یادداشتضرورت سرمایه‌گذاری بیشتر در صنایع نفت و پتروشیمی

تلاش برای درک پیام «بارکیندو»

شماره روزنامه: ۱۱۱۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۹۰۵۰۳ خبر

مسعود سیفی‌اعلاء- محمد بارکیندو، جانشین دبیرکل سازمان کشور‌های صادرکننده نفت (اوپک) که هفته گذشته در تهران مهمان یازدهمین همایش بین‌المللی نفت‌وگاز بود، ضمن سخنان خود در این همایش به نکته‌ای اشاره کرد که خود ما در این مورد کمتر تامل کرده‌ایم. وی با اشاره به منابع سرشار نفت‌وگاز کشورمان که به ترتیب ۱۲درصد و ۱۵درصد ذخایر نفت و گاز جهان را تشکیل می‌دهد، به این نکته پرداخت که سهم ایران از تولید جهانی نفت درحال‌حاضر ۷/۵درصد و از تولید جهانی گاز فقط ۳/۳درصد است. بارکیندو سپس از حاضران پرسید که به عقیده شما پیام این سهم نازل تولید ایران چیست؟

مسعود سیفی‌اعلاء- محمد بارکیندو، جانشین دبیرکل سازمان کشور‌های صادرکننده نفت (اوپک) که هفته گذشته در تهران مهمان یازدهمین همایش بین‌المللی نفت‌وگاز بود، ضمن سخنان خود در این همایش به نکته‌ای اشاره کرد که خود ما در این مورد کمتر تامل کرده‌ایم. وی با اشاره به منابع سرشار نفت‌وگاز کشورمان که به ترتیب ۱۲درصد و ۱۵درصد ذخایر نفت و گاز جهان را تشکیل می‌دهد، به این نکته پرداخت که سهم ایران از تولید جهانی نفت درحال‌حاضر ۷/۵درصد و از تولید جهانی گاز فقط ۳/۳درصد است. بارکیندو سپس از حاضران پرسید که به عقیده شما پیام این سهم نازل تولید ایران چیست؟ اکنون ما مانده‌ایم و این پرسش که واقعا پیام سهم نازل تولید ایران به رغم ذخایر سرشار نفت‌وگاز آن چیست و چه استدلال موجهی در این میان وجود دارد که عقب‌ماندگی موجود ایران از این قافله را توجیه کند. با توجه به ظرفیت تولید غول نفتی جهان یعنی عربستان سعودی که روزانه ۹میلیون بشکه نفت رهسپار بازار جهانی می‌کند و غول دیگری که در نزدیکی‌های قطب شمال (روسیه) با ظرفیت تولید روزانه ۸میلیون بشکه حاضر است، توان نازل ایران برای تولید روزانه ۱۷/۴میلیون بشکه و صادرات کمتر از ۴/۲میلیون بشکه را چگونه باید توجیه کرد.

در واقع سوالی که بارکیندو مطرح کرده است، از این زاویه قابل بررسی است که ایران با ذخیره‌ای معادل ۱۳۲میلیارد بشکه نفت، به عنوان دومین صاحب ذخیره نفتی باید سربه‌سر روسیه و ایالات‌متحده که هر دو نیز تولیدی تقریبا مساوی دارند نفت به بازار جهانی عرضه می‌کرد و سهم خود را در این بازار متناسب با ذخایری که دارد، حتی جلوتر از روسیه و آمریکا تثبیت می‌کرد. با این حال ایران درحال‌حاضر از مجموع ۸۸میلیون بشکه تقاضای بازار جهانی نفت فقط ۴/۲میلیون بشکه و بلکه کمتر صادر کرده و معادل ۶/۱میلیون بشکه نیز برای مصرف داخلی عرضه می‌کند. از این نظر ایران در‌حال‌حاضر حداقل نیمی از سهم خود در بازار جهانی نفت را از دست داده و به نفع رقبا میدان را خالی کرده است.

ناگوارتر آنکه روند کنونی برنامه‌ریزی‌های وزارت نفت برای افزایش تولید در چند سال آینده نیز به سمت تشدید خلاء حضور ایران در بازار جهانی نفت می‌رود. طی چند سال آینده که تا پایان برنامه چهارم باقی است، وزارت نفت موظف است ظرفیت تولید واقعی نفت ایران را ۴۰۰هزار بشکه افزایش داده و آن را به ۶/۴میلیون بشکه برساند. این عدد با توجه به دخالت فاکتور‌های مختلف، ممکن است ظرفیت اسمی تولید داخلی را به رقم فوق افزایش دهد، اما عملا محقق نخواهد شد، زیرا همان فاکتور‌هایی که در‌حال‌حاضر برابر گزارش‌های منابع بین‌المللی، تولید واقعی نفت کشورمان را کاهش داده و به مرز ۸/۳میلیون بشکه رسانیده است، با قوت خودنمایی می‌کند. این فاکتورها چه در بعد داخلی از حیث کمبود سرمایه برای توسعه میادین نفتی و محدودیت روابط بین‌المللی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی و چه در بعد جهانی از حیث سیاست‌های اوپک و مازاد عرضه کشور‌های غیرعضو اوپک، هرکدام به نوبه خود قابل تامل است.

اما روند افزایش مصرف داخلی انرژی نیز یک فاکتور بالقوه موثر در تشدید خلاء حضور آتی ایران در بازار جهانی نفت است، تا ۵سال دیگر مطابق آنچه که برنامه‌ریزی شده است، ظرفیت پالایشگاه‌های نفت ایران از ۶/۱میلیون بشکه کنونی به ۴/۲میلیون بشکه افزایش خواهد یافت که نشانگر افزایش ۸۰۰هزار بشکه مصرف روزانه در این بخش است. این بدان معنا است که حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت که حداکثر امکان تولید نفت به میزان ۶/۴میلیون بشکه در ایران‌ وجود داشته باشد، باز هم رقم صادرات نفت کشورمان به بازارهای جهانی از حدود روزانه ۱/۲میلیون بشکه متجاوز نخواهد بود و حال آنکه بازار جهانی نفت در این مدت به حجم تقاضای بیشتری غلتیده و معادل ۹۳ یا ۹۴میلیون بشکه در پایان دهه حاضر به صورت روزانه نفت‌طلب خواهد نمود. به معنای دیگر ایران در سال ۲۰۱۰ بیشتر از ۱/۲درصد از بازار جهانی نفت سهمی در اختیار نخواهد داشت که پیامی جز حذف تدریجی نقش آن در این بازار نمی‌دهد.

با این وجود صرف‌نظر از اهمیت حضور در این بازار بسیار حساس و پراهمیت، نکته‌ای که از نظر برنامه‌ریزی‌های داخلی مهم است، درآمدهای کلانی است که سالیان مدید از طریق صادرات نفت خام به دست آمده و پشتوانه مالی تحرک‌های اقتصادی شده است. نقش این درآمدها به قدری پررنگ بوده که تصور جایگزین کردن آن از طریق صادرات کالاهای غیرنفتی یا صادرات خدمات و غیره حداقل برای آینده نزدیک امکان‌پذیر نیست و تمام قرائن و شواهد نشان می‌دهد که اقتصاد ایران به این زودی‌ها قابل‌ رهایی از درآمد صادرات نفت خام نیست.

با این حال رویکردهای اخیر به توسعه ظرفیت‌های پالایشگاهی و افزایش تولید فرآورده‌های نفتی این امید را می‌دهد که چه بسا از طریق کم کردن نسبی مصرف داخلی، صادرات این گونه فرآورده‌ها با تولید ارزش افزوده بیشتر تا حدودی جای درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام را بگیرد وگرنه در غیر این صورت اقتصاد ایران از ناحیه کمبود درآمدهای ارزی در تنگنای بدی خواهد افتاد.

از سوی دیگر باید در نظر گرفت که نیاز واقعی برای سرمایه‌گذاری در تولید نفت‌خام حداکثر به میزان ۶/۴میلیون بشکه در روز به رقمی در حدود ۷۰میلیارد دلار بالغ‌ می‌شود که مسلما بدون سرمایه‌گذاری خارجی تامین آن مشکل خواهد بود. از میان خارجی‌ها فعلا شرکت‌های نفتی چینی‌اند که به سرعت در میادین نفتی ایران نفوذ کرده و به سرمایه‌گذاری می‌پردازند. شرکت‌های ژاپنی فعلا اهمیت موضوع را درک نکرده و میدان گسترده‌ای مثل آزادگان را از دست داده‌اند، شرکت‌های اروپایی نیز حضوری چندان پررنگ در این میان ندارند و آمریکاییان نیز به دلیل قوانین داخلی خود از دسترسی به صنعت نفت ایران محرومند. اگر چه محرومیت آمریکاییان و محدودیت اروپاییان برای سرمایه‌گذاری و فعالیت در حوزه‌های نفتی ایران در سه دهه اخیر توانمندی‌ها و قابلیت‌های ایرانیان را در تمام عرصه‌های صنعت نفت تقویت کرد و به مرحله خودباوری رساند، اما در‌حال‌حاضر در کنار این خودباوری، نیاز ایران به سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز و پتروشیمی، چنانچه رییس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی می‌گوید به ۲۰۰میلیارد دلار بالغ می‌شود تا در ۱۰سال آینده هزینه شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن