینالملل
«جایگاه ایران در نظام بینالملل» عنوان میزگردی بود که هفته گذشته به دعوت دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. این میزگرد که با اهتمام و کوششهای دکتر محمود سریعالقلم استاد روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی تشکیل شد، در دو محور عمده جریانهای اصلی کشور را مورد توجه قرار داد. اقتصاد و سیاست به عنوان دو محور عمده و اساسی تصمیمگیریهای کلان کشور مباحث جدی این میزگرد بود.
«جایگاه ایران در نظام بینالملل» عنوان میزگردی بود که هفته گذشته به دعوت دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. این میزگرد که با اهتمام و کوششهای دکتر محمود سریعالقلم استاد روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی تشکیل شد، در دو محور عمده جریانهای اصلی کشور را مورد توجه قرار داد. اقتصاد و سیاست به عنوان دو محور عمده و اساسی تصمیمگیریهای کلان کشور مباحث جدی این میزگرد بود. دکتر ابوالقاسم هاشمی، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی و دکتر موسی غنینژاد استاد اقتصاد دانشکده نفت تهران دو استاد مدعو در حوزه اقتصاد بودند که در این جلسه شرکت داشتند. دکتر عبدالعلی قوام، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی و دکتر احمد نقیبزاده، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران استادان علوم سیاسی بودند که به این میزگرد دعوت شده بودند.
دکتر محمود سریعالقلم در ابتدای جلسه با توضیح و تشریح جایگاه ایران در نظام بینالملل اظهار داشت: هر جامعه کوچک جهانی با کلیت جهان معاصر تعریف میشود.
به همین جهت معیارهای ما ارزشها و متغیرهایی است که در کل جهان حاکم است، اگر ملاک و میزان تطبیق در داخل یک کشور تعریف شود، نگاهها و ملاکها هم داخلی خواهد شد. به عبارت روشنتر اگر معیار قضاوت ما در ارتباط با یک جامعه بر اساس نظامات داخلی باشد امکان توسعه و مقایسه فراهم نمیشود. مهم است که هر پدیدهای در سطح جهانی مقایسه شود. به همین دلیل است که برای بررسی جایگاه ایران در نظام بینالملل نیازمند بررسی زمینههای مختلف از جمله اقتصاد، سیاست و فرهنگ هستیم.
دکتر هاشمی اولین سخنران این میزگرد با یادآوری جایگاه ایران در تامین سوخت جهان گفت: جایگاه ایران در نظام بینالملل آن هم به جهت اقتصادی بسیار دشوار و پیچیده است. برای بررسی جایگاه ایران ما نیازمند ارائه یک تصویر کلی از جهان هستیم. اگر به لحاظ تولید انرژی به این مساله توجه کنیم، ایران جایگاه والایی در عرصه بینالمللی دارد. چرا که حدود ۱۰درصد از ذخائر نفت دنیا و بیش از ۱۴درصد ذخائر گاز دنیا را در اختیار دارد و صرفنظر از افزایش میزان تولید، این ذخائر میتواند افق بسیار روشنی برای ایران داشته باشد. اما اینها مهم نیست. این آمارها بنا به ظرفیتهای انسانی، کارکردهای سیاسی و تعاریف استراتژیک میتوانند تغییر یابند. اما مهم آن است که جایگاه خودمان را بشناسیم و بر اساس آن برنامهریزی کنیم. ما باید وضعیت کنونی خود را بشناسیم و بتوانیم در آینده حرکت درستی اتخاذ کنیم.
استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی در ادامه افزود: کشورهای هند (با یک میلیارد نفر جمعیت)، برزیل (۱۸۶میلیون نفر)، کره (۴۸میلیون نفر) هر کدام حدود ۷/۱درصد تولید جهانی را دارا هستند. آلمان با ۲۸/۱درصد جمعیت جهان در مقایسه با چین که ۲۰درصد این جمعیت را دارا است، درصد بیشتری از تولید جهانی را به خود اختصاص میدهد.
جالب آنکه در مقایسه ایران و ترکیه که تقریبا جمعیت یکسانی دارند، میزان تولید ترکیه حدودا دو برابر ایران است. این در حالی است که سوئیس ۴/۷میلیون نفری همان درصد از تولید جهانی را دارد که ترکیه ۷۲میلیون نفری و سرانجام ایالات متحده آمریکا، با ۶/۶درصد جمعیت جهان، ۲۸درصد تولید دنیا را در اختیار دارد.
دکتر هاشمی در بررسی موقعیت و شرایط ایران در بین دیگر کشورهای خاورمیانه یادآور شد: ایران با ۳۶درصد جمعیت منطقه، ۲۵درصد از تولید آن را داراست و اگر مصر و ترکیه را هم به این منطقه اضافه کنیم، سهم کشور ما از جمعیت منطقه ۲۰درصد و سهم تولید آن ۱۶درصد خواهد بود.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به معیار صحیح برای بررسی سطح استاندارد زندگی گفت: تولید سرانه اطلاعات دقیق و روشنی را برای تصویر واقعی سطح استاندارد زندگی ارائه نمیدهد. چرا، چون قدرت خرید یک دلار در کشورهای مختلف یکسان نیست. به عنوان مثال در ایالات متحده امریکا با یک دلار یک لیتر بنزین میخریم. اما در ایران با این مقدار پول میتوان ۱۱ لیتر بنزین خرید. بر همین اساس متغیر دیگری به نام «درآمد سرانه برابری قدرت خرید» مطرح میشود که قدرت خرید کشورها را با هم مقایسه میکند. وی این مقایسه و تعدیل را در دو جهت شدنی دانست و گفت: «یکی نرخ برابری دلار و دیگری کالاهایی که قابل مبادله نیستند. به این ترتیب درآمد سرانه ۷۷۰ دلاری ایران بعد از تعدیلسازی برابری قدرت خرید ۸۰۰۰ دلار دارد».
وی تصریح کرد: به استثنای چین و هند، هیچ جا این اختلاف فاحش بین این دو متغیر وجود ندارد. علت این اختلافات در ایران دلایل ساختاری دارد. یکی از آن دلایل ساختار تخصیص یارانهها است. در اقتصاد کلان میخوانیم که هر اندازه این ساختار یارانه قویتر باشد باعث میشود که تفاوت قیمتهای داخلی با قیمتهای جهانی افزایش یابد. بنابراین، این تفاوتها باعث میشود که ما برای ورود به اقتصاد جهانی دشواریهای سهمگینی داشته باشیم.
وی درخصوص روند جهانی شدن گفت: فرایند جهانی شدن یک روند ارزشی نیست که به جهت ارزشی درباره آن قضاوت کنیم. برخی از اندیشمندان در این سالها به شدت درباره جهانی شدن به مخالفت برخاسته و معتقدند که روند جهانی شدن کشورهای کوچک و ضعیف را از بقا ساقط میکند، برخی دیگر از اینان به شدت به مزایای آن میپردازند. اما واقعیت آن است که روند جهانی شدن همانند یک سیل است و اگر در برابر این سیل تدابیر و مصلحتهای عقلانی را لحاظ نکنیم بهشدت آسیب خواهیم دید. این روند فزاینده رشد تجارت جهانی و سرمایهگذاری خارجی از دهه ۱۹۸۰ میلادی آغاز شده و با شتاب ادامه دارد. یکی از مهمترین نشانههای آشکار جهانی شدن افزایش میزان تجارت خارجی است و معیار اندازهگیری آن را سهم مجموع صادرات و واردات در GDP هر کشور تعیین میکند البته این میزان درخصوص ایران با سایر کشورها تفاوت چندانی ندارد و درصد بالایی را هم نشان میدهد. اما نکته مهم این است که تجارت خارجی ایران همواره براساس صادرات نفت و واردات کالاها نشان داده شده است. دکتر هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود یادآوری کرد: در هر حال در کوتاهمدت و تا حدی بلندمدت وظیفه ایران تامین سوخت جهانی است و در بلندمدت همه مردهاند.
او در پایان گفت: همه باید بدانیم جهانی شدن، یک فرآیند با مکانیزم عقلی است که معیارهای ارزشی در آن چندان لحاظ نشده است، پس از فروپاشی کمونیسم، کشورهای شرق به اقتصاد مبتنی بر مکانیسم بازار روی آوردند و منطق آن را پذیرفتند. ما نمیتوانیم در جهانی شدن سهمی ایفا کنیم و در عین حال مخالف نظام بازار باشیم.
دکتر نقیبزاده، استاد علوم سیاسی دانشگاه، پیرامون بایدها و نبایدهای جایگاه ایران در نظام بینالملل گفت: ما نمیتوانیم بدون اتخاذ سیاستهای منطقی و کارآمد، در فرآیند جهانیسازی جایگاه مناسبی داشته باشیم.
کشورها در هر برهه و زمانی باید به یک گروه از کارشناسان و کارآزمودگان آشنا به روابط بینالملل مجهز شوند تا راه درست را از راه نادرست بازیابند، به این جهت که شرایط جهانی طی زمان تغییر خواهد کرد و عدم شناخت در وضعیت بینالمللی باعث میشود که فرصتهای مناسبی را از دست دهیم.
وی در ادامه خاطرنشان ساخت: از سالهای ۱۹۹۰ و روزهای حمله آمریکا به عراق آمریکاییها به دنبال ایجاد یک نظام تک قطبی بودند که در این نظام تک قطبی تمام مسائل بینالمللی تحت نظر اینان حل و فصل شود. این تلاش همچنان تا امروز ادامه دارد. اما با این همه جهان آنگونه که آمریکاییها در نظر دارند در حال شکلگیری نیست. جهان مخصوصا طی یک دهه اخیر به شدت به سمت چند قطبی شدن و منطقهای شدن پیش میرود. این وضعیت حتی به کشورهای بزرگ نیز سرایت کرده است. حتی کشورهای بزرگ و بینالمللی هم نمیتوانند به چنین جهان تک قطبی بیاندیشند.
بنابراین حتی کشورهای بزرگ جهان به سمت قطبهای منطقهای گرایش یافتهاند. ایران نیز اگر به دنبال نقشآفرینی است باید به ائتلافهای منطقهای بیاندیشد. دکتر نقیبزاده گفت: مهمترین آسیب جدی که ایران را از مسیر نقشآفرینی جهانی دور ساخته است تغییر چهار ساله دولتهای ما است و چون استراتژی واحدی وجود ندارد، بنابراین دولتها هر کدام یک مسیری انتخاب کرده و به راهی میروند. در نتیجه دنیایی را برای خود ساختهایم که تاوان زیادی برای آن خواهیم پرداخت. در این زیست جزیرهای مجبوریم که به حمایت چین دلخوش باشیم و دل به حمایت آن ببندیم. حمایتی که چندان اطمینان بخش نیست. او گفت: ایران برنامه سیاسی مدونی ندارد و خود را گرفتار بازیهای سیاسی کرده است که بسیار خطرناک است. ما طی این دو دهه عملکرد سیاسی مقبولی در جهان نداشتهایم. مثلا دشمن تراشیهای بیموردی که در گذشته با برخی از کشورها مانند عربستان داشتهایم هزینههای زیادی برای ما به دنبال آورده است. این دشمن تراشیها به لحاظ سیاسی سودی به دنبال نداشته است. در جای دیگر هم به همین صورت است.
دکتر موسی غنینژاد دیگر سخنران شرکتکننده در این مراسم با اشاره به جایگاه ایران در بین کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خاطرنشان ساخت: کشورهایی که در یک قرن اخیر توسعه و رشد خود را بر اساس منابع طبیعی قرار دادند، نتیجه مطلوبی عاید آنان نشد، کشورهای صادرکننده نفت از سالهای دهه ۸۰ تاکنون پیشرفت محسوسی نداشتهاند و درآمد حقیقی آنها ثابت مانده یا نزول کرده است. ایران هم در بین کشورهای صادرکننده نفت مستثنی از این قاعده نیست. بیاییم بررسی کنیم که طی ربع قرن اخیر چه رشد و توسعهای داشتیم؟
من معتقدم که اقتصاد دولتی شاید بزرگترین مانع توسعه اقتصاد ایران است. بنابراین تا زمانی که از دایره اقتصاد دولتی، بیرون نیاییم توسعه واقعی امکانپذیر نیست.
موسی غنینژاد در بخش دیگری ادامه داد: متاسفانه نقش ایران در مقایسه با کشورهای کوچک مثل امارات در صادرات نفت، رو به کاهش است و این کشور با ۶میلیون نفر جمعیت به اندازه ایران نفت صادر میکند.
او در مورد آینده صادرات نفت ایران، گفت: چون سرمایهگذاری کافی در ظرفیتسازی برای تولید بیشتر نفت خام نداشتهایم و با توجه به افزایش مصرف داخل، به نظر میرسد که سهم ایران در صادرات نفت در میان اعضای اوپک کاهش یابد.
استاد اقتصاد دانشکده نفت، در بخش دیگری از سخنانش گفت: بهرغم اینکه تقریبا ۱۵درصد کل ذخائر گاز دنیا را ایران در اختیار دارد، اما در حد کشوری مانند هلند که کمتر از یک درصد این ذخایر را دارد، تولید میکند.
دکتر موسی غنینژاد همچنان، افزود: اکنون کشورهای اروپایی از ترس وابسته شدن به گاز صادراتی روسیه نیازمند یک منبع مناسب هستند. ایران به لحاظ نزدیکی به اروپا امکانات بالقوه و پتانسیل بسیار زیادی برای صادرات گاز به اروپا دارد و اگر فضای بینالمللی مطلوب و مساعد باشد، اروپا تمایل زیادی برای سرمایهگذاری در صنعت گاز ایران دارد تا اینکه یک منبع تامین گاز مصرفی
غیر از روسیه را برای خود فراهم کند.
بنابراین تا زمانی که روابط بینالملل و سیاست خارجی موثری نداشته باشیم، اقتصاد ما به خصوص در عرصه نفت و گاز دچار تنگناهای زیادی خواهد شد و نخواهیم توانست نقش مناسب با توان خود را به خوبی ایفا کنیم. متاسفانه تحریمهایی را که تقریبا از حدود دهسال پیش بر ایران تحمیل شده، دستکم گرفتهایم، اما واقعیتها میگوید که این تحریمها و در نهایت تنگناها آثار زیانباری را برظرفیتسازی تولید نفتوگاز ما داشته است.
وی درخصوص جایگاه ایران در جامعه جهانی و ساختار جهانی شدن، گفت: ما در فرآیند جهانی شدن از مضار آن رنج میبریم. بیشتر به جهت رقابت شدیدی که وجود دارد، اما صادرکنندگان ما از محاسن آن سودی نبردهاند.
تقریبا بسیاری از تولیدکنندگان ایران از صنایع نساجی و ریسندگی تا تولیدکنندگان وسایل خانگی در برابر رقابت با کالاهای مشابه وارداتی که بخش بزرگی از آنها به صورت قاچاق است، دچار تنگنا شدهاند. در حالی که صادرکنندگان ما به عدم عضویت در WTO با سدهای گمرکی در بازارهای جهانی روبهرو شدهاند: میزان سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشور ما بسیار پایین است و آن بخش از بنگاهها و موسسات خارجی که در ایران به کار مشغولند، عمدتا دولت طرف تجاری آنها است.
اما نگرانی من شاید عمیقتر از این است. نگرانی که حاصل بیاعتمادی نسبت به نظام بازار و ارزشهای جهانی شدن است. این بیاعتمادی بخشی از ایدئولوژی حاکم بر اندیشه انقلابی ما است که آن هم متاثر از چپگرایی است. تا زمانی که در این ایدئولوژی تجدیدنظر نکنیم انزوای سیاسی و افول اقتصادی ما ادامه خواهد داشت.
دکتر عبدالعلی قوام، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در این میزگرد، گفت: ماهیت انقلاب اسلامی، یک ماهیت فرهنگی است و نمیتوان آن را با ساختار اقتصادی تحلیل کرد.
بنابراین هزینه و فایدههای سیاستمداران ایرانی از نوع فرهنگ و ایدئولوژی حاکم بر آن است و نه ضرورتا اقتصادی. به تبع این فضا، سیاست خارجی ما نیز به همین صورت است. سیاست خارجی ایران بهعلت خصوصیات ویژه گفتمانهای حاکم بر آن از نوع تدافعی با همکاری محدود است. البته این سیاست و جو حاکم بر آن ضرورتا نمیتواند انزواجویانه باشد، زیرا به لحاظ ژئوپولتیک و جغرافیای اقتصادی و نیز به جهت عضویت در جنبش عدم تعهد ناگزیر به حضور در عرصه جهانی و بینالمللی است.
با این وجود یک ذهنیت تاریخی در جامعه ما حاکم است که تعامل ما را با جهان غرب دشوار کرده است. ما خاطره خوشی از دخالت غرب در ایران نداریم، اما بسیاری از کشورهای خاور دور بهرغم اینکه مستعمره کشورهای غربی بودند، درحالحاضر رابطه معقول و سنجیدهای با غرب برقرار کردهاند.
اما در مجموع پس از پیدایش انقلاب اسلامی مخاطبان ما بیشتر کشورهای جهان سوم بودهاند. ارتباط با کشورهای جهان سوم به خودی خود هیچ عیب و نقصی ندارد چنان که در چارچوب جنبش عدم تعهد باید این روابط ایجاد شود. اما پرسش در این است که آیا خود کشورهای عضو جنبش عدم تعهد با ممالک غرب ارتباطی برقرار نمیکنند؟
یکی از مشکلات نگرشی ما این است که به دنبال ارتباط و تعامل صددرصدی هستیم حال آنکه ارتباط در دنیا یک ارتباط و تعامل نسبی است. ما در شرایطی به سر میبریم که نیازمند روابط چندجانبه با کشورهای شمالیم و نباید خودمان را به کشورهای منطقه و همسایه محدود کنیم.