تهدید نفتی دیگر برای غرب
با ادامه سیر نزولی قیمت نفت و تلاش وزرای اوپک برای کاهش تولید و جلوگیری از ادامه این روند، همه گمانه زنیها پیرامون این موضوع است که قیمتها چقدر پایین میرود و آیا نفت ارزانتر تهدید تورم را کاهش میدهد و به پایین ماندن نرخ بهره کمک میکندو محرکی برای رشد اقتصاد جهان است یا نه.
با ادامه سیر نزولی قیمت نفت و تلاش وزرای اوپک برای کاهش تولید و جلوگیری از ادامه این روند، همه گمانه زنیها پیرامون این موضوع است که قیمتها چقدر پایین میرود و آیا نفت ارزانتر تهدید تورم را کاهش میدهد و به پایین ماندن نرخ بهره کمک میکندو محرکی برای رشد اقتصاد جهان است یا نه. اما بهرغم همه این گمانهزنیها آن روندهای درازمدت همیشگی هنوز تغییر نکرده است. در حقیقت در شرایطی که ما سالگرد دیگری از تحریم نفتی اوپک در اکتبر سال ۱۹۷۳ را میگذرانیم دنیای توسعه یافته و پیشرفته و به ویژه آمریکا تا شرایط امنیت انرژی فاصله بسیار زیادی دارد. علاوه بر وابستگی غرب به ذخایر نفت اوپک اکنون یک تهدید مالی دیگر از ناحیه دیگر اوپک در حال ظهور است و آن دلارهای نفتی است. در سال ۲۰۰۶ مازاد حساب جاری اوپک به ۲۴۰میلیارد دلار میرسد که این معادل مجموع مازاد حساب جاری کشورهای در حال توسعه آسیا از جمله هند و چین است. در حالی که اقتصاد آمریکا در استفاده از انرژی از سال ۱۹۷۳ صرفهجوتر شده و در نتیجه نسبت به شوکهای نفتی شبیه سال ۱۹۷۳ کمتر آسیبپذیر است اما بیشتر از گذشته در معرض خطر شوکهای مالی قرار دارد. در سال ۱۹۷۳ آمریکا بزرگترین پرداختکننده اعتبار به دنیا بود و در نتیجه در برابر حمله به دلار آسیبپذیر نبود. اما امروز آمریکا خود ۳تریلیون دلار به اعتباردهندگان خارجی بدهکار است. به این ترتیب بیش از حد در برابر مکانیزمهای خارجی آسیبپذیر است.
برخلاف اکثر کشورهای آسیایی، بسیاری از دولتهای عضو اوپک ذخایر مالی خود را در صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی سرمایهگذاری میکنند. از سوی دیگر ذخایر بانکهای مرکزی در کشورهایی چون ونزوئلا در کنترل رهبران سیاسی است که آشکارا با آمریکا در وضعیت تخاصم هستند. اگر میان واشنگتن و کاراکاس و یا واشنگتن و تهران رویارویی پیش آید این کشورها به راحتی میتوانند برای آمریکا بحران مالی ایجاد کند. خاورمیانه همچنان آشوب زده است و به اندازه سال ۱۹۷۳ برای غرب دردسر دارد. به این آشوب باید چند مشکل ژئوپلتیک انرژی هم ر ا اضافه کرد. این مشکلات یکی تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هستهای است و دیگری تلاشهای روسیه برای توسعه صنعت انرژی خود به عنوان ابزاری برای قدرت نمایی در برابر همسایگانی چون چین. به این مشکلات باید تلاش چین برای دستیابی به منابع انرژی بیشتر از طریق دادن امتیازات تجاری و سیاسی به کشورهای متخاصم با آمریکا را هم اضافه کرد. از سوی دیگر در حالی که شرکتهای نفتی آمریکایی سه دهه پیش قدرت را در دست داشتند اکنون اکثر شرکتهای نفتی دولتی هستند و بازتابدهنده سیاستهای رهبران کشورهایشان. در سه دهه گذشته واردات نفتی آمریکا بر اساس درصد مصرف داخلی دو برابر شده و به ۶۰درصد رسیده است. در نظر گرفتن یک تحریم نفتی موفق دیگر کار دشواری است چرا که اکنون شمار تولیدکنندگان و تامین کنندگان نفتی در روسیه و حتی آفریقا افزایش یافته است.در آخر باید گفت که نه عصر نفت به این زودی پایان مییابد و نه وابستگی رو به رشد غرب به سوخت فسیلی. آژانس بینالمللی انرژی پیشببینی کرده که در ۲۵ سال آینده تقاضای جهانی برای نفت تا ۵۰درصد افزایش مییابد. دلیل افزایش این تقاضا هم صنعتی شدن رو به رشد چین و هند و دیگر بازارهای در حال ظهور است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید نزدیک به ۴تریلیون دلار سرمایهگذاری جدید در بخش اکتشاف و ساخت زیرساختها در ربع قرن آینده نیاز است تا بتوان تقاضای نفت را با میزان منابع سازگار کرد. پیامد این شرایط اینگونه میشود که توده مالی در دست تولیدکنندگان اوپک بیشتر شده و غرب به طور تحقیرآمیزی همچنان به نفت وابسته خواهد بود.