غرب در پی تشکیل ناتوی اقتصادی
مترجم: نیلوفر قدیری - بازرگانان آسیایی شاید دوستانهترین فاتحانی هستند که دنیا به خود دیده است. اما همه ادب و لبخند این فاتحان از نگرانی غرب از ظهور آسیا و به ویژه چین و هند نمیکاهد. غرب اکنون به فکر ایدهای جدید برای مقابله با این ظهور است. این ایده چیزی نیست به غیر از منطقه آزاد تجاری اروپا – آمریکا که تحلیلگران آن را ناتوی اقتصادی میخوانند.
مترجم: نیلوفر قدیری - بازرگانان آسیایی شاید دوستانهترین فاتحانی هستند که دنیا به خود دیده است. اما همه ادب و لبخند این فاتحان از نگرانی غرب از ظهور آسیا و به ویژه چین و هند نمیکاهد. غرب اکنون به فکر ایدهای جدید برای مقابله با این ظهور است. این ایده چیزی نیست به غیر از منطقه آزاد تجاری اروپا - آمریکا که تحلیلگران آن را ناتوی اقتصادی میخوانند. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو ۵۰ سال است که سازمانی جنجالی است. اروپاییها بر این اعتقاد هستند که بدون وجود این سازمان، اروپای آزاد وجود نمیداشت. اعتقاد آنها این است که اگر ائتلاف غرب قدرت خود را نشان نمیداد. شوروی به سوی غرب پیشروی میکرد. در پایان جنگ سرد حتی منتقدان و مخالفان ناتو در غرب بر این باور بودند که کبوتر صلح به این دلیل زنده مانده که شاهین جنگ پنجه نشان داده است.
اکنون غرب خود را در میانه کشمکش دیگری میبیند که اینبار موضوع آن قدرت سیاسی و نفوذ دیپلماتیک نیست بلکه ثروت و قدرت اقتصادی است.
دو اردوگاه در این درگیری مقابل هم قرار گرفتهاند. در یکسو اردوگاه آمریکا و اروپا قرار دارد و کسی در سوی دیگر آسیا. هنوز شلیکی نشده و کسی قربانی نشده است. تهدید و اتهامی هم در کار نیست. سلاح اقتصادی آسیا هم قدرتمند است و در پس فرش قرمزهایی که برای مقامات و بازرگانان آسیایی در فرودگاههای دهلی و پکن و سنگاپور پهن میشود رویارویی سنگین اقتصادی نهفته است.
اکنون نقشی را که ناتو در دوران وجود تهدید نظامی ایفا کرده بود میتواند در چارچوب یک منطقه آزاد تجاری در دو سوی آتلانتیک ایفا کند. دو منطقه اقتصادی یعنی آمریکا و اتحادیه اروپا در کنار کانادا، این بازار بزرگ اقتصادی را تشکیل میدهند. آمریکا و اروپا در کنار هم ۱۳درصد کل جمعیت دنیا و ۶۰درصد قدرت اقتصاد جهان را تشکیل میدهند.
این طرح در صورت عملی شدن، برای غرب چند فایده دارد. از یکسو بهطور خودکار باعث نزدیکی روابط و همکاریهای آمریکا و اروپا میشود. اروپاییها در تمام سالهای گذشته که در مقابل دولت جورج بوش و سیاستهای توسعهطلبانهاش ایستادگی میکردند، برای همکاری اقتصادی با آمریکا با هم رقابت داشتند. ایجاد یک منطقه آزاد اقتصادی- تجاری فرصت نزدیکی همکاریهای اقتصادی میان دو طرف را فراهم میکند.
فایده دوم اقتصادی وجود یک بازار داخلی مطمئن و بزرگ مانند منطقه آزاد تجاری اروپا - آمریکا به سود سرمایهگذاران و کارگران غربی است. سرمایهگذاری ایجاد شغل میکند و غرب به این طریق میتواند بخشی از فرصتهایی را که از دست داده به دست آورد.ایجاد این منطقه آزاد تجاری برای غرب قلعهای میسازد در برابر آسیا.
آلمان از کشورهای اروپایی حامی این طرح است و در دوران ریاست دورهای این کشور بر اتحادیه اروپا در شش ماه اول سال۲۰۰۷ این طرح را پیگیری خواهد کرد.آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در دیدارهای خارجی خود به این نکته اشاره کرده است. هدف و منظور مرکل از منطقه آزاد تجاری، فقط همکاری اقتصادی نیست. مرکل بر حفظ ارزشهای غیرمادی غرب تاکید دارد. او بر این اعتقاد است که وقتی قلعهای اقتصادی و تجاری در غرب برای دفاع از حقوق و ارزشها تشکیل شود، این ارزشها گسترش هم مییابد.
اما آیا وجود یک منطقه تجارت آزاد در غرب از ظهور و رشد آسیا جلوگیری میکند؟ پاسخ به این سوال روشن است. غرب نمیتواند چنین کاری کند. فقط میخواهد فضای بیشتری برای فعالیت خود ایجاد نماید.
هنری کسینجر که او را پدرخوانده سیاست خارجی مدرن آمریکا میخوانند، هم از حامیان تشکیل چنین منطقه آزاد تجاری است. او میگوید وظیفه دولتهای غربی این است که جوامعشان را از نقطهای که اکنون در آن قرار دارند، به نقطهای بهتر هدایت کنند. کسینجر و همفکران او بر این اعتقادند که آسیا هنوز هم بیشتر از اینکه غربیها به این قاره وابسته باشند به غرب وابسته است. بدون وجود بازارهای غربی صادرات آسیا دچار فروپاشی میشود.
اشپیگل